تبلیغات
فرهنگ و اندیشه - فرهنگ پژوهی-18 رسانه ملی وبحران فرهنگی درایران-4 دکتر سیدمهدی آقاپور حصیری
فرهنگ و اندیشه
دکتر سید مهدی آقاپور
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

 رسانه ملی وبحران فرهنگی در ایران

 

M.Aghapour.JPG

     دکتر سیدمهدی آقاپور حصیری

     عضوهیئت هیئت علمی دانشگاه تهران

 بررسی مطالعات انجام یافته در زمینه آسیب های فرهنگی و پیامدهای آن به خوبی ثابت می کند که تهاجم فرهنگی و تأخر فرهنگی به صورت های گوناگون در جامعه ایران وجود دارد ولی هنوز تراکم ، پایداری و عمق آن به حد لازم جهت مبدل شدن آن به بحران فرهنگی نرسیده است، ضمن آنکه بخش پنهانی این آسیب های فرهنگی کماکان در حالت خمودی و در لایه زیرین آن بسر می برد و امکان تبدیل آن به بحران فرهنگی و در معرض تهدید قرار دادن نظام اجتماعی بوجود نیامده است. علت عدم تشکیل زمینه های کافی برای بروز بحران فرهنگی و تبدیل تهاجم و تأخر فرهنگی به آن را می توان در علل و عوامل زیر جستجو نمود:

      الف- حیات نسل اول و نسل دوم انقلاب اسلامی

      ب- وجود انبوه و زنده بودن ارزش های ایثارگری و ایثارگران در پیکره جامعه

      ج- تحقق نسبی توسعه اقتصادی در کنار امنیت و استقلال کشور

      د- ثبات و انسجام نظام سیاسی و تشکیل دولت  مقتدر

      ه- برجستگی روحیه مبارزه با ارزش های غربی و تهاجم فرهنگی

      و- وجدان جریحه دار ایران از رفتار غرب بویزه آمریکا در تاریخ معاصر ایران

      ز- استحکام میراث فرهنگی ایرانی اسلامی پر شکوه گذشته مبتنی بر مکتب حسینی(ع)

      با وجود این، عناصر و نمودهای تهاجم فرهنگی و تأخر فرهنگی به صورت آشکار در سطوح مختلف بویژه در شهرهای بزرگ در بین اقشار و طبقات مختلف وجود دارد و بخش پنهانی آن  نیز به حیات خود ادامه می دهد تا با رشد و فعال شدن در آتیه ای نامعلوم زمینه بروز و بحران زایی فرهنگی پیدا نماید.

 

      بی تردید امروز تهاجم فرهنگی در جامعه ما عینیت یافته و شاهد نفوذ فرهنگ بیگانه و ترویج فرهنگ مادی در ساختار ها و رفتارها هستیم که ناشی از دگرگونی نظام اجتماعی در اثر وقوع انقلاب اسلامی ورویارویی آن بافرهنگ مصرفی و جهانی سازی به مفهوم غربی سازی وهمچنین تحول عظیم در تکنولوژی های ارتباطی و اینترنت و ماهواره و گوشی های تلفن همراه و محتوای آلوده آنهاست . لیکن علیرغم خطیر بودن این مسأله، خود آگاهی عمومی در برابر آن شکل نگرفته است و جریان رو به رشد تهاجم فرهنگی با وجود برنامه ریزی های فرهنگی برای تولید کالاهای فرهنگی خودی، حاکی از ناتوانی نگرش های موجود و اثر بخشی اندک در مواجه با آن است که باید چاره اندیشی شود(معید فر، 237:1379)، زیرا پدیده تهاجم فرهنگی با قدرت انبوه عوامل خارجی و ضعف عوامل فرهنگی داخلی می تواند شدید و متراکم شده و به بحران فرهنگی مبدل شود. 

      در واقع مهمترین جنبه انقلاب اسلامی جنبه مذهبی و ارزشی آن است. نظام اسلامی پس از استقرار در پی ایجاد عدالت اقتصادی اجتماعی و حفظ هویت مذهبی   برآمد که با آغاز جنگ شدت یافت به صورتی که فرایند تغییر ارزشی در جهت کاهش نابرابری، تجملات و مصرف گرایی موجب رضایت انسجام و اعتماد و نظم اجتماعی شد اما از سال 1368 ،با خاتمه جنگ، این روند به کلی تغییر یافت و توسعه اقتصادی و ساختاراجتماعی را تحت الشعاع خود قرار داد. (رفیع پور ،111:1375) جامعه شناسی تغییرات فرهنگی در ایران نشان می دهد که از نظر مردم ایران، تهاجم فرهنگی به عنوان مهم ترین مسأله کشور درکنارتهدیدات نظامی واستثمارمنابع طبیعی و تحریمها و بحث هسته ای می باشد، لذا انجام مطالعات در این زمینه بسیار حیاتی است . تحولات فرهنگی در طی دهه های اخیر نشان از تحولات اساسی در ساختار نظام ارزشی ایران دارد. این تحولات ناشی از تغییرات جمعیتی و ساختاری و جابجایی در ساختار نیروهای فعال جامعه می باشد که جوانان جامعه را به مرکز تحولات و حوادث اجتماعی کشانده تا در متن نظام اجتماعی به عنوان نیرویی فعال در تصمیم گیریها و تحولات واکنش نشان دهند. (آزاد ارمکی ،233:1383). البته در فضای کنونی برخلاف دهه 60 وبا وجود تاکید رهبران جامعه جوانان به حاشیه رانده شده و چندان نقش مهمی در سیر تحولات و تصمیمات جامعه ندارند وانرژی جوان و خلاق و پویای آنان بیشتر به دنبال مدرک گرایی و مشکلات زندگی به جریان افتاده است که خود ناشی از چالشها و ناهنجاریهای بوجود آمده در ساختارها و سازوکارهای سیاسی و اقتصادی و بروز ثروت اندوزی ها و قدرت پرستی ها گروهای ذینفوذ و بالادستی جامعه انقلابی واسلامی می باشد. 

      به موازات این چالشهاوناهنجاریهای درونی ، دشمن غربی نیز در جهت توسعه طلبی سیاسی و فرهنگی خود شیوه محو یا مسخ فرهنگی را به صورت هجوم به دو عنصر اساسی هویت مسلمانی و ایرانی بودن و خود باوری جمعی تاریخی در ایران بکار برد که برای مقابله با آن باید به طور آگاهانه وبا برنامه با به صحنه کشاندن مردم و نهادهای مردمی قلمرو مقاومتهای فرهنگی مداوم و شایسته و اثربخش راایجاد وگفتمان سازی کرد و با ارائه آموزش های اصولی فرهنگی نسبت به این امر خودآگاهی عمومی ایجاد نمود. عوامل ضعف داخلی جریان فرهنگی در ایران با مفاهیمی چون نقص فرهنگی، تعارض و شکاف فرهنگی، اخذ عناصر فرهنگی خارج از قلمرو مقاومت مطلوب فرهنگی، تعمیم نیافتگی بحث فرهنگ ما و غرب، توجه صرف به ظواهر فرهنگ خودی بدون تبیین و بازشناسی گسترده مبانی آن، کمبود اندیشمندان و قوام ساختار اجتماعی، وجود سلطه طلبی و استبداد فکری و آثارآن مانند فقدان اندیشه ورزی و جو انتقادی در جامعه پیوند دارد(صدیق اورعی ،213:1374).

      این عوامل مقابله اصولی و مؤثر با تهاجم فرهنگی غرب را کم اثر ساخته یا خنثی می کند. بررسی مسائل روانی اجتماعی تهاجم فرهنگی درباره نوجوانان و جوانان در ایران نشان می دهد که غرب برای تحمیل فرهنگ خود، محو سازی فرهنگی را از طریق ابراز تصویری در پیش گرفته و انحصار دنیای تصویر را در تمام ابعاد دانش فنی و مدیریت در انحصار خود دارد  تجزیه و تحلیل آماری داده ها حاکی از گرایش به رسانه های غربی، گرایش به فرهنگ غرب و سبک زندگی جوانان غربی درمیان بخشی ازمردم ایران است که در بین گروههای سنی متفاوت است. (احدی، (211:1376) نتایج برخی پژوهشها مبنی بر هویت ناتمام، آشفته و یا از پیش تعیین شده برای نوجوانان ایرانی است که از احساس بی هویتی یا سردرگمی هویت رنج می برند و این بیانگر ضعف سیستم خانواده و مدرسه درایران است که باید هویت یابی را در نوجوانان تسهیل نماید (دارابی، 3:1385).

      بر اساس گزارش سازمان ملل متحد (2006) در زمینه سه شاخص رفاه و توسعه یافتگی شامل امید به زندگی هنگام تولد، درآمد سرانه و باسوادی، ایران در بین بیش از 200 کشور دارای رتبه 96  بوده و میانگین درآمد سرانه ملی آن 15 برابر کمتر از کشورهای اروپایی و ژاپن است. این رتبه ضعیف کشور در جهان پر رقابت امروز، حاکی از چالشهای عمیق در زمینه توسعه فرهنگی و ضعف در مهندسی فرهنگ ملی در ایران است (پسندیده،140:1385). ظهور فرهنگ مدرن غرب در ایران محصول ارتباطات با غرب، اصلاح نظام فرهنگی و اجتماعی ایران از قرن نوزدهم، پیدایش روشنفکران غرب گرا، نوسازی فرهنگی و آموزشی و اقتصادی در سده اخیر و ادغام تدریجی ایران در نظام جهانی بود. پس از وقوع انقلاب اسلامی کوشش برای ایجاد هویت فرهنگی جدید، افزایش سطح عفت عمومی، کنترل و تهذیب اخلاقی بر حسب معیارهای سنتی به مبارزه با مظاهر فرهنگ لیبرال غربی و تقبیح و کنترل نمودهای آن از طریق رسانه های عمومی و نهادهای آموزشی گسترش یافت(بشیریه ،146:1379).

      به همراه تهاجم فرهنگی، با توسعه اقتصادی و صنعتی و ورود تکنولوژی ارتباطی وارداتی در شهرهای بزرگ کشور، تأخرفرهنگی نیز تقویت شد و فاصله قابل ملاحظه ای بین فرهنگ مدرن رسانه ای با فرهنگ و ارزش های سنتی در بین مردم و ساختار های اجتماعی بوجود آمد.

      بی شک در جامعه فعلی ایران، از طرفی ساختار سنتی اقتصادی با امکانات و تقسیم کار ابتدایی، مشاغل معیشتی و ابزارهای ساده و دانش اندک به همراه سازمان اجتماعی سنتی با خانواده گسترده و گروههای اولیه و همگونی آداب و رسوم قومی و ذهنیت سنتی و تفکر ابتدایی و روابط عاطفی دیر پای در بافت شهری و جمعیتی مناطق مختلف کشور وجود دارد و از طرف دیگر ساختار اقتصادی از نوع نیمه صنعتی و صنعتی با فرهنگ مدرن با محیط پیچیده فنی  و شرایط نوسازی و تولید و مصرف انبوه  و تقسیم کار تخصصی و دانش و تکنولوژی جدید به همراه سازمان اجتماعی پیچیده با مؤسسات جدید و خانواده های هسته ای و گروههای ثانویه و شیوه های مدرن زندگی و تفریح و اوقات فراغت و تنوع وسایل ارتباطی نظیر کامپیوتر، ماهواره واینترنت وآموزش های گسترده دانشگاهی و تسلط علم و عقلانیت ابزاری با هنجارشکنی ها و سنت گریزی های مختلف در سراسر کشور به چشم می خورد. این فرایند دو گانه اجتماعی، ناسازگاری و ناهمگونی فرهنگ عامه با فرهنگ توده و نهادها و عناصر معارض آنها را با یکدیگر فراهم آورده و تأخر فرهنگی را در سطوح آشکار و پنهان دامن می زند.

      تأخر فرهنگی موجود ناشی از دوگانگی فرهنگ و عناصر مادی و غیر مادی آن با یکدیگر را می توان در بخش هایی نظیر اقتصاد مصرفی، تبلیغات تجاری، برج های غول آسا و مجتمع های بزرگ مسکونی و تفریحی، تعارض ارزش ها و هنجارهای ارزشی و مدرنیته، صنایع غول آسا با تکنولوژی وارداتی، بوروکراسی های پیچیده و پیشرفته سیستم بانکی و پولی و تعارض آنها باارزش های ناشی از انقلاب و دفاع مقدس، پیوندهای قومی و خانوادگی سنتی، محله های قدیمی و فرسوده، آداب و رسوم مذهبی و ملی و مناسبات اجتماعی و حالات عاطفی و ادبیات عرفانی و مسلکی در قشرها و طبقات مختلف مشاهده نمود که به روشنی دلالت بر وجود تأخر فرهنگی در سطوح خرد و کلان و متوسط دارد. پیامدهای آن به طور مداوم در قالب آسیب های زیانبار و گسترده اجتماعی خود را بروز داده و بر فرهنگ و نظام اجتماعی تحمیل می شود و این پدیده در صورت عدم توجه لازم گسترش یافته و زمینه بروز بحران فرهنگی را بوجود می آورد.

      حل این معضلات فرهنگی و کاهش تهاجم و تأخر فرهنگی بدون شک با راهکارهای رسمی، کلیشه ای، سیاسی و مقطعی و سطحی امکان پذیر نمی باشد و باید ضمن استفاده و فراتحلیل نتایج همه مطالعات و پژوهشها و با راهنمایی اندیشمندان و نخبگان فرهنگی در کنار انرژی عظیم اقشار خودجوش مردمی و حمایت مستمردولت و نهادهای دولتی و حکومتی از برنامه های مفید آنها در راستای سیاست های فرهنگی نظام، به اصلاح و هدایت فرهنگی جامعه همت گماشت تا زمینه بروز بحران فرهنگی در ریشه و پیکره خشکانده شود.

      با توجه به اهمیت خطیر مقابله با تهاجم فرهنگی در شرایط حساس معاصر ایران، شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 1377 با تصویب سیاست های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در ماده 15 طی 10 بند به تحکیم مبانی و ارکان فرهنگ اسلامی و مقابله با تهاجم فرهنگی اشاره نموده است. این شورای عالی همچنین سیاست های مقابله، تهاجم فرهنگی را به گونه مفصل و جامع با در نظر گرفتن کلیه اصول، ابعاد، مراحل، زمینه ها، ابزارها و پیامدها و راهبردهای نظری و عملی در سال 1378 به تصویب رساند که در نوع خود بسیار ایده آل و ارزشمند بوده و تحقق آنها توسط مدیریت استراتژیک و رسانه ای برای مقابله با بحران فرهنگی یک ضرورت تام می باشد. علاوه بر این راهبردها و راهکارهای صدا و سیما نیز در مصوبه 569 این شورایعالی در سال 1383 تصویب و به این دستگاه گسترده فرهنگی ابلاغ نموده است. دستگاهی که در همه کشور و حتی درون همه خانه ها و خانواده های هر ایرانی نفوذ کرده است و از میتواند از مهمترین شاخص های قدرت نرم فرهنگی ایران در رویارویی با تهاجم فرهنگی غرب و رسانه های جهانی آن باشد.

 اما در صحنه عمل و اجرا، با توجه به رویکردهای عموماً رسمی، مقطعی و برنامه های سطحی و نمایشی، این سیاست ها و مصوبات چندان در ساختارها و سازو کارهای فرهنگی و اجتماعی دستگاههای فرهنگی و پیکره عمومی جامعه تحقق نیافته است که خود قابل تأمل و ارزیابی است و باید چاره اندیشی اساسی نمود.

 

v    جایگاه رسانه ملی

     فرهنگ شناسان ودانشمندان علوم ارتباطات نقش ها ووظایف متنوع و خطیری برای رادیووتلویزیون برشمرده اند که گستره آن به میزان گستره کل جامعه و تمام ساختارها، نظامات و نهادهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، آموزشی، تربیتی، علم و فناوری، هنری، ورزشی، خانواده و مذهب می باشد. از نقطه نظر کارکردی، رسالت اخلاقی و انسانی، انتقال میراث فرهنگی، نقش فرهنگ سازی و اجتماعی شدن افراد، کارکرد تفریحی و سرگرمی، اطلاع رسانی و خبر، تعمیق ارزش ها و ارزش گذاریها، هدایت فکری و سیاسی، اعتلای ادب و هنر، تحکیم خانواده و شکوفایی فضیلت ها برای رسانه ملی عنوان شده است.

      در مقابل، از نقطه نظر انتقادگرایی، تخدیراجتماعی و رکود فکری، از خود بیگانگی، بی هویتی، فرارازواقعیت، مشارکت خیالی، سقوط فرهنگی وفرو پاشی اخلاق، مصرف گرایی، وقت گذرانی و سرگرمی انبوه،  هدر رفتن سرمایه انسانی، سطحی ونازل شدن ارزش ها و  توده وار سازی رفتارها و بی شکلی یا هرج ومرج کالاها ولباس ها  و در نهایت تقویت آسیب های فرهنگی و بروز بحران فرهنگی دامن گیر این رسانه فراگیر و فوق العاده اثر گذار می باشد. میزان اثربخشی این نقش ها و آثار مثبت یا منفی آنها در هر حالت با چهار عامل اساسی پیام دهنده، محتوای پیام، پیام گیرنده و زمینه اجتماعی بستگی تام دارد. هر چند قابلیت بی رقیب رسانه ملی و نوع ارتباط تصویری و الکترونیکی که اعتبار آن را تا مرز تکنولوژی ایدئولوژیک ارتقاء می دهد، خود اثرات کیفی عمیقی بر چهار عامل مذکور بر جای می گذارد. وظایف اصلی رسانه ملی عبارتند از:

      الف- وظایف آموزشی به صورت عمومی و تخصصی در همه زمینه های زندگی اجتماعی

      ب- وظایف خبری و اطلاع رسانی با سرعت و سهولت و انبوه و فراگیر از وقایع و رویدادها

      ج- وظایف تبلیغی برای معرفی واقعی یا کاذب کالاها و هنرها و برنامه ها و سازمانها

      د- وظایف هدایتی برای تصحیح افکار عمومی و ارائه اندیشه های جدید و خلاق و سازنده

      ه- وظایف تفریحی وفراغتی، با تولیدبرنامه های شاد و زنده و سرگرمی ها و مسابقات ورزشی

      مطالعه نظریه های موجود در زمینه ارتباطات و رسانه های گروهی و نقش آنها در راستای تحول فرهنگی و اجتماعی بیانگر اهمیت و جایگاه ویژه آنان در جوامه امروزی می باشدکه بنا به ضرورت موضوع فقط به اجمال مرور می کنیم . نظریه های معروف ارتباطات عبارتند از:

 الف نظریه تونیس

      فرد یناند تونیس(Ferdinand tonires) در اثر خود اجتماع و جامعه(1935)شکل گیری جوامع مدرن از اجتماعات سنتی را نتیجه مستقیم توسعه وسایل ارتباط جمعی می داند. بروز افکار عمومی و تسریع تحولات اجتماعی و فرهنگی از طریق رادیو و تلویزیون در نظریات تونیس بر قدرت رسانه های ارتباطی در آینده نزدیک خبر می داد(کازینو،19:1364).

ب- نظریه رایزمن

      دیوید رایزمن(David Riesman) در کتاب"توده تنها" (1950) مراحل تحولات جامعه بشری را مبتنی بر  

وسایل ارتباط جمعی واطلاع رسانی می داند که عبارتند از:

1-   جامعه سنتی باانسان سنت راهبر و ارتباطات شفاهی

2-   جامعه صنعتی باانسان خودراهبر و ارتباطات کتبی

3-   جامعه ارتباطی با انسان دیگرراهبر و ارتباطات صوتی و تصویری

 

ج- نظریه مک لوهان

      مارشال مک لوهان(Marshal MCLuhan)  با نظریه مشهور "دهکده جهانی" در دوران اخیر به عنوان یک پیشگو یا خیال پرداز معرفی شده است که تاریخ انسانی را به سه دوره ارتباط شفاهی، ارتباط چاپی و ارتباط الکترونیکی تقسیم بندی می کند. در عصر حاضر، رسانه های الکترونیکی بویژه رادیو و تلویزیون از نظر او قادر به هر کاری هستند و براحتی قادرند افکار عمومی، ساختارهای اجتماعی و نقش های فرهنگی را تغییر دهند. این رسانه ها در فرایند آموزش و پرورش، مناسبات خانوادگی، فعل و انفعالات سیاسی، مبادلات تولیدی و تجاری، حیات ادبی و هنری و معرفی الگوهای حقیقی یا کاذب در سطح ملی و فراملی نقش اساسی ایفا می کنند. در واقع قابلیت تکنولوژی ارتباطی بر محتوای برنامه ها و پیام ها و اطلاع رسانی سایه سنگینی می افکند و با توانمندی بی رقیب خویش در راستای جهانی سازی و ایجاد دهکده جهانی حرکت می کند (کازنو ،35:1364).

      در کشورهای توسعه نیافته برای افزایش روند توسعه و بهره وری رسانه های همگانی محور انتقال اطلاعات و فنون جدید و گام برداشتن در مسیر پیشرفت عمل نموده و با برنامه های تفریحی و سرگرم کننده مفید ضمن تأثیر روانی بر افراد آنان را برای کار و فعالیت  بیشتر در جامعه آماده سازند(فردرو ،222:1378).

      البته سازمانهای اصلی رادیو و تلویزیونی عموماً در بخش جهان توسعه یافته یعنی غرب فعالیت می کنند لذا گزارش های آنها دچار سوگیری بوده و علاقه کمتری به اخبار و مسائل جهان سوم نشان می دهند، تصویر جهان سوم که در رسانه های غربی به نمایش در می آید غالباً غیر کامل و تحریف شده است و تصویر جهان غرب که توسط رسانه های گروهی به جهان سوم بازتاب داده می شود، به همین نسبت نا متعادل است. آنچه که در ژورنالیسم تلویزیونی مهم است نتیجه و اثر نهایی است، کلمات، تصاویر، صدا و سکوت، همگی در رسانه عمومی به صورت واقعیت در حال شکل گیری و یا فیلم تولید شده به طور سراسری به نمایش گذارده می شود. در رسانه تصویری اقلیت پر حرف برای اکثریت خاموش(بینندگان و شنوندگان) پیام و برنامه ارائه می کنند. (تیرل، 28:1371)

      مخاطبان رسانه ملی یعنی اکثریت افراد جوامع امروزی، از نظر نگرش های فردی و زمینه اجتماعی بسیار مهم بوده و اثر بخشی اهداف و وظایف رسانه را تقویت می نمایند. در واقع مخاطبان رادیو و تلویزیون هم منبع پیام و هم دریافت کننده پیام هستند که نسبت آنها با رمزگذاری و رمزگشایی پیام ها بسیار اهمیت داشته و میزان همگرایی یا واگرایی آنها را با تولید کنندگان و مجریان برنامه ها  نشان می دهد(دورینگ ،122:1378). البته فرهنگ بصری و استفاده از تصویر تا حد زیادی مستلزم سادگی و نازل بودن مفاهیم و سهولت و سرعت در آشنایی و درک آنهاست.

      مخاطب شناسی و شناخت ویژگی های فردی و اجتماعی آنان در مطالعات مربوط به فرهنگ رسانه ای برای درک واقعی اثر رسانه ملی در جامعه بسیار ضروری است.

1-   گیرندگان پیام هدف اصلی رسانه ملی است

2-   تناسب ویژگی های آنها باپیام ها و برنامه های رسانه امری لازم است

3-   تناسب درک پیام ها با هدف تولید کننده (رمز گذاری و رمز گشایی همگون )

4-   تفاوت بینندگان مختلف برای برنامه های متفاوت

5-   ویژگی های شخصیتی، جنسیت، تحصیلات، شغل و محل سکونت بینندگان مهم است

6-   رهبران فکری و اقتدار سیاسی بر میزان تأثیر گذاری رسانه ملی بر مردم تأثیر می گذارند.

مخاطبین وبینندگان رسانه ملی را بر حسب گروههای شغلی واقتصادی واجتماعی و شیوه های زندگی و براساس نیازها وسلیقه های آنان می توان طبقه بندی نمود زیرا تا حد زیادی بر تولید کنندگان و محتوای برنامه ها و نوع پیام ها کاملاً تأثیر می گذارند. البته هرگز نباید مخاطب محوری اصل هنجار محوری و محتوای برنامه ها راتحت الشعاع خویش قراردهد.طبقه بندی بینندگان با صفات پذیرش(یا تأیید) انتقاد یا اعتراض و همسازی مشخص می شود که با موقعیت های زیستی، اجتماعی و سطح  زندگی آنها پیوند دارد و به سه نوع بیننده تلویزیونی تقسیم می شوند:

      الف- گرایش به پذیرش در میان افراد سالخورده، مجردین و خانه نشین ها و کارگران برای تفریح و اوقات فراغت و وقت گذرانی است

      ب- گرایش انتقادی یااعتراض با چهار گروه؛ طبقه متوسط، جوانان، والدین و روشنفکران که هر یک به دلایلی برنامه های تلویزیونی را مورد نکوهش قرارمی دهند.

      ج- گرایش مبتنی بر همسازی و تطابق که با تلویزیون به عنوان وسیله ای مفید و سازنده اما با هشیاری و گزینش برخورد می کنند(کازنو،82:1373).

      امروزه خوشامد مخاطبان برای رسانه های بزرگ چند ملیتی با تولید برنامه های انبوه مبتنی بر فرهنگ مادی و مصرف گرایی و در نتیجه تخریب فرهنگ معنوی و انسانی و زوال اخلاقی بسیار مهم می باشد که حتی کشورهای جهان سوم نیز ظاهراً در آن دخالت دارند این امر هویت فرهنگی کشورها را در معرض تهدید واقعی قرار داده و بحران هویت در میان کشورهای در حال توسعه و گسترش تضادهای گروهی و بین نسلی را دامن زده است (معیدفر،34:1379).

      در ایران، اساسنامه صدا و سیمای جمهوری اسلامی که در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده است، خط مشی ها و وظایف این رسانه ملی را معرفی می کند و بر نقش ها و رسالتهای متنوع و گسترده آن در راستای تحول اجتماعی و فرهنگی تأکید می نماید. توجه عملی و دائمی به مفاد این اساسنامه توسط مدیران و تولیدکنندگان برنامه ها برای فرهنگ مطلوب و جلوگیری از بحران فرهنگی یک ضرورت حتمی است.






نوع مطلب : فرهنگی، سیاسی، 
برچسب ها :
ارسال شده در: شنبه 15 آذر 1393 :: توسط : سید مهدی آقاپور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : سید مهدی آقاپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :