تبلیغات
فرهنگ و اندیشه - فرهنگ پژوهی 12 تعریف های فرهنگ - دکترسیدمهدی آقاپورحصیری
فرهنگ و اندیشه
دکتر سید مهدی آقاپور
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

تعاریف فرهنگ در بیان فرهنگ شناسان ودانشمندان اجتماعی

تعاریف فرهنگ به تعداد دویست تا سیصد و حتی بیشتر در بیان دانشمندان آمده است. هرسکوتیس از دویست و پنجاه تعریف یاد می­کند و کروبر به سیصد تعریف اشاره دارد و گاه رقم چهارصد تعریف را نیز برای فرهنگ ذکر کرده­اند. آشوری و محسنی نیز در آثار خویش نزدیک همین تعداد از تعریف فرهنگ را برشمرده­اند. تعریف ادوارد تایلور در کتاب «فرهنگ ابتدایی» (1871) به عنوان تعریفی عمومی معروف شده است. در بیان تایلور «فرهنگ مجموعه پیچیده­ایست که شامل معارف، معتقدات، هنرها، صنایع، فنون، اخلاق، قوانین، سنن و بالاخره تمام عادات و رفتار و ضوابطی است که فرد به عنوان عضو جامعه از جامعه خود فرامی­گیرد و در برابر آن جامعه وظایف و تعهداتی برعهده می­گیرد.»

 

گی­روشه نویسنده کتاب تغییرات اجتماعی فرهنگ را عبارت می­داند از «مجموعه به هم پیوسته­ای از اندیشه­ها و احساسات و اعمال کم و بیش صریح که به وسیله اکثریت افراد یک گروه پذیرفته شده است و برای اینکه این افراد، گروهی معین و مشخص را تشکیل دهند، لازم است که آن مجموعه بهم پیوسته به نحوی در عین حال نسبی و سمبلیک، مراعات گردد.» ادوارد ساپیر در مقاله «فرهنگ، زبان و شخصیت» (1956) فرهنگ را عبارت از سیستم رفتارها و حالت­های متکی بر ضمیر ناخودآگاه می­داند به نظر وی «فرهنگ یک گروه شامل انواع مدل­های اجتماعی رفتار است که بوسیله همه یا اکثریت اعضای گروه جامعه عمل به خود می­پوشد و جامعه در حقیقت یک اصطلاح فرهنگی است که افراد به نسبت روابطی که با یکدیگر دارند برای بیان بعضی از صور رفتارهای خود به کار می­برند.[1] اتوکلاینبرگ در تعریف و تبیین فرهنگ در مقاله «چندگرایی فرهنگ در جهان متغیر» می­نویسد که «فرهنگ از نظر مردم به معنی موفقیت­های هنری و فکری متعالی است و توسعه علم و هنر و ادبیات و فلسه بیانگر نبوغ یک ملت است آنچه می­خوریم و می­آشامیم و می­پوشیم در انواع خانه­هایی که بنا می­کنیم، در روابطمان با اعضاء خانواده خود و با سایر افراد جامعه، در نظام ارزشی جامعه، در آنچه می­آموزیم، در تصورمان از خوب و بد، در آرزوهایمان، در نظرمان نسبت به سایر جوامع و در بسیاری چیزهای دیگر تجلیّات فرهنگ مشهود است.»[2]

حشمت­اله طبیبی در مقاله نهادهای اجتماعی میگوید مجموعه نهادهای اجتماعی یک جامعه است که فرهنگ آن جامعه را می­سازد. هیچ نهاد اجتماعی را نمی­توان یافت که خارج از فرهنگ جامعه باشد و درنتیجه تعاریف و ویژگی­هایی را که برای فرهنگ وجود دارد، در مورد هر یک از نهادهای اجتماعی نیز صادق است.[3] اصطلاح نهاد، نخست توسط غلامحسین صدیقی به مفهومی که در علوم اجتماعی به کار می­رود، مورد استفاده قرار گرفته است به نظر ایشان، نهاد ترجمه انستیتوسیون (Institution) است که در معنی تأسیس و مؤسسه تعبیر می­شود و از انواع آنها می­توان نهادهای خویشاوندی، دینی، سیاسی، اقتصادی و غیره را نام برد. [4]

از نظر سامنر جامعه­شناس آمریکایی، «فرهنگ عبارت از مجموعه آداب و رسوم و سنت­ها و نهادهای اجتماعی است». دوروبرتی جامعه­شناس روسی، فرهنگ را مجموعه افکار و دانسته­های نظری و عملی می­داند که تنها موجودِ واجد آن انسان است. ریکرت (فرهنگ را شامل همه امور و اشیایی می­داند که مرتبط با ارزش­های انسانی هستند. گوستاوکِلِم  اعتقاد دارد که فرهنگ شامل آداب و رسوم، اطلاعات، تخصص­ها علم و هنر، زندگی خانوادگی و مذهب است و هنگامی مطرح می­شود که تجربیات و دانسته­های گذشتگان به جوانان منتقل می­شود. هربرت اسپنسر فیلسوف و جامعه­شناس انگلیسی، در کتاب «اصول جامعه­شناسی» فرهنگ را به عنوان محیط فوق جسمانی (Superorganic) نام می­برد و منظورش از این مفهوم، جدا کردن آن از عوامل طبیعی و جسمانی است. ساموئل کنیک، جامعه­شناس آمریکایی، فرهنگ را مجموعه مساعی بشر جهت تطابق با محیط و اصلاح امور زندگی در نظر می­گیرد. کلارک وسیلر با کلّیت بسیار در کتاب انسان و فرهنگ (1922) فرهنگ را عبارت از کلیه مظاهر و شئون حیات یک ملّت می­داند.[5]

آلفرد مك گلانك‌لی[6] و همكارانش در كتاب مبانی جامعه‌شناسی، مفهوم فرهنگ را برهمه پدیدآورده‌های انسانی اطلاق می‌كنند كه نتیجه كار و تجربه جمعی منظم از گذشته تا به‌حال را نشان می‌دهد. هرچیزی مادی و خواه غیرمادی كه در مراحل مختلف زندگی به‌وسیلة انسان به وجود آمده است تحت مفهوم فرهنگ درمی‌آید. جوزف روسك و رولند وارن[7] در كتاب «مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی» فرهنگ را نحوه زیستی می‌دانند كه هر جامعه‌ای برای رفع احتیاجات اساسی خود از حیث بقا، ادامه نسل و انتظام امور اجتماعی اختیار می‌كند. بر اثر پیوستگی و اجتماع انسان‌ها است كه اشیاء و مادی، انگاره‌های سازمان اجتماعی شیوه‌های اكتسابی رفتار، معرفت، اعتقادات و كلید فعالیت‌های دیگر به‌منصه ظهور می‌رسند و تكامل می‌پذیرند. بنابراین فرهنگ عبارت است از تأثیراتی كه آدمی در محیط خود كسب می‌كند. ازقبیل خیش، مراسم و آداب قبیله‌ای احداث سند و شبكه توزیع برق، تابلوهای نقاشی، سمفونی، قصیده و غزل.

مالك‌بن نبی[8] در كتاب مشكل فرهنگ، فرهنگ مجموعه‌ای است از خصوصیات اخلاقی و ارزش‌های اجتماعی كه بر فرد از هنگام زاده شدن تأثیر می‌گذارد و به‌صورت رابطه ناخودآگاهانه‌ای در می‌آید كه رفتار او را با شیوه زندگی محیطی كه در آن زاده شده است پیوند می‌دهد. تی‌اس الیوت[9](1961)با نگرش مذهبی و دینی خود در كتاب «دربارة فرهنگ» معتقد است كه اصطلاح فرهنگ مانند «مردم‌سالاری» تقریباً هربار كه به كارش می‌بریم نه‌تنها نیازمند تعریف بلكه نیازمند شرح دادن هم هست و ضروری است بدانیم منظورمان از فرهنگ چیست، تا قادر به فهم فرق بین سازمان مادی اروپا و سازمان معنوی اروپا باشیم. الیت بر این نظر است[10] كه منظور از فرهنگ اول از همه چیزی است كه مورد نظر انسان‌شناسان است یعنی شیوه‌های زندگی ملتی معین كه در محلی واحد با یكدیگر زندگی می‌كنند. از نظر الیُت فرهنگ‌های برتر و فرهنگ‌های پست‌تر وجود دارند و فرهنگ‌های برتر عموماً ازطریق تفاوت عملكرد قابل تمیز است.[11]

اسپردلی و مك‌كوردی[12] ضمن قبول تعریف گسترده تایلوری از فرهنگ، بنا به ضرورت مطالعات مردم‌نگاری خویش در جوامع پیچیده تعریفی محدود را ارائه می‌كنند. آنان می‌نویسند كه «فرهنگ به‌معنی معرفت و شناختی است كه مردم جهت تعبیر و تفسیر رفتار اجتماعی خویش به كار می‌گیرند.» شرح و تفسیر آنان از این تعریف مردم‌شناسانه در بخش قبلی این پژوهش مطرح گردید. ازنظر بروس كوئن، «فرهنگ را می‌توان به‌عنوان مجموع ویژگی‌های رفتاری و عقیدتی اكتسابی اعضای یك جامعه خاص تعریف كرد. واژه تعیین‌كننده در این تعریف از نظر كوئن، همان واژه اكتسابی است كه فرهنگ را از رفتاری كه نتیجه وراثت زیست‌شناختی است،‌ متمایز می‌سازد.[13] فرهنگ عبارت است از ویژگی‌های رفتاری مكتسب اعضای یك جامعه[14]

ادگار اسکین[15] در کتاب فرهنگ سازمانی و رهبری  به تشریح واقعیت فرهنگ و ضرورت آن در درون سازمان­های جدید می‌پردازد او فرهنگ و رهبری را دو بخش مکمل یکدیگر در نظر می‌گیرد ولی قبل از هر چیز تعریف‌هایی را برای فرهنگ مطرح می‌سازد  

1- مشاهده قواعد رفتاری هنگامی که مردم در ارتباط متقابل با یکدیگرهستند از قبیل مراسم گوناگون و رفتاری که دارند و زبانی که بکار می‌برند ( گافمن 1967-1959- وان مانن 1979)

2- هنجارهایی که در گروه‌های کاری ظاهر می‌شود از قبیل هنجار خاص «یک کار روزانه خوب برای یک پاداش روزانه خوب» ( هومنز 1950)

3- ارزش­های مسلطی که بوسیله سازمان حمایت می‌شود مانندکیفیت محصول یا کنترل قیمت (دیل و کندی 1982)

به نظر اسکین همه این  تعریف‌ها تجسم فرهنگ سازمانی هستند که باید یاد گرفته شوند و به صورت خودبخودی عمل شوند هر روز نسبت به مسائل گروهی زندگی در محیط داخلی و خارجی آن جوابگو باشد.[16]

در دائرۀالمعارف بین­المللی علوم اجتماعی فرهنگ مورد توجه قرار گرفته  اما تنها تعریفی را  امروزه متداول می‌داند که ناظر بر رفتار اجتماعی می‌باشد. در بخش فرهنگ شناسی فرهنگ مجموعه ویژگی‌های رفتاری است که انسان را از دیگر گونه‌ها متمایز می‌سازد.[17] آگبرن و نیمکف در کتاب زمینه جامعه‌شناسی، فرهنگ را چنین تعریف می‌کنند: «مجموعه عناصر عینی و ذهنی که در سازمان‌های اجتماعی جریان دارند و از نسلی به نسل منتقل می‌شوند، میراث اجتماعی یا میراث  فرهنگی یا فرهنگ نام دارد.[18] و در عبارت دیگر می‌گویند آنچه جامعه می‌آفریند و به انسان­ها وا می‌گذارد فرهنگ نام دارد.[19]

ارنست کاسیرر در کتاب عمیق فلسفه و فرهنگ، زاویه دید جدیدی نسبت به فرهنگ و تعریف آن باز می‌کند او بر این باور است که صورت­های حیات فرهنگی انسان صورت­های سمبولیک هستند و ما بجای اینکه انسان را به عنوان حیوان خردمند بنامیم به وی لقب انسان سمبولیک می‌دهیم که در زمره مشخص­ترین خصوصیات فرهنگ انسان و شرایط تحول آن به شمار می‌رود.[20] صورت­های گوناگون فرهنگی سمبلیک از نظر کاسیرر، همان اسطوره زبان، هنر، دین، تاریخ و علم هستند که کتابش تفسیر مفصل هر یک از آنها به عنوان صور حیات فرهنگی یا سمبلیک می‌باشد.[21] در نهایت او فرهنگ را در مجموع به مثابه آزادی تدریجی نفس انسان تلقی می‌کند که زبان و هنر و دین و علم لحظات متنوع این فرایند هستند و در هر یک از آنها انسان نیرویی جدید یعنی نیرویی برای ساختن جهان ویژه خود جهانی آرمانی کشف و اثبات می‌کنند.[22]

تعریف‌های فرهنگ را دوتن از فرهنگ شناسان به نامهای کروبر و کلاکهان در کتاب خود به همین عنوان طبقه بندی نموده اند که داریوش آشوری تعدادی از آنها را ترجمه نموده است[23]. که عبارتند از: تعریف‌های تشریحی،تعریف‌های تاریخی،تعریف‌های هنجاری،تعریف‌های روان­شناختی، تعریف‌های ساختی ،تعریف‌های تکوینی



 [2] - اتوکلاینبرگ، مجله پیام یونسکو ویژه­نامه «فرهنگ و مردم»، شماره 148.

[3] - محمود روح­الامینی، زمینه فرهنگ­شناسی، ص 43-41.

[6]. آلفرد مك گلانك لی- مبانی جامعه‌شناسی ص 172

[7]- جوزف روسك و رولند وارن،‌ مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی ص 9 و 10

[8]- مالك‌بن بنی- مشكل فرهنگ ص 84

[9]- تی‌اس‌الیُت، درباره فرهنگ ص 149 و 150

 [12]- جیمز پ اسپردلی و دیوید و مك‌كوردی- پژوهش فرهنگی یا مردم‌نگاری در جوامع پیچیده ص 26

[13] -  بروس كوئن- درآمدی بر جامعه‌شناسی، ص 37

   [17] .international incelopedia of social science 3p548

[18] . آگبرن و نیمکف- زمینه جامعه شناس- ص 24

 [20] .ارنست کاسیرر- فلسفه و فرهنگ ص 40 و 41

   21-آشوری- تعریفها و مفهوم فرهنگ ص 39[23]






نوع مطلب : علمی، فرهنگی، 
برچسب ها :
ارسال شده در: شنبه 5 مهر 1393 :: توسط : سید مهدی آقاپور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : سید مهدی آقاپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :