تبلیغات
فرهنگ و اندیشه - فرهنگ پژوهی- 14 ویژگی های فرهنگ - دکترسیدمهدی آقاپورحصیری
فرهنگ و اندیشه
دکتر سید مهدی آقاپور
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

منصور وثوقی و علی­اکبر نیک­خــلق ضمــن تأکید بر این موضوع، آراء هرسکوتیــس در کتاب انسان­شناسی فرهنگی در زمینه خصوصیات سه گانه و به ظاهر متناقض فرهنگ- را مبنای کار خویش قرار داده­اند.[1]به عبارت دیگر از نظر آنان نیز عام و خاص بودن، ثابت و متغیر بودن و اجباری و ا ختیاری بودن، از ویژگی­های اساسی فرهنگ به شمار می­رود.

فرهنگ عام است زیرا به عنوان معرفت بشری از وجوه تمایز زندگی اجتماعی انسان و حیوان در تمام اجتماعات بشری وجود دارد. تمام جلوه­ها، عناصر و اجزاء فرهنگ در تمام زمینه­های زندگی اجتماعی انسان از ساختن ابزار گرفته تا تهیه پوشاک و غذا و مبادلات، ارضاء غرائز، قوانین و آداب و عادات، امور سیاسی و اقتصادی و حکومتی، فلسفه و عقاید درباره هستی و ماوراء طبیعــی، زبان، تجلّی آرزوها و شادی­ها و شیوه­های بیان آنها، آوازها و ترانه­ها، افسانه­ها، مثل­ها، ارزش­های اجتماعی، آیین­ها و پدیده­های دیگر حیات اجتماعی انسان وجود دارد.



[1] - منصور وثوقی- علی­اکبر نیک­خلق- مبانی جامعه­شناسی- ص 125- 122.

با این وجود این پیوندها در اجتماعات بشری همانند نیست، بلکه هر جامعه جلوه خاص خود را دارد که محصول تاریخ آن جامعه و متأثر از شرایط اقتصادی و اجتماعی خاص آن است، مثلاً در هر جامعه­ای انسان برای محافظت خود از سرما، لباس می­پوشد. این پدیده ادغام اجتماعات بشری وجود دارد و عام بودن فرهنگ را نشان می­دهد. اما هر جامعه در هر عصر و زمانی برای خود نوع خاصی از پوشاک را تهیه می­کند که با جامعه و زمان دیگر متفاوت است.

تفاوت بین لباس­های محلی، کردی، قشقایی، ترکمن، بلوچ و مردم سرزمین­های دیگر خاص بودن فرهنگ را نشان می­دهد که البته در محدوده فرهنگ ملی یک کشور مثل ایران می­توان این ویژگی­ها را تحت عنوان خرده فرهنگ یا پاره فرهنگ نیز بکار برد. ولی طرح آن در سطح گسترده­تر دلالت بر خاص بودن فرهنگ دارد.[1]

فرهنگ متغیر است زیرا تمام پدیده­های اجتماعی در معرض تغییر و دگرگونی ارزش شکل لباس، دوختن لباس، غذا خوردن (با دست یا قاشق)، شیوه مبادلات (چانه­زدن)، شیوه تولید، همسریابی، همسرگزینی، آداب و تشریفات، میهمان­نوازی و عصبیت­های خویشاوندی و محلی و غیره در معرض تغییر و دگرگونی قرار دارند. اما تغییرات فرهنگی کند و تدریجی هستند و در درازمدت صورت می­گیرند و در زمان کوتاه محسوس نیستند. اگر بخواهیم این تغییرات را اندازه بگیریم و کاملاً احساس کنیم، حداقل در مقاطع زمانی 40 تا 50 سال امکان­پذیر است.[2]

 اگر فردی از لحاظ سنی بزرگتر از ما باشد، وظیفه ماست که به او احترام بگذاریم و به او سلام کنیم. این پدیده فرهنگی- اجتماعی که مبتنی بر ارزش اجتماعی سن در جامعه ماست، بویژه در اجتماعات کوچک از جمله روستا که روابط افراد چهره به چهره و رویاروی و صمیمانه است، بیشتر مصداق پیدا می­کند. چنانچه اگر کسی به این کار بی­اعتنایی کند از طرف جامعه مورد سرزنش و شماتت قرار می­گیرد. بنابراین می­بینیم که این کار برای فردی که ملزم به اجرای آن می­شود تا حدودی با فشار و اجبار توأم است. حال اگر این امر متهم­تر و سنگین­تر باشد، احساس فشار بیشتر خواهد شد. اما این واقعیت را نمی­توان نادیده گرفت که فرد در برابر اجبار، اختیار هم دارد و این اختیار از او سلب نشده است وگرنه این همه اختراعات و ابداعات بوجود نمی­آمد. اینها نشان اختیار فرد است که می­تواند از چارچوب اجبار خود را بیرون بکشد و یا چارچوب را به میل خود تغییر دهد.[3]

آکبرن و نیمکـف هر فرهنگی را مرکب از اجزاء یا ویژگــی­های فرهنگــی (Culture traits) فراوانی می­دانند. ویژگی­های فرهنگــی با یکدیـگر می­آمیزنـد و واحدهـایی بـزرگ­تر به نام مجـموعه فرهنگــی (Culture Complex) می­آفرینند.بستگی­های متقابل اجتماعی اقتضا می­کند که در یک فرهنگ معین، ویژگی­های فرهنگی یا مجموعه­های فرهنگی در عین جدایی، نوعی تناسب یا «هیأت» (Configuration) داشته باشند و صورت­بندی­هایی که «انگاره­های فرهنگی»(Culture patterns) یا مدل­های فرهنگی (Culture models) نامیده می­شوند، به بار آورند.[4]

معمولاً تعدادی از ویژگی­های فرهنگی گرد می­آیند و یک واحد فعال­تر بوجود می­آورند که مجموعه فرهنگی نام دارد. از نظر او صنایع ماشینی و فردگرایی (individualism) و یک زنی (monogamy) در شمار مجموعه­های فرهنگی مغرب زمین هستند.

اگبرن و نیمکف با استناد بر نظر کاردینز (Kardiner) در کتاب فرد و جامعه 1939 (The Individual and the Society) می­گویند، با این شیوه، هر فرهنگی مدل­ها یا انگاره­های معین دارد و به وسیله آنها از فرهنگ­های جوامع و ادوار دیگر بازشناخته می­شود. انگاره­های فرهنگی ایجاب می­کنند که فرهنگ دارای وحدت باشد و حوزه فرهنگی (culture area) مشخص را بوجود آورد.[5] اگر فجایع طبیعی یا اجتماعی عظیم پیش نیایند، فرهنگ پیوسته گسترش می­یابد و پیچیده می­گردد. حوادث خطیری که فرهنگ را متزلزل می­کنند، معمولاً باعث از هم گسستن مجموعه­های فرهنگی و دگرگونی انگاره فرهنگی می­شوند ولی به ویژگی­های فرهنگی آسیب نمی­رسانند. از این رو فرهنگ­ها معمولاً در جریان تراکم و گسترش­اند. در تأیید این مطلب آگبرن و نیمکف به نظر کروبر (A.L.Kroeber) در کتاب هیئت رشد فرهنگ 1999 (Configuration of Culture Growth) اشاره می­کنند.

احسان نراقی نیز در اثرش «علوم اجتماعی و سیر تکوینی آن» ویژگــی­­های فرهـنگ را از قــول انسان­شناس آمریکایی هرسکوتیس (Herskovits) در کتاب بشر و کارش (1948) (Man and his works) نقل می­کند و آن را به هشت دسته تقسیم می­کند.

او می­نویسد که لفظ فرهنگ یا (کالچر) در اصطلاح انسان­شناسان آمریکایی بر محیط اجتماعی انسان به طور کلی اطلاق می­گردد، یعنی آنچه را که انسان چه از نظر مادی و چه از نظر معنوی بوجود آورده است. مثلاً قوم ایران تشکیل یک جامعه و ملّتی را می­دهد ولی فرهنگ ایرانی آن، در مشی و رفتار و نحوه کارکرد سِت که یک پژوهنده خارجی در حالات ایرانی­ها مشاهده می­کند.

انسان­شناسان آمریکایی آراء هرسکویتس را به این شرح پذیرفته­اند:

1- فرهنگ یک امر اکتسابی است. 2- فرهنگ عوامل طبیعی و روانشناسی و تاریخی زندگی انسان را دربردارد.

3- هر فرهنگی دارای مشخصات نیست که مربوط به ترکیب و ساختمان جامعه است. 4- فرهنگ دارای جنبه­های متعدد است.

 5- فرهنگ در طول زمان تغییر می­یابد. 6- در دنیا فرهنگ­های مختلف وجود دارد. 7- هر فرهنگی دارای قواعد و اصولی است که مطالعه علمی آنها را عملی و میسّر می­سازد.

8- فرهنگ یک وسیله سازگاری فرد با محیط خارجی و در عین حال وسیله­ای جهت ظهور مقدورات خلاّق اوست. هیچ قومی را نمی­توان ابتدایی یاوحشی خواند، زیرا قدرت ابداع و ابتکار در کلیه اقوام موجود است. چنانکه وقتی سازمان خانواده را در جوامع استرالیایی مطالعه می­کنیم، می­بینیم که با چه نحوه اعجاب­آمیزی زندگی انفعالی فرد، ممزوج با قواعد و قوانین حقوقی است. یا مثلاً در جامعه مالایایی چگونه احساسات مذهبی مبنا و پایه نظامی است که در آن تمنّیات و آرزوهای فردی با نظم اجتماعی هماهنگی کامل دارد.[6]

جواد منصوری[7] در کتاب فرهنگ، استقلال و توسعه ضمن پرداختن به تعریف و نقــش فرهنگ، ویژگی­های عمومی فرهنگ را دسته­بندی می­نماید. او می­گوید: چنانچه هر یک از معانی بیان شده فرهنگ پذیرفته شود واقعیت این است که در تمامی اقوام و ملل مشترکاتی وجود دارد که شناخت آنها در توجه به کارکردهای مختلف فرهنگی می­تواند اهمیت به­سزایی داشته باشد.

ویژگی­های عمومی فرهنگ از نظر این کتاب عبارتند از:

1- فراگرفتنی.2- قابل انتقال.  3- اجتماعی . 4- پاسخگوی نیازمندی­های اساسی بشر. 5- تحول­پذیر. 6- پایدار. 7- مشخص­کننده معیارها و ارزش­ها. هر فرهنگ با توجه به مجموعه خصوصیات خود نسبت به مسائل موضع­گیری، مرزبندی و ارزش­گذاری می­کند.[8]

 انتقال فرهنگی (Cultural Transmission) فرایندی است که توسط آن فرهنگ از طریق آموزش از نسلی به نسل بعدی منتقل می­شود، فرهنگ را به طریق زیستی نمی­توان به ارث برد. هر نسلی فرهنگ خود را می­آموزد و سپس آن را همراه با تغییراتی که در عصر خود حاصل شده به نسل خلق خود می­آموزند. انتقال فرهنگی تا اندازه­ای مداومت فرهنگ را طی نسل­های بسیار امکان­پذیر می­سازد. از لحاظ نسل جوان که فرهنگ را از بزرگان خود می­آموزد، این فرآیند فرهنگ­پذیری (Acculturation) نام دارد.[9]   به نظر روسک و وارن هر نسلی می­تواند از طریق انتقال فرهنگی از جایی که نسل قبلی فرهنگ را ختم نموده آغاز نماید. بدین ترتیب پیوسته چیزهای جدیدی به فرهنگ افزوده می­شود و این افزوده­ها سال به سال جزء مجموعه فرهنگ درمی­آیند. معهذا گاه بگاه ممکن است بعضی از این چیزها طرد و بی دور افکنده شوند.

تراکم فرهنگی (Cultural Accumulation) هنگامی صورت می­گیرد که طی یک دوره معین چیزهای افزوده شده به فرهنگ بیش از چیزهایی باشد که طرد می­شوند. در مجموع تاریخ بشر از تراکم فرهنگی برخوردار بوده است. با این حال بعضی از جوامع در بعضی دوره­ها ممکن است بیش از آنچه که کسب می­کنند، از دست بدهند و این منجر به زوال فرهنگی (Cultural Depletion) می­شود.[10]

همچنانکه فرهنگ­ها رشد و نما می­کنند و تغییر می­پذیرند، همواره قسمت زیادی از فرهنگ پیشین بر جای مانده و جزء فرهنگ جدید می­شود. گاهی تغییرات بالنسبه ناگهانی و سریعی به وقوع می­پیوندد که در دوره­ای از زمان نحوه زیست مردم مربوط به عمیقاً عوض می­کند. اما ارتباط با تمامی جنبه­های فرهنگ گذشته کاملاً گسسته نمی­شود و پیوستگی فرهنگی برقرار می­ماند.  یگانگی فرهنگی نیز از نظر روسک و وارن به معنای تشکل اجزاء مختلف فرهنگ نسبت به یکدیگر است. یگانگی کامل هرگز حاصل نمی­شود، ولیکن وجود همکاری به درجه­ای که احتیاجات اساسی زیستی مردمان برآورده شود، لازم می­باشد. به علاوه در برخی از فرهنگ­ها بعضی از موضوعات یا انگاره­ها شالوده­ای متجانس را تشکیل می­دهند که براساس آن می­توان اجزاء مختلف فرهنگ را متشکل ساخت.[11]

بسیاری از فرهنگ­ها به لحاظ سازمان­بندی خود برای برخی از موضوعات (Theme) یا انگاره­ها (Pattern) اهمیت بیشتری قائل هستند. این موضوعات در شئون مختلف فرهنگ مانند مراسم مذهبی، زندگی خانوادگی، طرز پرورش کودکان، رویه­های حکومتی و غیره انعکاس می­یابند. ممکن است که مردم خودشان به اهمیت وافری که برای این جهــت­گیری­ها قائل هستـند و این جهت­گیری­ها به انتخاب خود مردم مورد تأکید خاص آنهاست، واقف نباشند.

کلارک وسیلر (Clark Wissler) فهرستی 9 ماده­ای از جنبه­های تمامی فرهنگ­ها را معین کرده است از نظر او گفتار، لوازم­ مادی، هنر، اساطیر و معرفت­ علمی، رسوم مذهبی، نظام خانوادگی و اجتماعی، مالی و دارایی، حکومت و جنگ از جنبه­های مختلف فرهنگ محسوب می­شوند.[12]

ظاهراً تمام فرهنگ­ها در این جنبه­ها با یکدیگر شبیه هستند ولی در نحوه انجام آنها با یکدیگر گاهی اختلاف فاحش دارند. مثلاً گنجاندن جنبه جنگ در انگاره عمومی فرهنگ مورد انتقاد قرار دارد. زیرا فرهنگ­هایی دیده شده است که عملاً فاقد سنت جنگجویی است. همچنین بسیاری از فرهنگ­های ابتدایی دارای حکومت به مفهوم ظاهری کلمه نیستند و وظایف حکومتی توسط سازمان­های دیگر انجام می­پذیرد.


[1] - همان منبع، ص 122.

[2] - همان منبع، ص 124.

[3] - همان منبع، ص 125.

[4] - آگبرن، نیمکف، زمینه جامعه­شناسی، ص 24.

[5] - آگبرن، نیمکف، زمینه جامعه­شناسی، ص 100.

[6] - احسان نراقی- علوم اجتماعی و سیرتکوینی آن، ص 185و 186.

[7] - جواد منصوری، فرهنگ استقلال و توسعه، ص 15-5.

[8] - حواد منصوری- فرهنگ استقلال و توسعه، ص 9-7.

[9] - جوزف روسک و رولند وارن- مقدمه­ای بر جامعه­شناسی- ص 10.

[10] - همان منبع، ص 12.

[11] - همان منبع، ص 12.

[12] - همان منبع، ص22.






نوع مطلب : علمی، فرهنگی، 
برچسب ها : فرهنگی - علمی- اجتماعی،
ارسال شده در: چهارشنبه 21 آبان 1393 :: توسط : سید مهدی آقاپور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : سید مهدی آقاپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :