تبلیغات
فرهنگ و اندیشه - زورگیرها و زیرمیزی بگیرها- سید علی محقق
فرهنگ و اندیشه
دکتر سید مهدی آقاپور
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 


زورگیرها و زیرمیزی بگیرها

 سید علی محقق، 8 بهمن 92

سال گذشته ماجرای زورگیرهای جوان خیابان كریمخان تهران به مدد فضای مجازی و شبكه‌های اجتماعی عالم گیرشد و به لطف دوربین‌های مداربسته این چهارجوان خشن به سرعت دستگیر شدند. همه اعضای این باند خشن كه بچه محل بودند، در اعترافات خود- راست یا دروغ - مدعی بودند كه می‌خواستند از این راه برای عمل جراحی مادرِ بیماریكی از اعضای گروه پول جمع كنند. دو عضو اصلی باند به فاصله كوتاهی پس از برگزاری جلسات دادگاه اعدام شدند و دو تن دیگر راهی زندان شدند. زورگیرها اما همچنان در خیابان‌ها جولان می‌دهند و صفحات حوادث روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها همه روزه پر است از خبرهای كوچك و بزرگی كه از افزایش این پدیده خطرناك اجتماعی حكایت دارد.

به موازات رشد سونامی وار باندهای زورگیر و تبهكاری‌های خیابانی دیگر، خبرها حكایت از پدیده اجتماعی زشت دیگری دارد كه روز به روز ابعاد تازه ای به خود می‌گیرد. این یكی اما نه در خیابان كه پشت میزهایی درون ساختمان‌ها و در مراكزی رسمی و نیمه رسمی در جریان است و عوامل آن نه جوانان خشن و بی پول كه به روایتی مرفه ترین قشر جامعه هستند. این روزها در خیابان افزایش هول انگیز زورگیری‌ها امان مردم را بریده است و در مراكز درمانی و مطب پزشكان پیشنهادهای بیشرمانه پرداخت زیرمیزی، امان بیماران را. زورگیرها همگی موتور سوارند و زیرمیزی‌بگیرها عمدتا شاسی بلند سوار می‌شوند، آن یكی بالای شهر می‌نشیند و این یكی جنوب شهر.
زورگیر خود را «عاقبت فرار از مدرسه» معرفی می‌كند و زیرمیزی بگیر محترم، به فرهیختگی و تخصص و دانش خود می‌نازد و به گفته یكی از اعضای كمیسیون بهداشت مجلس در جواب سین جیم‌های مسئولان نظارتی می‌گوید كه «همین است كه هست، می‌خواهید بخواهید، نمی‌خواهید هم از كشور می‌رویم!» نكته جالب اینكه هر دو گروه هم با دور زدن قانون و فراراز قواعد اجتماعی، پول زور و پول زیرمیز را حق خود می‌دانند. آن یكی جوان كم سواد و فقیری است كه به جایی نرسیده و شغلی ندارد و به جای رجوع به خود، عصیانگر شده و داشته‌های دیگران را حق از دست رفته خود می‌داند و با این خیال خام قمه و چاقو به دست در خیابان به دنبال آن می‌گردد. آقای پزشك نسبتا محترم و زیرمیزبگیر هم با رجوع به داشته‌های آكادمیك و تجربی خود و سال‌ها تحصیل و تخصص، تعرفه رسمی و قانونی را كمتر از حق واقعی خود می‌داند و طبیعتا مطالبه نا متعارف موسوم به زیر میزی را حقی واقعی می‌نامد.
از قضا هر دو گروه هم با چاقو سرو كاردارند و از قضا هر دو هم مدعی پنجه طلا بودن در صنف خود هستند. زورگیر اگررهگذر دست به جیب نشود، دست به چاقو می‌برد و این یكی به شرطی دست به چاقو می‌برد كه بیمارش دست به جیب شود. آن یكی به هر چقدر كه قربانی‌اش داشته باشد رضایت می‌دهد و این یكی برای خودش نرخ میلیونی دارد و اصلا كاری به موجودی جیب بیمار و تعرفه بیمارستان ندارد. آن یكی اگر رهگذر در برابر پول دادن مقاومت كند، تیزی می‌كشد و قربانی خود را چاقو خورده و خونین و مالین گوشه خیابان رها می‌كند تا بمیرد. این یكی، اگر بیمار نگون بخت پول و حساب بانكی پر و پیمان نداشته باشد به امان خدا رهایش می‌كند، مُرد هم مُرد، احتمالا چندان اهمیتی ندارد!
به طور قطع به نسبت جوانان كشور تعداد جوانان هنجار شكن و زورگیر اصلا قابل توجه نیست و به نسبت تعداد پزشكان شریف كشور، تعداد پزشكان زیرمیزی بگیربه هیچ وجه رقم بالایی نیست و به چشم نمی‌آید. اما واقعیت تلخ این است كه این روزها زورگیرها جامعه و خیابان را برای پدران، مادران، خواهران و برادرانمان ناامن كرده اند. به موازات آن پول‌های بی حساب و خارج از تعرفه و بیمه‌ای‌ هم كه برخی پزشكان مطالبه می‌كنند، هراس خانواده‌ها را از بیماری عزیزان خود دو چندان كرده است. چرا كه باید هم درد بیماری را به جان بخرند و هم درد بی پولی را.
در هر حال، بیش از یك سال از ماجرای زورگیرهای خیابان كریمخان گذشت، اما معلوم نشد آن جوان خشن درباره بیماری و هزینه عمل مادرش راست می‌گفت یا دروغ. اگر راست گفته باشد، معلوم نشد بعدها چه بر سر مادرش آمد. احتمالا آن جا هم پای یك پزشك زیرمیزی بگیر درمیان بود. واقعیت این است كه زورگیرها و زیرمیزی بگیرها اگرچه فرسنگ‌ها ازهم فاصله دارند، اما هر دو مولود یك جامعه هستند و شاید محصول یك مدیریت. مدیریتی كه می‌خواست جهان را مدیریت كند، اما اقتصاد و اجتماع محله و جامعه خودش را هم به امان خدا رها كرد...

                                      ******************************

    بی شك، زورگیرها و زیرمیزی بگیرها معلول ویژه بگیر های زالوصفت ومفت خور  هستند كه مثل قارچ های انگلی در جامعه ما جولان می دهند و كسی حریف آنها نمی شود. مسئولین هم فقط حرف می زنند تا مردم دلشان خوش باشد. خدا به خیر كند، جواب شهیدان را چه بدهیم؟

 



 






نوع مطلب : دیدنی ها و خواندنی ها، اجتماعی، سیاسی، 
برچسب ها :
ارسال شده در: یکشنبه 20 بهمن 1392 :: توسط : سید مهدی آقاپور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : سید مهدی آقاپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :