تبلیغات
فرهنگ و اندیشه - جایگاه اخلاقیات درورزش فوتبال كجاست؟
فرهنگ و اندیشه
دکتر سید مهدی آقاپور
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

وقتی صحبت از ورزش و رقابت به میان می‌آید، ذهن بسیاری از افراد ناخودآگاه و غیرارادی معطوف به فوتبال می‌شود. فوتبالی كه این روزها ویترین آراسته و فریبنده ورزش كشور ما شده است، ولی متاسفانه این ویترین سال‌هاست بدون تغییر مانده و گرد و خاك زیادی روی آن نشسته است. فوتبال كشور ما در اسم حرفه‌ای است، اما رسما نشانی از حرفه‌ای‌گری در آن دیده نمی‌شود. شاهد این مدعا هم جریمه‌های نقدی سرسام‌آوری است كه بعد از برگزاری هر مسابقه فوتبالی به كادر، بازیكنان و دست‌اندركاران و... تعلق می‌گیرد.

حرفه‌ای‌گری و اخلاق برای ورزش كشور ما دری بسته است كه كلید آن را در گفت‌وگو با استادان جامعه‌شناسی ورزشی دانشگاهها، دکترسید مهدی آقاپور،دکتر محمداحسانی، دکترفرزادغفوری و دکترمحمد رضا اسماعیلی جستجو كرده‌ایم:

                                                                        پیوند ورزش و اخلاق

به گفته دکترآقاپور از همان ابتدای تاریخ و عصرباستان كه ورزش به صورت رقابتی مطرح شد به همراه خود بحث اخلاق ورزشی را هم به میان آورد. در تاریخ رقابت‌های المپیك هم آمده است كه اندیشمند بزرگ دوران باستان، پنیدارس حکیم ، قبل از شروع رقابت‌ها طی یك سخنرانی، بحث اخلاق و رعایت هنجارهای اخلاقی را برای ورزشكاران گوشزد می‌كرد و آن را به داوری و شکست و پیروزی در جهان هستی پیوند می داد.

در فرهنگ باستانی ایرانیان و تمدن غنی آن نیز از گذشته‌های دور بحث اخلاق و ورزش با هم پیوند خورده بودند و مکتب اسلام نیز بر همین رویکردتاکید داشته ونیرومندی راباخردمندی و تهذیب نفس همراه دانسته است. مثلا در ایران باستان معلم ورزش كسی بود كه هم به لحاظ پاکی و راستگویی و هم به لحاظ مهارت‌‌‌های حركتی و نیرومندی سرآمد دیگران بود. در اندیشه حكیم ابوالقاسم فردوسی هم با مضامینی آشنا می‌شویم كه ورزشكار را با جنبه‌های اخلاقی و رفتاری معرفی كرده و او را پهلوان می‌نامد. اما وقتی پای ورزش مدرن بویژه فوتبال به میان می‌آید اصول اخلاقی را در میادین ورزش و مسابقات فوتبال كمرنگ و كمرنگ‌تر می‌بینیم. زیرا در ورزش مدرن فوتبال اصل اول برد و باخت است و گرچه نظریه‌پردازان ورزش مدرن نظیر پیرکوبرتن همیشه در تئوری‌های خود بر متعالی شدن ورزشكاران در میادین ورزش و انتقال این تعالی به جامعه تاكید داشته‌اند، اما در عمل، واقعیت همواره طور دیگری بوده است که عوامل سیاسی و تجاری و رسانه ای دخالت داشته اندبه طوریکه نه تنها با فساد آشکار و پشت پرده خود از رویکرد اخلاقی و ورزشی سالم فاصله گرفته اند بلکه در حد یک سیرک نمایشی و یک کارناوال غوغاسالار و یک مصرف مک دونالدی در ورزش و فوتبال سقوط کرده است .

فوتبال پولی به جای حرفه‌ای

حتما بارها و بارها اصطلاحاتی چون «ورزش آماتوری» یا «ورزش حرفه‌ای» را شنیده‌اید. وقتی هم به تفاوتشان فكر كرده‌اید اولین جوابی كه به ذهنتان رسیده است وجود پول در ورزش حرفه‌ای است، اما دكتر محمد احسانی، استاد دانشگاه تربیت مدرس، معتقد است این برداشت درست نیست. او در این خصوص می‌گوید: «وقتی صحبت از ورزش حرفه‌ای می‌شود باید خیلی تخصصی به موضوع نگاه كرد. لازمه ورزش حرفه‌ای، اخلاق حرفه‌ای است و چون ما در كشور خودمان ورزش حرفه‌ای را درست تعریف نكرده‌ایم، بنابراین، تعریف مناسبی هم از اخلاق ورزشی نداریم. ورزش حرفه‌ای یعنی ورزش تخصصی ولی ما فكر می‌كنیم اگر برای ورزش كردن به ورزشكار پولی داده شود یعنی او حرفه‌ای است و ورزش ما حرفه‌ای شده است. در صورتی كه چنین برداشتی از پایه و اساس غلط و نادرست بوده و چنین فعالیتی، «ورزش پولی» نامیده می‌شود و نه ورزش حرفه‌ای و این دو مفهوم از اساس با هم متفاوتند و ساختارها و تشكیلات متفاوتی دارند.

ما از ورزش آماتور جدا شدیم، اما متاسفانه نتوانستیم وارد ورزش حرفه‌ای شویم و همین امر دلیل بروز انواع ناهنجاری‌های اخلاقی است كه در ورزش به اصطلاح حرفه‌ای خودمان با آنها روبه‌رو هستیم».

وی مقصر اصلی این اتفاق را غیرتخصصی بودن مدیریت ورزشی كشورمان می‌داند. به گفته این استاد دانشگاه، نگاه مدیریت ورزشی ما سطحی بوده و فقط به لایه‌رویی ورزش و تربیت بدنی معطوف است. برد و باخت همان لایه سطحی است كه دكتر احسانی به آن اشاره می‌كند و می‌افزاید: «مدیریت ورزشی ما تقصیری هم ندارد چون اصول و مبانی تربیت بدنی را نخوانده است، واحدی به نام جامعه شناسی ورزشی و فلسفه تربیت بدنی را پاس نكرده است، درسی به نام مدیریت حرفه‌ای در ورزش را نخوانده است، ماموریت و هدف كاری‌اش مشخص نیست، چشم‌انداز ندارد و در یك كلام تحصیلكرده تربیت بدنی نیست. فقط پولی در دستش هست و باید آن را خرج ورزش كند. ما اگر می‌خواهیم ورزش مملكت را در مسیر صحیح قرار دهیم و آن را مزین به اخلاق كنیم، در درجه اول به آدم‌هایی نیاز داریم كه واقعا تحصیلكرده این رشته باشند و عمق كنش‌ها و واكنش‌هایی را كه در میادین ورزش رخ می‌دهد، درك كنند».

خشت اول گر نهد معمار كج...

جامعه علمی جامعه‌ای است كه جزء جزء ساختارها و ساز و كارهای آن براساس مباحث علمی و منطقی بنا شده باشد، ورزش هم همین طور است یعنی مباحث علمی و تخصصی باید در ورزش جاری شود. علوم ورزشی فقط محدود به فیزیولوژی ورزش و علم تمرین نیست بلكه به گفته دكتر احسانی، مدیریت و جامعه‌شناسی ورزش هم علوم ورزشی بوده و اتفاقا مشاهده می‌كنیم كه بسیار مهم و تعیین‌كننده نیز هستند و در حقیقت زیربنا و اساس آن را تشكیل می‌دهند، بحث ورود اسپانسرها در ورزش هم علم است، مسوول روابط عمومی آن هم باید متخصص باشد و علم این كار را داشته باشد. دكتر احسانی معتقد است، نباید فكر كرد سفره‌ای پهن شده است و هر كسی می‌تواند بیاید و از آن لقمه‌ای بگیرد. این استاد دانشگاه تربیت مدرس در ادامه می‌افزاید: «این مشكلات از باشگاه‌ها شروع می‌شوند و به فدراسیون‌ها منتقل می‌شوند. یعنی بخش اعظم بدنه ورزش حرفه‌ای ما در حقیقت غیرحرفه‌ای است. پس نباید انتظار رفتار علمی و تخصصی و حرفه‌ای هم از این افراد داشت. وقتی ورودی غلط باشد نمی‌توان انتظار خروجی صحیح داشت. اخلاق ورزشی هم همین طور است، یعنی باید آن را از سطوح دبستان به ورزشكاران آموزش داد. وقتی از سطوح پایه به ورزشكاران اخلاق را آموزش دهیم پس از چند سال مربی با اخلاق، ورزشكار تیم ملی با اخلاق، داور با اخلاق و تماشاچی با اخلاق خواهیم داشت. خطر رفتارهای ضداخلاقی از طرف ورزشكاران چیزی نیست كه یكشبه رخ داده باشد پس یكشبه هم درست نمی‌شود. اینها یك فرآیند هستند و به نظر من فرآیند حرفه‌ای‌گری ما درست نبوده است».

نكته: كارشناسان، دولتی بودن ورزش، تزریق بودجه‌های بی‌حساب و كتاب، غیرعلمی بودن ورزش و مدیریت‌های سیاسی در ورزش را ازجمله دلایلی برمی‌شمارند كه به موضوع ناهنجاری‌های اخلاقی در ورزش دامن می‌زند

دكتر محمدرضا اسماعیلی، استاد دانشگاه آزاد اسلامی، نیز با این نظر موافق است و می‌گوید: «ورزش ما حرفه‌ای نیست بلكه پولی است. همیشه در بحث رقابت یك نكته وجود دارد؛ یكی این است كه خودم را قوی كنم و دیگر این‌كه مهارت حریف را كم كنم و ما متاسفانه جنبه منفی را یاد گرفته‌ایم و بیشتر به فكر ضعیف كردن حریف هستیم؛ مثلا در فوتبال ما مربیان همیشه طوری اقدام می‌كنند كه نشان دهند باشگاه تیم مقابلشان ضعیف است، درحالی كه در دنیای حرفه‌ای این طور نیست؛ یعنی وقتی در برابر یك تیم قوی بازی كنیم بیشتر لذت می‌بریم و رقابت بهتری هم داریم. به عبارت دیگر كسب پیروزی در برابر یك حریف قوی، افتخار بسیار زیادتری دارد».

ورزش، جزئی از اجتماع

وقتی حساب ورزش را از دیگر پدیده‌های اجتماعی جدا می‌كنیم، نتیجه همان چیزی می‌شود كه امروز در دنیای ورزش دیده می‌شود. دكتر فرزاد غفوری، استاد دانشگاه علامه طباطبایی، در این زمینه می‌گوید: «ما نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم همه پدیده‌های اجتماعی دارای عیب و نقص باشند، اما یك ورزش سالم و بی‌عیب و نقص را داشته باشیم. به عبارت دیگر اگر قبول كنیم ورزش تابعی از شرایط اجتماع است در نتیجه هر طوری كه مردم در جامعه رفتار ‌كنند، ورزشكار هم در زمین مسابقه چنین رفتار خواهد كرد. مثلا وقتی مغازه‌دار، راننده تاكسی و قصاب نتوانند جانب عدالت و اخلاق را رعایت كنند، یك ورزشكار هم نمی‌تواند در زمین آن را رعایت كند».

نكته‌ای كه این روزها در جوامع ورزشی حرف و حدیث‌های زیادی درباره آن مطرح می‌شود؛ حضور سیاسیون در مراتب مدیریتی ورزش است. یكی از مخالفان این حضور دكتر احسانی است كه می‌گوید: «در حال حاضر نقش سیاسیون در ورزش بسیار پررنگ شده كه همین عامل باعث كمرنگ شدن نقش آدم‌های متخصص در ورزش شده است. به نظر من اگر یك فرد سیاسی نقش مدیر ورزشی را بر عهده می‌گیرد، باید برای بهتر شدن اوضاع، كارهای زیربنایی و تخصصی را به افرادی بسپارد كه این كاره هستند و تحصیلكرده ورزشند.» در برابر نظر دكتر احسانی بد نیست نگاهی هم به نظر دكتر غفوری استاد بیندازیم كه دید مثبتی در این زمینه دارد. وی می گوید: «اتفاقا من با نظر سیاسیون در ورزش موافق هستم. از زمان كوبرتین هم ورزش تابعی از سیاست‌های دولت فرانسه بوده است و در زمان برگزاری المپیك 1896 هم برگزاركنندگان معتقد بودند كه بدون حضور سیاسیون نمی‌توان این رویای بزرگ را جامه‌عمل پوشاند.

گرچه از اول آرمان‌های المپیك فارغ از مسائل سیاسی بوده است، اما هیچ المپیكی هم به دور از مسائل سیاسی نبوده است. به نظر من چون ورزش یك پدیده سیاسی است پس عدم وجود سیاسیون در ورزش یك كمبود محسوب می‌شود».

فقط شعار

همیشه و همه جا صحبت‌های شعارگونه زیادی راجع به رعایت اخلاق در ورزش وجود داشته است. به نظر دكتر سیدمهدی آقاپور، استاد دانشگاه تهران، از نگاه جامعه شناختی، نظام ارزشی جامعه ما چه در بعد فرهنگ ملی و چه در بعد فرهنگ مذهبی با نظام ورزشی بویژه فوتبال ما همخوانی ندارد و ارزش‌های مذهبی و ملی ما در ورزش بیشتر جنبه تزئینی و شعاری پیدا كرده‌اند. جامعه شناسی ورزش و فوتبال به ساختارها و سازو کارها و معیارها و فرایند های این رشته در جامعه و تبادلات و آسیبها و علل و عوامل موثر بر آن به شیوه نظری و تجربی می پردازد

به گفته این استاد دانشگاه تهران، 3 سطح برای ارتباط اخلاق در ورزش مطرح است كه شامل اخلاق منصفانه، اخلاق جوانمردانه و اخلاق پهلوانانه است. وی در تكمیل سخنان خود این طور می‌گوید: «در بازی منصفانه، تیم‌ها براساس قوانینی كه در زمین وضع شده است بازی می‌كنند و هیچ امتیازی هم به تیم مقابل نمی‌دهند، اما در مفهوم بازی جوانمردانه كه كمی عمیق‌تر از بازی منصفانه است، گاهی اوقات پیش می‌آید كه بازیكن به حریف خود امتیاز ویژه‌ای را می‌بخشد مثلا بازیكن حریف مصدوم می‌شود و تیم مقابل توپ را بیرون می‌اندازد تا او درمان شود، اما بازی پهلوانانه، فراتر از بازی جوانمردانه و منصفانه است و در آن امتیاز بسیار زیادی به حریف داده می‌شود. و این سطوح سه گانه چیزی است  كه این روزها به هیچ وجه در ورزش فوتبال دنیا دیده نمی‌شود یا به صورت بسیار كمرنگی وجود دارد. به هر حال موضوع اصلی ورزش فوتبال امروز فقط برد است و به آسیبهای فرهنگی و تربیتی این رویکرد اصلا پرداخته نمی شود».

دكتر آقاپور مساله دولتی بودن فوتبال باشگاهی وبی پایه بودن فوتبال ملی، تزریق بودجه‌های بی‌حساب و كتاب، غیرعلمی بودن ورزش وعدم استفاده از دانش ورزشی، مدیریت‌های سیاسی و دولتی در ورزش را ازجمله دلایلی برمی‌شمارند كه به موضوع ناهنجاری‌های اخلاقی در ورزش دامن می‌زند. به گفته وی راهكارهایی هم كه در این زمینه وجود دارند، بسیار سطحی و صوری هستند مثل جریمه‌هایی كه به بازیكن بداخلاق تعلق می‌گیرد.

وی در ادامه می‌افزاید: «حتی در سطوح كلان تر هم راهبردهایی كه برای حل مساله عدم رعایت اخلاق وجود دارد، ویترینی و تزئینی هستند و استفاده عملی نمی‌شوند. قانونگذار هم نگاهی سطحی به مساله اخلاق ورزشی داشته است، نمونه آن پیش‌نویس برنامه پنجساله پنجم بود كه در ماده 13 از فصل اول آن به موضوع اخلاق ورزشی پرداخته بود، اما آن را فقط از جنبه تاسیس نمازخانه در ورزشگاه، برگزاری كلاس‌های اخلاق برای مربیان، قرائت قرآن و متون دینی قبل از شروع رقابت‌ها یا هدیه دادن به ورزشكاری كه جنبه اخلاق را رعایت كرده، بررسی كرده بود كه البته در نسخه نهایی قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه این ماده تغییر یافته و مباحث اخلاقی كلا حذف شده است، اما اینها كافی نبوده و به تنهایی تاثیرگذار نیستند».

عاملی كه اكثر اندیشمندان علوم ورزشی و جامعه‌شناسی ورزشی بر آن تاكید فراوان دارند این نكته است كه؛ آموزش اخلاق ورزشی نیازمند یك برنامه‌ریزی هدفمند و بلندمدت است كه باید از سنین نوجوانی و جوانی و از مدارس و آموزش و پرورش و دانشگاهها آغاز شود و دارای طرحی متناسب با هر دوره‌ای از زندگی یك فرد باشد و سپس به طور مناسب اجرا شود. در این بین نقش مدرسه و معلمان ورزش از هر گروه دیگری پررنگ‌تر و تعیین‌كننده‌تر است، بنابراین هر قدر زنگ تربیت بدنی در مدارس جایگاه شایسته‌تری داشته باشد و از كمیت و كیفیت بهتری برخوردار باشد، تربیت اخلاق ورزشی در بین دانش‌آموزان موفق‌تر خواهد بود. به همین منظور، سرمایه‌گذاری اصلی ورزش باید در این نهاد و در این مقطع قرار گیرد تا ورزشكارانی حرفه‌ای و با اخلاق برای آینده ورزش این مرز و بوم تربیت شوند. به همراه آموزش وپرورش سه نهاد اصلی دیگر در این زمینه بسیار مهم هستند که عبارتند از دانشگاهها ، رسانه های گروهی و وزارت ورزش و جوانان در کشور.  از منظر جامعه شناختی ، بدون هماهنگی و برنامه ریزی یکپارجه این چهار نهاد اصلی و فراگیر ، فرهنگ سازی و تحقق ورزش و فوتبال با رویکرد ی اخلاقی و سالم که متناسب با فرهنگ غنی ایرانی اسلامی ما باشد امکان پذیر نخواهد بود. 

فریبا فرهادیان /






نوع مطلب : علمی، فرهنگی، ورزشی، 
برچسب ها :
ارسال شده در: شنبه 24 اسفند 1392 :: توسط : سید مهدی آقاپور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : سید مهدی آقاپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :