تبلیغات
فرهنگ و اندیشه - فرهنگ پژوهی- 24 مفاهیم اساسی فرهنگ شناسی-دکترسیدمهدی آقاپورحصیری-عضوهیئت علمی دانشگاه تهران
فرهنگ و اندیشه
دکتر سید مهدی آقاپور
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

مفاهیم اساسی فرهنگ شناسی 

 فرهنگ مادی، فرهنگ غیرمادی

به تحقیق، فرهنگ مادی در دنیای مصرفی ومدرن امروز فرهنگ غیر مادی و فرامادی و معنوی را در گستره و عمق کاملا تحت الشعاع قرار داده و فرهنگ بصری و سودمندگرایانه را در جوامع مختلف رواج داده است.با این وجود در لایه پنهان و عمقی فرهنگ روانی و ذهنی بشر و ساختارها و معیار های روانی تعیین کننده است.در این بخش این دو صورت فرهنگی را از نگاه دانشمندان مختلف بررسی می کنیم. امروز عموم فرهنگ­شناسان برای توضیح و تشریح اجزاء و پیکره فرهنگ­ها از مفاهیم فرهنگ مادی و فرهنگ غیرمادی استفاده می­کنند. براساس اغلب این نظریات، فرهنگ مادی آثار عینی و واقعی ساخته دست انسان را معرفی می­نماید و شامل تمامی دستاوردهای تمدن و آثار تمدنی نیز می­گردد. فرهنگ مادی یا تمدنی درواقع همان بخشی از نتیجه تلاش­ها و کوشش­های بشری است که در قالب ابزارها و اشیاء و ادوات مختلف برای رفع نیازهای بشر بوجود آمده است. و انسان­شناسان و باستان­شناسان بوسیله یافتن و تشخیـص هویت آنها به شناخت فرهنگ­ها و تمدن­های باستانی و یا حتی کنونی دست می­یابند.

مفهوم فرهنگ غیرمادی نیز دستاوردهای جمعی بشر را در ابعاد ذهنی، روحی و معنوی شامل می­گردد. و از باورها، ارزشها، هنجارها و نماد ها تشکیل می شود. کتاب دائره المعارفی فرهنگ و دین  اثر ارزشمند میرچا الیاده ترجمه بها الدین خرمشاهی به خوبی و عمیق فرهنگ غیر مادی را در عرصه های گوناگون معرفی می نماید. شناخت حقیقت هر جامعه به گونه مستقیم با شناخت و درک این بخش از فرهنگ آن مربوط است. تمامی جوامع بشری بدون استثناء به نوعی دارای هر دو بخش از فرهنگ مادی و غیرمادی هستند.

این اجزاء پیکره­ای واحد، هماهنگ و مکمل یکدیگر را بوجود آورده و احتمال ناهمگونی و اختلاف بین آنها مساوی با احتمال متلاشی شدن جامعه و فرهنگ آن و در نتیجه شکل­گیری گونه جدیدی از فرهنگ در آن جامعه خواهد بود و یا اینکه یکی از این دو، فرهنگ مادی یا فرهنگ غیرمادی، به تناسب قابلیت­ها و توانائی­های خویش دیگری را با خود همراه و همساز خواهد کرد. به هر صورت مرتفع شدن ناهمگونی­ها امری الزامی و رمز بقای فرهنگ و جامعه مبتنی بر آن می­باشد. درحقیقت تقسیم­بندی فرهنگ به مـادی و غیـرمــادی در فصل­بندی یک تحقیق یا برای آسانی مطالعه و ارزیابی مقطعی مقدور است. زیرا در مجموع نمی­توان فرهنگ مادی و فرهنگ غیرمادی را از یکدیگر مجزا ساخت.

فرهنگ مادی و غیرمادی هر جامعه به شدت با یکدیگر پیوسته است. حتی اگر در ظاهر مشخص نباشد، این پیوند و ارتباط مستقیم و غیرمستقیم با تدریج و با اندکی توجه آشکار می­گردد.[1]

با تجزیه و تحلیل گستره فرهنگ، دو جزء اصلی آن یعنی فرهنگ مادی  و فرهنگ غیرمادی  قابل تقسیم­بندی است. فرهنگ مادی مشتمل است بر اشیاء مادی و عینی فرهنگ و نیز نحوه استعمال آنها و فرهنگ غیرمادی عبارتست از اعتقادات، رسوم، اندیشه­ها، مسلـک­ها و ساخـت­های اجتماعی با اینـکه اجزاء فرهنگ غیرمـادی کمـتر لمس­پذیرند، ولی اهمیت بسیاری دارا هستند. فرق این دو فرهنگ را با مثالی می­توان نشان داد. یک تکه ظرف و مورد اسـتفاده آن جزئی از فرهنـگ مادی است ولی حرمـت ازدواج با خواهر جزئـی از فرهنگ غــیرمادی می­باشند.[2]

به عبارت دیگر فرهنگ مادی آن بخش از عناصر فرهنگی را دربرمی­گیرد که قابل لمس و اندازه­گیری و ارزیابی و مقایسه است. اشیاء مادی، ابزار کار، وسایل صنعتی، کشاورزی، عکاسی، موسیقی، آموزشی و لوازم خانه و محیط کار که در زندگی روزمره کاربرد دارند و نیز لباس، کیف، اتومبیل، هواپیما، مسکن، تلویزیون و به طور کلی آنچه از فرهنگ که جنبه کمی دارد، جزء فرهنگ مادی به شمار می­رود.

فرهنگ مادی درواقع دربرگیرنده کلیه دستاوردهای مادی یا تکنولوژیکی در جامعه است. لوئیس ممفرد در بحث از تکنولوژی و فرهنگ، تکنولوژی را در خارج از فرهنگ قرار نمی­دهد بلکه آن را جزئی از فرهنگ می­داند. بعضی از عناصر فرهنگ مادی از برخی دیگر پیشرفته­ترند مثلاً تلویزیون رنگی از تلویزیون سیاه و سفید پیشرفته­تر است و یا برخی علوم و تکنیک­ها از تکنیک­ها و فنون دیگر پیشرفته­تر یا ضعیف­ترند. به این جنبه از فرهنگ (فرهنگ مادی)، تمدن نیز گفته­اند.[3]

پس کلیه فرهنگ­های مادی شامل اشیاء مادی ساخته شده هستند که دارای بار فرهنگی جامعه خود می­باشند.

آنتونی گیدنز فرهنگ مادی را به عنوان یک زمینه قوی نشانه­شناسی برای شناخت فرهنگ­ها مطرح می­سازد.[4] در بیان او نمادهایی که در گفتار و نوشتار بیان می­شوند شیوه­های اصلی تشکیل و بیان مبانی فرهنگی هستند. اما تنها این شیوه­ها نیستند که چنین قابلیت­های فرهنگی را دارا می­باشند بلکه اشیاء مادی و جنبه­های رفتاری هر دو می­توانند برای تولید معانی فرهنگی مورد استفاده قرار گیرند.

از نظر گیدنز نشانه یا دالّ عبارت از هر حامل معنی می­باشد و به دو مجموعه عناصری که برای انتقال معنا مورد استفاده قرار می­گیرد، می­توان اطلاق کرد.

صداهایی که در گفتار ایجاد می­شود، همانند علامت­هایی که روی کاغذ یا مواد دیگر در نوشتار گذاشته می­شود، نشانه هستند. اما دال­ها یا نشانه­های دیگر، لباس، تصاویر یا نشانه­های دیداری، شیوه­های خوردن، شکل­های ساختمان یا معماری و بسیاری از ویژگی­های مادی دیگر فرهنگ را شامل می­شوند.(Hawkes, 1977) به عنوان مثال سبک­های لباس پوشیدن معمولاً به فهماندن تفاوت­های بین دو جنس کمک می­کنند. در برخی فرهنگ­ها، تقریباً همه زنان دامن وهمه مردان شلوار می­پوشند و در برخی فرهنگ­های دیگر این برعکس است یعنی زنان شلوار و مردان دامن می­پوشند. (Leach, 1976)

گیدنز می­گوید تحلیل نظام­های نشانه­شناسی یا معانی فرهنگی غیرکلامی، حوزه مطالعه مجذوب کننده­ای برای جامعه­شناسی و انسان­شناسی می­گشاید. تحلیل نشانه­شناختی می­تواند در مقایسه یک فرهنگ با فرهنگ­های دیگر بسیار سودمند باشد. با درنظر گرفتن اینکه معانی فرهنگی نمادین هستند، اینگونه تحلیل­ها به ما امکان می­دهد شیوه­های ساخت فرهنگ­های گوناگون را با یکدیگر مقایسه کنیم. به عنوان مثال ساختمان­ها در شهر صرفاً جایی نیستند که مردم در آن زندگی و کار می­کنند. آنها اغلب خصلتی نمادین دارند. در شهرهای قدیمی کلیسا یا معبد اصلی معمولاً بر روی زمین بلندی در مرکز شهر یا نزدیک به آن قرار داشت که نشانه­ای بود از نفوذ بسیار نیرومندی که گمان می­رفت مذهب بر زندگی مردم داشته است. بدیهی است فرهنگ مادی صرفاً نمادین نیست بلکه برای تأمین نیازهای فیزیکی به شکل ابزارها یا تکنولوژی که برای به دست آوردن خوراک، سلاح، ساخت مسکن و غیره به کار می­رود. اهمیت حیاتی دارد. تفاوت­های فرهنگ مادی وسیله اصلی طبقه­بندی انواع مختلف جوامع را در تاریخ فراهم می­کند زیرا چگونگی سازمان یافتن مردم برای تأمین نیازهای اساسی خود، اکثر جنبه­های دیگر فرهنگشان را تحت تأثیر قرار می­دهد.[5]

بنابراین مفهوم فرهنگ مادی به مجموعه پدیده­هایی اطلاق می­گردد که محسوس، ملموس و قابل اندازه­گیری با موازین کمی و علمی است مانند فنون، ابزارهای کاربردی و تولیدی، داروهای شیمیایی، فنون پزشکی، وسایل موتوری، ابداعات برقی و نظایر آنها.[6]

هبدینگ و گلیک نیز از مفاهیم فرهنگ مادی و غیرمادی برای توضیح اجزاء و عناصر فرهنگ نام می­برند. از نظر آنان چون فرهنگ مفهوم نسبتاً پیچیده­ای است باید آن را براساس عناصر اصلی آن بررسی نمود و برای سهولت کار ابتدا فرهنگ را در دو بخش مادی و غیرمادی توضیح می­دهند.

منظور از فرهنگ مادی، اشیاء مادی است که مردم آن را بوجود می­آورند و استفاده می­کنند. از ساده­ترین ابزار نظیر لوازم آشپزخانه، مبلمان و پوشاک گرفته تا پیچیده­ترین سیستم­های کامپیوتری، طرح­های معماری، ماشین­های خودکار و ابزارهایی که در اکتشافات فضایی به کار برده می­شوند. این محصولات مادی و چگونگی بکار بردن آنها برای فهم زندگی مردم بسیار مهم هستند و دانش­ها و مهارت­های لازم برای ساختن و استفاده کردن از آنها را روشن می­سازند. به عنوان مثال یک دیگ یا ظرف برنجی ممکن است در یک فرهنگ فقط به عنوان وسیله­ای برای پختن غذا مورد استفاده قرار گیرد ولی در فرهنگی دیگر به عنوان یک شیئی تزئینی درنظر گرفته شود. همچنین یک سیستم کامپیوتری پیشرفته ممکن است در یک فرهنگ وسیله­ای ضروری برای زندگی باشد و اما در فرهنگی دیگر آن اندازه اهمیت نداشته باشد. بنابر این آگاهی از انواع اشیاء و نحوه تولید و چگونگی استفاده از آنها شناخت فرهنگ جامعه را به دنبال دارد.

در مقابل، فرهنگ غیرمادی شامل عناصری از هنجارها، ارزش­ها، عقاید و زبان می­گردد که زمینه دیگری برای شناخت فرهنگ را تشکیل می­دهند.[7]

این تقسیم­بندی از فرهنگ در آثار بسیاری از جامعه­شناسان مشاهده می­گردد از نظر آنان فرهنگ غیرمادی یا معنوی شامل افکار و عقاید مربوط به اشیاء، نحوه تفکر و استدلال، مذهب، زبان، ادبیات، قوانین علوم، فلسفه و سایر جنبه­هایی است که مستقیماً فاقد تظاهر مادی هستند ولی فرهنگ مادی شامل اشیاء قابل لمس از قبیل مسکن، لباس، وسائل زندگی، ابزار و ادوات، کتاب و نقاشی و هواپیما، اتومبیل و ماشین­آلات مشابه و نظایر آنها می­باشد.[8]

بدون تردید فرهنگ مادی شدیداً از فرهنگ غیرمادی متأثر است و همچنین اثر فرهنگ مادی در فرهنگ غیرمادی نیز انکارناپذیر است و در واقع تأثیرات متقابلی برهم دارند. این کنش­های متقابل در درون جامعه و نهادهای اجتماعی آن روی می­دهد، در پاره­ای زمینه­ها ممکن است تغییرات فکری (یا کیفی) یعنی جنبه معنوی فرهنگی سبب تغییر در فرهنگ مادی و تکنیک­ها شود و تکنیک­ها و فرهنگ مادی که خود محصول اندیشه انسان است به نوبه خود می­تواند به عنوان عامل جدیدی سبب تغییرات فکری افراد و تحول در فرهنگ غیرمادی جامعه گردد.

انسان در هر زمانی باتوجه به سطح اندیشه و قدرت خلاقه مبادرت به ساخت و استفاده از ابزار و وسایلی کرده است. این آگاهی­های فنی حتی اگر برای یک بار به دست می­آمد و فایده آن درک می­شد، ارزش و اهمیت خود را از دست نمی­داد و جزء مجموعه فرهنگ قومی نگاه داشته می­شد و از نسل به نسل دیگر منتقل می­گردید. این ابزار و وسایل به مرور در طی تاریخ طولانی بشریت تحول یافته و به صورت امروزی خود رسیده است.[9]

آلن بیرو معتقد است که دانشمندان، معمولاً فرهنگ را از دو بعد متمایز مورد توجه قرار می­دهند: الف) به عنوان واقعیتی عینی نظیر آثاری که تحقق پذیرفته­اند یا هر آنچه به عنوان حاصل یا نتیجه­ای ارائه و کسب می­شود. ب) به عنوان واقعیتی که انسان­ها با آن زندگی می­کنند یعنی مشارکت در سلسله اموری مستمر و پرتحرک، متشکل از ارزش­ها و مدل­های فرهنگی، از این رو لینتون توانسته است فرهنگ واقعی را به عنوان رفتارهای اعضای یک جامعه از این بابت که آموخته شده­اند و حالت فردی ندارند، تعریف کند.[10]

آگبرن و نیمکف نیز پیکره فرهنگ را با دو مفهوم فرهنگ مادی و فرهنگ غیرمادی یا معنوی توضیح می­دهند. از نظر آنان فرهنگ مادی (Material Culture) را به آن بخش از میراث اجتماعی که شامل ساخت اقتصادی یا زیرساخت جامد است، می­گویند و فرهنگ غیرمادی (nonmaterial culture) یا فرهنگ معنوی (Spiritual culture) شامل روساخت جامعه یعنی علم و هنر و فلسفه و معتقدات و مؤسسات اجتماعی است. [11]

البته تقسیم­بندی اجزاء فرهنگ به بخش مادی و غیرمادی مورد اتفاق اکثر دانشمندان علوم اجتماعی و فرهنگ­شناسان مکاتب مختلف می­باشد، اما اینکه برخی از آنان فرهنگ غیرمادی را روساخت جامعه و فرهنگ مادی را زیرساخت جامعه معرفی می­کنند، به راحتی قابل خدشه می­باشد چرا که اکثر آنان فرهنگ­ غیرمادی را مقاوم­تر، ریشه­دارتر و باثبات­تر در نظر گرفته­اند که به آسانی تغییر نمی­کنند و این معنا از فرهنگ غیرمادی ظاهراً با زیرساختی بودن آن بسیار قرین­تر می­باشد تا اینکه به عنوان بخش روساختی آن لحاظ گردد. هرچند تأثیرات متقابل آنها بر یکدیگر به تناسب قوّت و قابلیت­های خود هرگز قابل کتمان نیست.

فرهنگ مادی شامل ابزارها و اشیائی است که به دست اعضای پیشین جامعه ساخته شده و برای اعضای حاضر به ارث مانده­اند. فرهنگ غیرمادی یا فرهنگ مجرد یا معنوی شامل رسوم و معتقدات و علوم و هنرهایی است که به طور عمده به وسیله زبان و خط فراگرفته می­شوند.

فرهنگ مادی و غیرمادی مشتمل بر اجزای فعال بی­شماری هستند که هر یک مستقلاً کارکرد معینی صورت می­دهند از کارکرد یک مداد یا یک کارد یا یک کلاه یا یک اتومبیل تا کارکرد یک فکر یا یک کلمه یا یک قصه.[12]

مردم­شناسان، جامعه­شناسان و تاریخ­شناسان، مجاهدت ورزیده­اند تا با شیوه­ها و مقولات خاص فرهنگ­شناسی و از روی ابزارهایی که از جامعه­های پیشین مانده­اند به فرهنگ آنها پی می­برند. چون ابزارسازی مهم­ترین و حیاتی­ترین فعالیت انسان است، می­توان پذیرفت که انسان در هر دوره­ای حداکثر تلاش را برای بهبود ابزارهای خود مبذول داشته و از این رو همه امکانات فرهنگ او در ابزارسازی انعکاس یافته است. بنابراین براساس نظر رایت (Wright) در کتاب ابزارهای بشر (Tools and the Man,1939)، باید ابزارهای هر دوره را روشن­ترین نمودار فرهنگ آن دوره شمرد و فرهنگ­ها را از روی تکامل ابزارسازی آنها سنجید و مقایسه کرد. مثلاً مرداک (Murdock) در کتاب معاصران ابتدایی ما (our primitive contemperaries,1938) سعی می­کند از شباهت­های ابزاری (فرهنگ مادی) انسان کرومانیون و اسکیموها با توجه به اصل ارتباط بین فرهنگ مادی و فرهنگ غیرمادی این موضوع را ثابت نماید که درنتیجه این شباهت­ها، فرهنگ غیرمادی انسان کرومانیون با فرهنگ غیرمادی اسکیموها نیز شبیه می­باشد.[13]

یکی از نکات قابل توجه و سؤال برانگیز در این زمینه که عناصر و اشیاء مادی را جزء فرهنگ بدانیم، ظاهر نامتجانس آن با اجزاء فرهنگ غیرمادی یعنی عقائد و ارزش­ها و هنجارها، می­باشد. خصوصاً چنانکه در بخش شناخت مفهوم و تعریف­های فرهنگ دانستیم، الگوهای رفتاری را یکی از اصلی­ترین عناصر عمده فرهنگ به حساب آوریم و آنها را به صورت نقش­ها، روابط اجتماعی و نهادها ترکیب کنیم.

به نظر غیرمنطقی می­رسد که در این مجموعه متجانس، عناصر نامتجانس مثل توپ فوتبال، تفنگ، بیل تراکتور، کتاب، موشک قاره­پیما و کامپیوتر را هم بگنجانیم.[14]

ما در اینجا از چیزهای مادی سخن می­گوییم که ضمناً اشیاء فرهنگی هستند. این چیزهای مادی با زندگی اشخاص و گروه­ها ارتباط دارند. و نمی­توان در بررسی علمی جامعه آنها را نادیده گرفت. برای بررسی این اشیاء به عنوان جزئی از فرهنگ چهار دلیل می­توان ذکر نمود:

1- آنها محصولات فرهنگ هستند. در این معنا که اشخاص آنها را اختراع یا تکمیل کرده­اند تا برخی از نیازهای اجتماعیشان را تأمین کنند.

2- ابزارهایی هستند که در پیاده کردن الگوهای رفتاری مورد استفاده واقع می­شوند.

3- آنها حامل­های فرهنگ هستند که بخش عمده­ وزن فیزیکی کارکردهای اجتماعی را جابجا می­کنند.

4- و بالاخره این اشیاء مادی نمادهایی هستند که برمبنای آنها و برحسب موارد استفاده­ای که در جامعه دارند، می­توان قسمت عمده­ای از فرهنگ آن جامعه را تعبیر و تفسیر کرد.

فنون رفتاری همراه با ساختن و به کاربردن محصولات فرهنگ (اشیاء مادی) خود جزئی از فرهنگ جامعه هستند. البته بدیهی است که یک کلبه گلی در روستا با آپارتمان­های مسکونی در شهر، یک گاوآهن از تراکتور، دوک نخ­ریسی از ماشین­آلات الکترونیکی بافندگی و... متفاوتند اما همه آنها به اصطلاح ریاضی یک مخرج مشترک دارند و آن اینست که محصول فرهنگند و هم این که آن را بازتاب می­کنند.

این اشیاء، محیط مصنوعی ساخته شده به دست انسان را تشکیل می­دهند که میان انسان و محیط طبیعی که بر الگوهای رفتاری مؤثرند، حائل می­شوند. اما رابطه میان انسان و محیط مصنوعی او متقابل است. انسان با تغییردادن محیط طبیعی و با ایجاد یک محیط مصنوعی، غیرمستقیم خود را نیز تغییر می­دهد و هویت و ماهیت تازه­ای پیدا می­کند و در همین فرایند دیالکتیکی است که محتوای الگوهای عینی و ذهنی رفتار در عمل و در فکر انسان، و عمل و فکر او در تولید مادی و معنوی فرهنگش انعکاس می­یابد.[15]



[1] - محمود روح­الامینی، زمینه فرهنگ­شناسی، ص 25.

[2] - جوزف روسک و رولند وارن، مقدمه­ای بر جامعه­شناسی، ص 10.

[3] - منصور وثوقی و علی­اکبر نیک­خلق، مبانی جامعه­شناسی، ص 126.

[4] - آنتونی گیدنز، جامعه­شناسی، ص 46.

[5] - همان منبع، ص47.

[6] - محمود روح­الامینی، زمینه فرهنگ­شناسی، ص 24.

[7] - Danial E. Hebding , Loonard Glick-Introdaction to soeiolgy, p45.

[8] - منوچهر محسنی، جامعه­شناسی عمومی، ص 419.

[9] - همان منبع، ص 420.

[10] - آلن بیرو، فرهنگ علوم اجتماعی، ص 77 و 78.

[11] - آگبرن و نیمکف، زمینه جامعه­شناسی، ص 24-25.

[12] - آگبرن و نیمکف، زمینه جامعه­شناسی، ص 100

[13] - همان منبع، ص 101.

[14]  - عبدالحسین نیک­گمر، مبانی جامعه­شناسی، ص 267.

[15] - همان منبع، ص 268.






نوع مطلب : علمی، فرهنگی، 
برچسب ها :
ارسال شده در: یکشنبه 12 مهر 1394 :: توسط : سید مهدی آقاپور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : سید مهدی آقاپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :