تبلیغات
فرهنگ و اندیشه - فرهنگ پژوهی- 17 رسانه ملی،بحران فرهنگی و تهاجم فرهنگی-3 دکتر سیدمهدی آقاپور حصیری
فرهنگ و اندیشه
دکتر سید مهدی آقاپور
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

v   رسانه ملی، بحران فرهنگی وتهاجم فرهنگی

از  رفتار قبیله‌ای تا انتخابات!

دکتر سیدمهدی آقاپور حصیری-عضوهیئت علمی دانشگاه تهران

      بحران فرهنگی یک پدیده فراگیر و حاد اجتماعی دارای لایه های سطحی و عمقی، ابهام و پیچیدگی، بارارزشی، زمینه های ذهنی و ساختاری و تجلیات و نمادهای رفتاری مختلف است که شناخت دقیق آن را در نگاه صاحبنظران با مشکل مواجه می سازد به طوریکه امکان ارائه یک تعریف جامع و مشترک درباره آن وجود ندارد. از طرف دیگر از نقطه نظر فرهنگ شناسی، در شرایط متفاوت اجتماعی، مقوله فرهنگ و بحران فرهنگی با روش شناسی، طبقه بندی، رویکردها و ویژگی ها و پیامدهای گوناگونی مطالعه و تشریح می گردد که لاجرم مهندسی و مدیریت استراتژیک برای ساماندهی و کنترل آن، با فرض امکان، بسیار مشکل و متفاوت خواهد بود. فرهنگ از نقطه نظر جامعه شناسی فرهنگ با نگرش هایی مختلف و تا 250 تعریف بیان می شود که قدیمی ترین آن مربوط به ادوارد تایلور (Edward tylor) فرهنگ شناس معروف در کتاب فرهنگ ابتدایی ((Primitive Culture  در سال  1871می باشد (روح الامینی،17:1372). از نظر تایلور"فرهنگ کلیت در هم تافته ای است شامل دانش، دین، هنر، قانون، اخلاقیات، آداب و رسوم و هر گونه توانایی و عادتی که آدمی به عنوان عنصری از جامعه معین کسب  می کند" (آشوری،39:1375)

      در واقع مفهوم فرهنگ و همه عناصر مادی و غیر مادی آن که مفهوم تمدن را نیز در بر می گیرد در سه سطح کلان، متوسط و خرد ظاهر می شود:

      الف- سطح کلان شامل، نظام اجتماعی و ساختارهای سیاسی، اقتصادی، مذهب، خانواده و آموزش و پرورش.

      ب- سطح متوسط شامل نهادهای اجتماعی و خرده نظامهای فرهنگی درون آن

      ج- سطح خرد شامل سازوکارهای رفتار جمعی و کنش متقابل نمادین

      فرهنگ همه تجلیات سمبلیک و جمعی حیات انسانی اعم ازعلم وتکنولوژی، زبان وسخنوری، قابلیت ابزار سازی، هنر، مذهب، میراث تاریخی و تعلیم و تربیت را در بر می گیرد و یکپارچگی و هویت آن را حفظ می کند (کاسیرر،293:1360)

      نسبی گرایی فرهنگی بر نفی معیارهای مطلق برای ارزشیابی فرهنگ های بشری، هیچ فرهنگی را فراتر و فروتر نمی داند و بر اساس آن هیچ کس حق ندارد فرهنگی را برتر یا  پست تر بشمارد(ساروخانی،164:1370) تی اس الیت (T,S,Eliot) فرهنگ شناس برجسته با این دیدگاه به شدت مخالف است و به وجود مراتب برتری و پستی در بین فرهنگ ها قائل است(الیت،50:1369). بیدنی(Bidny) نیز دیدگاه مذکور را لبه پرتگاهی می داند که نژاد پرستی در طرف دیگر آن قرار دارد.

در اثر جاودانی محمد تقی جعفری تحت عنوان فرهنگ پیرو، فرهنگ پیشرو(1373) که با بررسی مفهوم فرهنگ در فرهنگنامه های معتبر کشورهای مختلف صورت گرفت مراتب ارزشیابی فرهنگی به چشم می خورد. بحران فرهنگی زمانی اتفاق می افتد که آسیبهای فرهنگی از حالت عادی و خمودی خارج شده از ویژگیهایی چون شدت، دوام، تراکم و گستردگی وقایع بحران آفرین برخوردار گردد. این وضعیت وخیم با آسیبهایی چون تهاجم فرهنگی، تأخر فرهنگی، ابتذال فرهنگی، بحران هویت و از خود بیگانگی، تضادهای ارزشی، گسست نسلی، هنجارمند شدن ناهنجاریها و فروپاشی اخلاقیات پیوندی نزدیک دارد که از مهمترین عوامل مؤثر بر آن رسانه های تصویری هستند. وقوع بحران فرهنگی و بروز شاخصهای نمادین آن از یک منظر جامعه شناختی در واقع از حالت پنهانی خارج شدن و گسترش شرایط عینی و ذهنی جامعه نسبت به یک پدیده عمومی نابهنجار فرهنگی است و گاهی شدت و عمق آن در بین مردم و پیکره نظام اجتماعی به حدی افزایش یافته و عناصر بحران آفرین و تعادل زدای آن فعال می گردند که به یک بحران فرهنگی تام تبدیل می شوند به طوریکه فرایند اجتماعی به صورت خود بخودی، توده وار و خشن به سمت دگرگونی بنیادین نظام اجتماعی و جایگزینی نظام جدید مبادرت می نماید.

      بحران فرهنگی دراشکال تضاد میان خرده فرهنگ ها و فرهنگ مسلط، از خود بیگانگی فرهنگی، اغتشاش و سردرگمی هویت فرهنگی و گاه در بازگشت به خود فرهنگی ظاهر می شود و انسداد و گره خوردگی فرهنگی ضمن ایجاد شکاف های هنجاری و اجتماعی می تواند بحران فرهنگی را به همراه داشته باشد. از منظر امنیتی، فرهنگ به مثابه یک مؤلف قدرت و یا یک نظام فرعی در درون نظام اصلی تحلیل می شود و به این اعتبار بحران فرهنگی با بحران در ابعاد سه گانه ملت، دولت و فرهنگ حادث می شود. زیرا فرهنگ نقش، گستره و کارکردی بسیار فراگیرتر از دامنه و عرصه یک مؤلفه قدرت را در بر می گیرد(تاجیک،29:1379).

      هنگام بحران فرهنگی، تضادها و چالش های فرهنگی بین خرده فرهنگ های مختلف درون جامعه نظیر تقابل فرهنگ نخبگان با مردم، خرده فرهنگ عامه با توده(رسانه ای)، خرده فرهنگ مدرن با سنتی، خرده فرهنگ مذهبی با هنری، خرده فرهنگ نسل جدید با نسل قدیم، خرده فرهنگ رسمی با غیر رسمی، خرده فرهنگ خانواده با آموزش و پرورش، خرده فرهنگ سیاسی و اقتصادی با خرده فرهنگ روشنفکری و تقابل خرده فرهنگ ها با بی فرهنگی ها (اقلیت با اکثریت) و نظایر آنها تشدید می گردد و تأخر فرهنگی پایدار مبتنی بر فاصله و تضاد آشکار و پنهان بخش مادی (تمدن) و بخش غیر مادی (معنویت) فرهنگ در پیکره جامعه به وجود می آید.

      لیویس(F.R.Leavis) بحران فرهنگی یا تنزل عمومی فرهنگ را ویژگی اصلی قرن بیستم می داند که در ویژگیهای یکسان سازی، استاندارد سازی و تسطیح فرهنگ تجلی می یابد. به نظر او اقلیت های فرهنگ پرور و پاسدار سنت های ارزشمند در این قرن مورد حمله قرار گرفته و به همین دلیل فرهنگ دچار بحران گشته است و تمدن به زیان فرهنگ پیش می رود و در تضاد با آن است. در این مسیر، دموکراسی توده ای، همزاد تمدن توده ای و فرهنگ توده عمل می کند که از طریق رمان، سینما، رادیو و تبلیغات ، به لذت طلبی کاذب، انفعال، تحریک عواطف پیش پا افتاده، توهم، خوش باوری و گرایش به خودارضایی در ذهن توده ها می انجامد و تبلیغات انبوه، زندگی عاطفی و کیفیت زندگی را به پایین ترین نقطه ممکن تنزل می دهد. از نظر لیویس مظهر جامعه توده ای و فرهنگ در قرن بیستم جامعه آمریکا می باشد که با تمدن مدرن خود فرهنگ و جامعه را دستخوش یکسان سازی و یکنواختی کرده است(بشیریه،51:1379)

 

v    تهاجم فرهنگی و بحران فرهنگی

      یکی از مهمترین علل و عوامل بحران فرهنگی، جریان تهاجم فرهنگی از خارج می باشد که از طریق  شیوه های متنوع، ابزارهای کارآمد و عناصر و مظاهر جذاب قابلیت تبدیل آسیب های فرهنگی به بحران فرهنگی را دارد.

      تهاجم فرهنگی به مفهوم نفی هویت فرهنگی و ملی یک جامعه به منظور سلطه فکری و سیاسی بر آن و استحاله باورها، ارزش ها، رفتارها و نگرش ها و آداب و رسوم زندگی جمعی یک ملت با الگوهای وارداتی و غلط بیگانه می باشد که توسط عموم افراد یک جامعه پذیرفته می گردد، مفهوم تهاجم فرهنگی با تعامل فرهنگی کاملاً مغایرت دارد. 

      اگر فرهنگ ملی بر اساس مبانی و ارزشهای خویش فرهنگ بیگانه را در رابطه ای دوسویه و متناسب با نیازهای موجود گزینش و تحلیل نماید و در قالب تولید فرهنگی همگون و جدید بر مردم عرضه نماید یک تعامل فرهنگی صورت می گیرد. ولی چنانچه ارتباط فرهنگی یک سویه و مبتنی بر اغراض سیاسی و منافع تجاری بیگانه باشد و با پذیرش تقلیدی محض و مبتذل همراه گردد، پدیده ای که بروز می کند تهاجم فرهنگی نام دارد که وقوع بحران فرهنگی نسبت تنگاتنگی با آن داشته و به تدریج در درون آن شکل می گیرد.                 

       تهاجم فرهنگی با رویکردهای تبادلی و تقابلی قابل تبیین است.  در رویکرد مبادله از دیدگاه اقتصادی و توزیع و تبادل کالای فرهنگی به فرهنگ نگاه می شود ولی در رویکرد تقابلی عنصر فرهنگ به مثابه مهمترین عنصر روابط انسانی تلقی می گردد و بر حفظ آن در مقابل فرهنگ بیگانه پای می فشارد(کچوئیان،40:1382).

      این پدیده به صورت گسترده در ایران وجود دارد که باید چاره اندیشی اساسی و اقدامات سریع صورت پذیرد ولی در سطح دنیا صورت آشکار آن بویژه در روند جهانی سازی اقتصاد محور، رسانه های مبتنی بر تبلیغات تجاری و مصرف انبوه، نمایش کالاها و لباس های غربی و تسلط خشونت و جنسیت بر فرهنگ اجتماعی و اندیشه و احساس انسانهای عصر پست مدرن طی چند دهه اخیر بروز کرده است.

      نیل پستمن(Neil-postman) سرشناس ترین جامعه شناس رسانه ای، آمریکائیان را سرگرم ترین، کم اطلاع ترین و بی خبرترین ملت جهان غرب می داند که از حداقل اطلاعات عمومی بی بهره اند. از نظر او تولید روزمرگی، نمایش های شادی زا و خیمه شب بازی های سرگرم کننده برای خوشگذرانی لجام گسیخته را سازمانهای غول پیکر تولید خوشی و بی غمی بر عهده دارند که طی آن شعور اجتماعی بی ارزش و در قالب نوعی قهقهه و غریو شادی جمعی درآمده و از شهروند متعهد تماشاچی بی خیال ساخته و مسائل جمعی تا مرز پرده های و اریته های نمایشی تنزل می یابد و در نتیجه، مجموعه ملت در خطر و اسیر بحران می گردد (پستمن،10:1378)

      پیش بینی این نوع پوچی و بی هویتی فرهنگی را آلدوس هاکسلی(1931 ) در رمان تخیلی "دنیای قشنگ نو" (Brave New World) به زیبایی ترسیم کرده است که آن روی چهره رمان معروف جرج ارول تحت عنوان "هزار و نهصد و هشتاد و چهار(1984)" می باشد. این دو کتاب از شاهکارهای ادبی جهان به شمار می روند که با همین نام به زبان فارسی ترجمه و منتشر شده اند(پستمن،18:1387)

      سلطه فرهنگی غرب از طریق بنیادهای چند ملیتی با تقویت نظم نوین جهانی در ابعاد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و فرهنگی دنبال می گردد که خلق تئوری های به ظاهر عملی، استفاده از مراکز آموزش عالی و گسترش تکنولوژی پیچیده تخصصی و الکترونیکی در کشورهای جهان سوم از راهبردهای اصلی آن محسوب می شود (برمن، 260:1373) در واقع جریان جهانی شدن یک پروسه با برنامه جهان غرب است که به دلیل برتری اقتصادی و تکنولوژیکی در صدد نفوذ در درون مرزهای ملی تمام نظام های جهان است. جهانی شدن با رشد تکنولوژی ارتباطات همراه بوده و موجب فشردگی زمان و مکان، همجواری مجازی، کش آمدن مناسبات اجتماعی در طول مکان، کوچک شدن جهان و در نهایت به تعبیر مارشال مک لوهان، موجب پیدایش دهکده جهانی گشته است. جهانی شدن به معنای پروژه غربی سازی، سیطره تکنولوژیک غرب و یا گسترش اقتصاد سرمایه داری در جهان با معنویت سازگار نخواهد بود زیرا با استفاده از ابزارهای ارتباطی و ماهواره، اینترنت و مسلط شدن سود و منافع اقتصادی فضیلت و سعادت انسان در معرض خطر حتمی قرار می گیرد و بحران هویت به عنوان تهدیدی جدی برای معنویت بوجود می آید که بسیار خطرناک تر از بحران های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است و موجب انحطاط تمام ابعاد جامعه و فروپاشی نظام اجتماعی می گردد(مجمع تشخیص مصلحت نظام1385).

مبانی اصلی فرهنگ غربی که جهانی شدن بر پایه آن بنا می گردد، عبارتند از:

1-    زندگی دنیوی به عنوان آخرین منزلگاه بشر

2-    تضمین آزادی مطلق برای هر فرد یا گروه بدون مزاحمت برای دیگران

3-    اصالت قدرت در همه ابعاد فرهنگ سیاسی و اجتماعی بویژه در عرصه عمل

4-    اصالت لذت و بهره مندی در مادیات زندگی

5-    اصالت منفعت گرایی

6-    روش ماکیاولی در فرهنگ سیاسی

7-    رواج پراگماتیسم بدون تفسیر صحیح آن

8-    محدود کردن شناخت های علمی به روش های تجربی

9-    طرح مسائل گسیخته به عنوان فلسفه و جهان بینی

10-هنرهای مبتذل برای فروپاشی اخلاق و انسانیت

    ابتذال فرهنگی و استخدام فرهنگ مبتنی بر لذت مادی و سودجویی و سلطه گری، خود به تنهایی عامل نابودی فرهنگ هاست و در این شرایط مردم به دنیای بحرانی خود خو گرفته و زوال و فساد و هرج و مرج اقتصادی را پذیرفته اند.افول و زوال غرب را می توان با یک نمودار پر نوسان نشان داد که در پنجاه سال اخیر در آمریکا به مراتب بیش از گذشته روی داده و این جامعه را در معرض سقوط و انحطاط قرار داده است(جعفری،108:1373).

      در چنین جامعه ای، مطالعات پیمایشی به خوبی ثابت کرده است که ضمن از خود بیگانگی سیاسی و فرهنگی، انسانهایی با درآمد فوق العاده و تخصص های بالا بوجود می آیند که هیجان و سرگرمی، تفنن و تنوع و کیفیت زندگی مادی اصل مسلط در حیات فردی و جمعی آنان به شمار می رود(اینگلهارت ،206:1373).

 

v    تأخر فرهنگی و بحران فرهنگی

      تأخر فرهنگی یا پس افتادگی فرهنگی (Cultural lag) پدیده ای است که شهرها و جوامع در حال توسعه به طور طبیعی و دائمی با آن روبرو می شوند. گذر از جامعه سنتی به جامعه صنعتی و فراصنعتی و دگرگونی در سازمان اجتماعی و ساختارفنی و اقتصادی و ذهنیت ها و مناسبات عمومی همواره با نوعی تأخر فرهنگی همراه    می باشد که در شرایط مساعد به سرعت قابلیت تبدیل شدن به بحران فرهنگی و تهدید نظام اجتماعی را دارد ولی به هر صورت درجه خطر و بحران آفرینی آن از تهاجم فرهنگی کمتر می باشد. سیاست های از پیش تعیین شده در فرایند جهانی شدن و نظم جدید کمتر در آن دخالت دارند ولی با گسترش مدرنیته و توسعه رسانه های ارتباطی و الکترونیکی این پدیده در هر جامعه ای بوجود می آید.

      تأخر فرهنگی اولین بار توسط ویلیام آگبرن(William ogburn) در سال 1922 در کتاب دگرگونی اجتماعی (social changes) مطرح شد. این پدیده که با بحران فرهنگی ارتباط داشته  و یکی از جنبه ها و عناصر تقویت کننده آن را تشکیل می دهد، هنگامی در جامعه بروز می کند که یکی از جنبه های فرهنگ به میزان بیشتر یا قبل از جنبه های دیگر تغییر نموده و میان عناصر سازگار آنها به تدریج ناسازگاری و ناهماهنگی بوجود می آید. ناهماهنگی بین پیشرفت اتومبیل ها و کندی تغییرات جاده ها، ناسازگاری بین کارکردن زنان در کارخانه ها با آداب و رسوم خانوادگی و اجتماعی، اختراع ماشین های تکنیکی جدید و ثابت ماندن قوانین کار و تصادفات از مثالهای مشهور آگبرن می باشند. تضاد وناسازگاری متراکم و پایدار در بخش های مختلف جامعه از مهمترین ویژگی های وقوع بحران فرهنگی است که در پدیده تأخر فرهنگی به صورت های آشکار و پنهان وجود دارد.

      اصولاً مجموعه هماهنگ عناصر فرهنگی مادی و غیر مادی و تجلیات نمادین آنها وابسته به یکدیگرند و به صورت یکپارچه و منسجم یک ترکیب فرهنگی را بوجود می آورند. وقتی در این مجموعه یک یاچند عنصر جدید وارد می شوند که معمولاً به گونه ای بیشتر یا سریعتر از بقیه عناصر و نمادها تغییر می کنند، باعث عدم تناسب و ناهماهنگی در بین عناصر آن ترکیب فرهنگی می گردند که در این حالت پس افتادگی یا تأخر فرهنگی رخ می دهد (روح الامینی، 123:1372). عناصر مادی فرهنگ مانند مجموعه های مسکونی، کارخانجات و مراکز صنعتی، وسایل ماشینی و محصولات تکنیکی و حتی مواد غذایی و پوشاک و البسه و ابزارهای گوناگون است و فرهنگ غیر مادی شامل آداب و رسوم، هنجارها و باورها، دانش ها و هنرها و تعلیم و تربیت عمومی است که یک مجموعه همگون و هماهنگ را بوجود می آورد.

      تأخر فرهنگی ممکن است در اثر عواملی نظیر جنگ، انقلاب یا افزایش جمعیت و مهاجرت ها نیز بوجود آید که در نتیجه بین دو عنصر مادی یا دو عنصر غیرمادی و یا بین یک عنصر مادی و یک عنصر غیر مادی نزدیک به هم شکل می گیرد و هر قدر درجه گسترش، تراکم و ناسازگاری آنها زیادتر باشد احتمال وقوع تبدیل تأخر به بحران فرهنگی افزایش می یابد. تأخر فرهنگی غیر از عقب ماندگی یک جامعه بوده و مستلزم مراحل زیر است:

      الف- تشخیص حداقل دو متغیر مادی یا غیر مادی    

      ب- وجود سازگاری قبلی بین این متغیرها

       ج- تفاوت در شروع یا میزان تغییر متغیرها

      د- بروز فاصله و عدم تناسب و ناسازگاری بین متغیرها

      از نظر آگبرن، تأخر فرهنگی خطرناک در دنیای کنونی، عدم تناسب و سازگاری انسانها و جوامع و سیاستهای آنها در راستای افزایش انرژی هسته ای و بمب اتمی است زیرا بشر متمدن هنوز نتوانسته است در مورد کنترل و مهار انرژی هسته ای به توافقی جهانی دست یابد، لذا پس افتادگی فرهنگی به مرحله بحران فرهنگی ارتقاء یافته و جهان بشری را تهدید می کند. نظریه تأخر فرهنگی از نظر علمی و وجود مراحل چهارگانه، مشکل اندازه گیری، ناسازگاریها، عدم شناخت متغیر اصلی و فقدان معیارهای سنجش، مورد انتقاد دانشمندان علوم اجتماعی قرار گرفته است(روح الامینی، 127:1372).

       تأخر فرهنگی و بحران فرهنگی از نظر مفهومی با یکدیگر مترادف و هم معنی نیستند و این گونه نیست که صرف اقتباس دانش و تکنولوژی ارتباطی و صنعتی غرب موجب بروز بحران فرهنگی گردد. بی شک تکنولوژی ارتباطی نوین بار ارزشی و فرهنگی خاص خود را دارد که خصوصیات آن توسط ژاک الول در کتاب "جامعه تکنیک زده"به زیبایی ترسیم شده است:

1-   اتوماتیک بودن یعنی سلب گزینش و مسدود شدن همه راهها جز برای تکنولوژی

2-   تغذیه از خویش یعنی بازگشت ناپذیری و رشد هندسی و توسعه جبری و تسلط آن

3-   همه گیری تکنیک، یعنی محبوس نماندن تکنولوژی در یک سرزمین و رشد سریع آن در جهان

4-   خود مختاری و بی اعتنایی به عوامل اقتصادی و اجتماعی و دینامیسم درونی پیشرفت آن

5-   وحدت و کمیت به معنی یکپارچگی تکنولوژی با روابط و مناسبات جهان مخلوق خود

با این ویژگیهای دگرگون کننده چنانچه تکنولوژی الکترونیکی جدید در جوامع مبتنی بر آداب و رسوم، هنجارها و میراث فرهنگی و تاریخی خاص وارد گردد، قطعاً فرایند تأخر و پس افتادگی فرهنگی اتفاق خواهد افتاد که امری عادی و طبیعی جلوه می کند و مدیریت فرهنگی با تکیه بر فرهنگ و افکار عمومی باید برای کاهش این فاصله فرهنگی، با سیاست ها وبرنامه های مفید و اثر بخش اقدام نماید ولی در صورت عدم توجه و تدارک فرهنگی لازم و عدم ارائه آموزشها و آگاهیها برای مقاوم کردن جامعه نسبت به تنش های طبیعی بوجود آمده، تأخر فرهنگی به تدریج با گسترش، تراکم و پایداری بیشتر وارد مراحل عمیق تر می شود و به تدریج همراه باسایرآسیب ها وبویژه تهاجم فرهنگی به شکل گیری بحران فرهنگی می انجامد که مقابله با آن برای همه نظامهای اجتماعی و فرهنگی بسیار بحران آفرین و مشکل ساز خواهد بود.

      در چنین حالتی تأخر فرهنگی جزئی از بحران فرهنگی بوده و معمولاً در شهرهای بزرگ و اثر گذار فرهنگی در یک جامعه شکل می گیرد که موجب تنهایی و بیگانگی انسانها در انبوه خلق، ناهمگونی قومیت ها و مذاهب، ناسازگاری در تقسیم کار تخصصی، مسلط شدن روابط صوری به جای روابط طبیعی و بروز بی حوصلگی، افسردگی، ناکامی، فرافکنی، پرخاشگری و حس بیهودگی و پوچی در انسانها و بی اهمیت شدن نظام اجتماعی و ارزشی و اهداف سیاسی و فرهنگی جامعه و فروپاشی آن می گردد. این خصوصیات توسط جامعه شناسان شهری نظیر لوئیس ورث(louis wirth) و لوئیس ماممفورد(louis Mumford) تأکید شده است (گیدنز، 592:1373).






نوع مطلب : علمی، فرهنگی، 
برچسب ها :
ارسال شده در: شنبه 8 آذر 1393 :: توسط : سید مهدی آقاپور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : سید مهدی آقاپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :