تبلیغات
فرهنگ و اندیشه - فرهنگ پژوهی- 16 رسانه ، بحران فرهنگی و فرهنگ پژوهی -2 دکتر سیدمهدی آقاپور حصیری
فرهنگ و اندیشه
دکتر سید مهدی آقاپور
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

   

vرسانه ملی، بحران فرهنگی وفرهنگ پژوهی

      در زمینه اهمیت ارتباطات در دنیای نوین و نقش وسایل ارتباط جمعی بویژه الکترونیک در تحولات فرهنگی و اجتماعی، بحث های فراوانی شده است. در دهه های گذشته رادیو و تلویزیون، مهمترین پروژه قرن بیستم لقب گرفته و با حضور چشمگیر و مؤثرش در درون خانه ها و خانواده ها در تمام اقشار و طبقات اجتماعی، از ارکان اصلی فرهنگ و تمدن رسانه ای جهان امروز محسوب می شود.

     بی شک، این رسانه ملی در ایران در مقایسه با سایر رسانه های گروهی نظیر مطبوعات، کتاب وسینما، از نظر کمیت و کیفیت برنامه ها، پیام ها و اثربخشی آنها بر مخاطبین در سطح عمیق تری قرار داشته و به سرعت و سهولت، اخبار، آگاهی ها و آموزش ها را در زمینه های گوناگون در جامعه گسترش می دهد. قابلیت ها وتوانایی های صدا وسیما به گونه ای است که جایگاه پر اهمیتی در ساختار اجتماعی و فرهنگی بدان اختصاص یافته و علاوه بر جنبه های تفریحی، فراغتی و سرگرم کننده، مهمترین ابزار خبری، سیاسی، اقتصادی، دینی، هنری و آموزشی و پرورشی در راستای هدایت افکار عمومی و توسعه فرهنگی و اجتماعی به شمار می رود.

      رادیو و تلویزیون در ایران به عنوان تنها رسانه ملی یک نهاد بی رقیب و زنده و پویاست که مردم را در جریان تازه ترین وقایع و رویدادها قرار می دهد و نقش آن در الگوسازی، هویت بخشی، تحکیم مبانی سیاسی و اجتماعی و وفاق جمعی هرگز قابل چشم پوشی نیست. به موازات این قابلیت های ارزنده، رسانه های گروهی بویژه تصویری، در ابعاد درون ملیتی و فراملیتی، نقش ها و وظایف حساسی در کاهش و کنترل و یا بالعکس درافزایش و تشدیدآسیب های فرهنگی و اجتماعی وتبدیل آن به بحران فرهنگی رادنبال می کنند.  لذا چونان وسیله ای دوچهره و شمشیری دولبه هستند که  می توانند به راحتی دستاویز  اغراض سوء فرهنگی، سیاسی، تجاری و تبلیغاتی قرار گرفته و با برنامه های نازل یا مبتذل و بی محتوی موجب تیرگی و مخدوش شدن چهره زیبای انسان و فرهنگ انسانی و در نتیجه فعال شدن عناصر و مظاهر آسیب های فرهنگی و تبدیل آن به بحران فرهنگی در جامعه گردند. (آقاپور- 1383)

      آلفرد سووی (Alfred Sauvy) ارتباطات را کلید دموکراسی در جوامع جدید می داند که به آزادگی یا بردگی انسانها منجر می شود و این فرایندهای متضاد در اثر برنامه های آگاهی بخش ویا غفلت آور وگمراه کننده در بین مردم حاصل می گردد.(معتمدنژاد،1371:23)

      موج های جدید در تهاجم فرهنگی باوسایل ارتباطی پیوندی تنگاتنگ دارند. در این دیدگاه وسایل ارتباطی نه یک عامل تهاجم فرهنگی، که تأمین کننده و مؤسس زیرساخت تهاجم فرهنگی است و این نقش، بسیار وسیع تر از انتقال محتویات فرهنگی است( مولانا، 1382 :38).

رسانه های گروهی بویژه صدا و سیما در شکل دهی و ساخت فرهنگ عمومی و باورهای دینی افکار عمومی و تعمیق بینش سیاسی در سطح جامعه تأثیر بسزایی داشته و بدون در نظر گرفتن مرزهای جغرافیایی، عقیدتی و فرهنگی امکان حضور در همه نقاط را دارند. (رحمانی فضلی،65:1379)

      صدا و سیما به عنوان یک سازمان بسیار بزرگ و مؤثر بر فرهنگ عمومی ، جایگاه حساسی داشته و به عنوان بزرگترین عامل تأثیرگذار بر رفتارها و روش های مردم درزندگی اجتماعی می باشدبه طوری که برنامه های آن در بین ایرانیان و خانواده های ایرانی از مقبولیت بالایی برخوردار بوده و در الگوسازی، اطلاع رسانی، آموزشی و برنامه های تفریحی و اوقات فراغت و سرگرمی در جامعه بسیار تعیین کننده است (فردرو ،389:1378)

      از نظر برخی، مطالعات فرهنگی در ایران کمتر صورت گرفته و خصلتی ایدئولوژیک دارند و محور اصلی بحث فرهنگ مدرن در ایران کنترل یا عدم کنترل فرهنگی بوده است که طی آن سیاستگذاری فرهنگی یا نگرش سیاسی بر نگرش علمی غلبه داشته است (بشیریه ،142:1379)

      اما مرور مطالعات فرهنگی ونمایه سازی آن نشان می دهد که علاوه بر پژوهش ها و همایش های مختلف درزمینه ساماندهی فرهنگی، مهندسی فرهنگی و سیاست گذاری فرهنگی، مطالعات فراوانی در قالب طرح های تحقیقاتی و یا رساله ها و پایان نامه های دانشگاهی وجود دارد که از زوایای مختلف به بررسی و آسیب شناسی فرهنگی مبادرت نموده و نتایج آنها منتشر شده است. (آقاپور- 1383) مطالعات فرهنگی درادبیات نظری جامعه شناسی در دهه های اخیر با رشد و توسعه صنعتی و نقد اقتصاد محوری و اهمیت یافتن فرهنگ در راستای توسعه افزایش یافت. در ایران از دهه 1370 بر تعداد مراکز فرهنگی و مطالعات فرهنگی افزوده شد که در سطوح ملی و استانی پژوهشهای جدی در حوزه فرهنگ، ارزش ها و رفتارهای فرهنگی انجام یافت(آزاد ارمکیغیاثوند،4:1384)

      با این وجود در زمینه مطالعات فرهنگی در ایران سه نکته قابل ذکر است:

      الف- با توجه به اهمیت فرهنگ و گستره توسعه فرهنگی مطالعات موجود اندک می باشد.

      ب- اولویت های پژوهشی و کاربرد نتایج بویژه در زمینه رسانه و فرهنگ قابل نقد است.

      ج- در زمینه بحران فرهنگی و بخش پنهان تهاجم فرهنگی مطالعات نادر است و نوعی پوشش روانی و اجتماعی و سیاسی وجود دارد.

      بدون شک مطالعات فرهنگی یک رشته علمی نیست و روش شناسی تعریف شده ای ندارد و حوزه های مطالعاتی آن گسترده و مبهم است ضمن آنکه معمولاً ذهنی گرایی در مقابل عینی گرایی، سوگیری ارزشی و تحلیل همراه با تعهد در بین پژوهشگران فرهنگی وجود دارد (دورینگ ،2:1378). درسالهای اخیرتبیین نظری دقیق تری از رسانه ها وفرهنگ ارائه شده ومطالعات فرهنگی بر نقش مهم رسانه ها بر فرهنگ تأکید می کند. این مطالعات در سه سطح کلان(تحلیل جامعه به عنوان یک کل)، سطح میانه(تحلیل نهادهای اجتماعی و عملکرد آنها) و سطح خرد(تحلیل درک افراد و انتقال معانی) می تواند به بررسی تعامل فرهنگ و رسانه بپردازد(هوور- لند بای،14:1382)

      در ایران با توجه به تداوم حیات اقتصاد محوری و غلبه آن بر فرهنگ و توسعه متأثر از جهانی شدن، ضرورت این نوع مطالعات فرهنگی و اثر بخشی وسایل ارتباطی بویژه رسانه ملی در سطوح کلان و خرد با روشهای مختلف کاملاً احساس می گردد. (آقاپور- 1389) این مقاله به موضوع نقش رسانه ملی دربحران فرهنگی بااستفاده ازمنابع کتابخانه ای و اسناد و مدارک موجود می پردازد و بیان مسأله آن با این ادبیات و سئوالات همراه است. 

1-بحران چیست وبحران فرهنگی چگونه بوجود می آید و خصوصیات آن کدام است؟

2-رسانه ملی چه خصوصیات و وظایفی دارد ونسبت آن با فرهنگ چیست؟

 3-رسانه ملی در کاهش یا افزایش بحران فرهنگی چه نقش ها و کارکردهایی بر عهده دارد؟

 4-کنترل و مدیریت رسانه ای بحران فرهنگی در مراحل پیشگیری و یا بروز بحران فرهنگی چگونه ترسیم می شود؟

5-چه راهبردها و راهکارهایی برای غنی سازی رسانه ملی و برنامه های آن می توان ارائه نمود؟

      محدودیت های مطالعه عبارتند از :

      1- تازگی داشتن موضوع رسانه و بحران و ابتکاری بودن آن

      2- آمیختگی موضوع با عناوین مشابه نظیر تهاجم فرهنگی

      3- اندک بودن منابع اختصاصی مربوط به بحران فرهنگی و ادبیات نظری آن

      4- اندک بودن پیشینه مطالعاتی و تحقیقاتی در این زمینه

      5- اندک بودن مدت زمان برای تهیه مقاله با توجه به اولویت زمانی آن

      6- برجسته تر بودن جنبه سیاسی و مدیریتی موضوع  بر جنبه علمی و فرهنگی آن

 

v    بحران چیست

      بحران (CRISIS) از منظر جامعه شناسی پدیده ای است آسیبی و اجتماعی که از حالت عادی، هنجارمند و پنهانی خود خارج شده و با گستره، شدت، پایداری و عمق مؤثر بر ساختارها و رفتارهای فردی و اجتماعی در سطح خرد و کلان، موجب تزلزل و دگرگونی بنیادین و قریب الوقوع نظام ارزشی، فرهنگی و سیاسی جامعه می گردد.

      آسیب فرهنگی در جامعه همانند زخم جسمی در ارگانیسم بدن انسان است. انسان به طور طبیعی دچار بیماری و آسیب های بدنی تحت تأثیر عوامل داخلی یا خارجی می گردد که قابل التیام و درمان است ولی چنانچه این زخم ها و آسیب ها دارای عمق شدید باشد و یا نواحی مصدوم گسترش یافته و در بدن انسان پایدار گردد، انسان و فعالیت های زندگی او در معرض تهدید و بحران حیاتی قرار می گیرد که درمان آن بسیار مشکل  می گردد.       بی شک، بحران فرهنگی و اجتماعی نیز از این قاعده پیروی می کند.

      چنانچه آسیب های اجتماعی نظیر اعتیاد، طلاق، بزهکاری، خشونت و ناهنجاریهای رفتاری و تمایلات فردگرایانه مثل خودخواهی و قدرت پرستی، ثروت اندوزی و باندبازیهای اقتصادی و سیاسی در جامعه از نظر میزان شدت، عمق، گستره و یا دوام و پایداری افزایش یابد، آسیب های اجتماعی تبدیل به بحران اجتماعی    می شوند. در این حالت، علل و عوامل داخلی و خارجی بحران از حالت پنهانی خارج و نظام اجتماعی را به سرعت در معرض فرو پاشی حتمی قرار می دهند که در این حالت چاره اندیشی برای کنترل و رفع آن بسیار دیر خواهد بود.

      با همین نگرش، تحولات جهان سمبلیک (فرهنگی) مانند دنیای طبیعت است که گام به گام ناهنجاریهای اجتماعی بر روی هم انباشته شده تا به قول فیزیک دانان به "نقطه بحرانی" می رسند. یک رودخانه آلوده وقتی به نقطه بحرانی می رسد، مسموم کننده می شود. اغلب آبزیان از بین می روند و شنا کردن در آن برای سلامتی خطرناک خواهد بود. ولی از نظر ظاهر هنوز هم می توان در آن قایق پارتی برگزار کرد. رسانه های الکترونیکی نیز قابلیت دگرگونی جامعه را به نقطه بحرانی و برگشت ناپذیر دارند که امروزه تحقق یافته است(پستمن، 102:1375)

      اصولاً پدیده بحران عبارت است از وضعیتی که نظم یک سیستم منسجم یا بخش های اصلی آن مختل شده و پایداری آن به هم می خورد به طوریکه سیستم به اصطلاح کاملاً قفل می کند و بین اهداف، برنامه ها، قوانین، سازمان و نیروی انسانی و مادی و عملکرد و بازده آن تعارض آشکارحاصل می شود. در چنین حالتی این فرایند ها در سیستم به وجود می آید:

      الف- فرصت ها و اهداف حیاتی سیستم به تهدید (threat) و ضد خود تبدیل می شوند.

      ب- زمان واکنش برای کنترل وضعیت بسیار محدود است.

      ج- مدیریت و عوامل تصمیم گیرنده غافلگیر (surprise) و منفعل می گردند.

      د- عومل و آسیب های ضعیف در بحران به صورت یکپارچه همدیگر را تقویت می کنند.

      ه- سیاست ها و راهکارهای موجود، مفید و اثربخش نخواهند بود.

      مفهوم بحران با فشار، اضطراب، فاجعه، بلا و خشونت همراه است که در حوزه علم پزشکی، به عنوان یک نقطه عطف میان تحول مساعد ونامساعد ارگانیسم می باشد و در مدیریت و تصمیم گیری سیاسی، نوعی وضعیت یا گونه ای رخداد است و در مجموع وضعیتی پویا با اختلال شدید در تعادل و ناهماهنگی بین عناصر جامعه است که شتاب شدیدی در فرایند بوجود می آورد (تاجیک،51:1379).

      در جامعه شناسی، مسأله اجتماعی اولین بار توسط مرتن و نیزبت (Merton-Nisbet) در کتاب مسائل اجتماعی معاصر مطرح می شود: مسأله اجتماعی یا بحران اجتماعی؛ حالتی است که یک نظام اجتماعی در پاسخ به تغییر تند محیطی دچار سوء یکپارچگی می شود و حداقل سازگاری متقابل میان اجزاء تشکیل دهنده آن و یا ساخت اجتماعی آن در معرض تهدید قرار می گیرد و به علت تغییرات شدید فنی و جمعیتی تعادل ساختاری نظام اجتماعی از بین می رود که جامعه شناس باید به عنوان یک تکلیف راه حلی جامعه شناختی(نه روا نشناختی)را برای این بحران و تعادل مجدد پیدا نماید(معیدفر،28:1379)

     آسیب شناسی(pathology) عبارت است از مطالعه و شناخت ریشه بی نظمی ها در کالبد و ارگانیسم انسانی یا اجتماعی که برای نقد جامعه مدرن تعیین کننده و برای پیشگیری از بروز نارساییهای فرهنگی واجتماعی و تجویز درمان آنها مفید است. در کشورهای در حال گذار شش بحران قابل شناسایی است که عبارتنداز بحران هویت، بحران مشروعیت، بحران مشارکت، بحران نفوذ، بحران توزیع و بحران یکپارچگی(کاظمی،1377 :124 و147)

      در واقع مشکل اجتماعی با بحران اجتماعی بسیار نزدیک است ولی تفاوتهایی نیز بین آنها وجود دارد. مشکل اجتماعی به منزله نابسامانی در روند عادی جامعه و مورد توافق گروهی است که برای رفع آن تلاش می نماید و بحران اجتماعی موقعیتی است که درآن، مشکلات جنبه ساختاری داشته و پیامدها و کارکردها حاکی از گذار مشکل به بحران در درون سیستم اجتماعی است. در این صورت راه حل های معمولی، دولتی و رسمی جوابگوی مشکلات وحل معضلات اقتصادی،اجتماعی و سیاسی نمی باشند، لذا منجر به بروز اغتشاش و اعتراضات عمومی خواهد شد که چنین شرایطی را بحران می نامیم(آزادارمکی،28:1375)

      در مجموع بروز بحران در هر نوع سیستم با مفاهیمی چون نقطه چرخش، واکنش فوری، تهدید جدی، عدم تعادل، ناسازگاری خرده سیستم ها، پیامد شدید ناگهانی،فشار غافلگیر کننده، ناامنی و نا اطمینانی، ظهور وضعیت جدید،کاهش کنترل،سردرگمی مدیریت، بی معنی شدن اهداف و آرمانها، بی هنجاری و اغتشاش در سیستم، هرج و مرج در اطلاعات و برنامه ها، فوریت زمانی، لزوم جراحی ها و تنش های شدید یا کلی همراه است و دست آخر اینکه مطالعات و پژوهش ها در این زمینه  فوق العاده اندک می باشد و لزوم آن احساس می شود.

 






نوع مطلب : علمی، فرهنگی، اجتماعی، 
برچسب ها :
ارسال شده در: سه شنبه 27 آبان 1393 :: توسط : سید مهدی آقاپور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : سید مهدی آقاپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :