تبلیغات
فرهنگ و اندیشه - فرهنگ پژوهی- 26 رسانه ملی و الگوهای مصرف در ایران-دکترسیدمهدی آقاپورحصیری-عضوهیئت علمی دانشگاه تهران
فرهنگ و اندیشه
دکتر سید مهدی آقاپور
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

فرهنگ پژوهی- 26 رسانه ملی و الگوهای مصرف در ایران

دکترسیدمهدی آقاپورحصیری-عضوهیئت علمی دانشگاه تهران

 بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران رادیو وتلویزیون را دانشگاه عمومی جامعه نام گذاری نمودند که می تواند نقش بی بدیلی در راستای توسعه فرهنگی و هدایت افکار عمومی و سبک زندگی سالم و اسلامی بویژه برای کودکان و جوانان داشته باشد.

در سالهای اخیر،با وجود این رهنمود اساسی و راهبردی، به تحقیق برخی از برنامه های این رسانه ملی متناسب با شان نظام اسلامی نبوده و با مخاطب محوری افراطی در برخی از برنامه ها و فیلمها و سریالها و بویژه تبلیغات تجاری و مصرفی و بانکی و پولی وحتی نوع پوششها و آرایشهاو نگرشها وگویشهای برخی بازیگران و مجریان و مدیران و کارشناسان رسانه ملی به خوبی و برجستگی بی تفاوتی به ارزشها و سبک زندگی ایرانی و اسلامی هویدا بود که فرهنگ مصرف و مصرف زدگی ناشی از اشرافیگری نهادی و رفتاری را الگوسازی و در جامعه ترویج می کرد. لذا این بخش از فرهنگ پژوهی را به موضوع رسانه ملی و فرهنگ مصرفی و الگوهای مصرف در ایران اختصاص می دهیم.  

 هدف از نگارش این مقاله نقش رسانه ملی درراستای مدلسازی الگوی مصرف در ایران است این رسانه گروهی با توجه به میزان توسعه و اثرگذاری آن در جامعه ممكن است در راستای كاهش و كنترل و یا افزایش و تشدید مصرف‌زدگی و تبدیل آن به یك الگوی فرهنگی عمل نماید. ضرورت این مطالعه به وضعیت ناهنجار مصرف واسراف در جامعه ایران و علل و عوامل مؤثر بر آن باز می‌گردد كه رسانه ملی در این رابطه وظایف و مسئولیت‌های خطیری بر عهده دارد.

تولید و پخش برنامه‌های خبری، آموزشی، هنری، سیاسی، عقیدتی، تفریحی و فراغتی در حجم انبوه و روزانه و تأثیر روزافزون آن بر مخاطبین گوناگون بویژه كودكان و نوجوانان در قشرهای مختلف اجتماعی به روشنی بازگوكننده نقش و جایگاه رسانه ملی دراین زمینه می‌باشد كه از طریق مدلهای مختلف تأثیرگذاری بر مخاطبین صورت می‌پذیرد.

پیامدها و چگونگی بروز مصرف‌گرایی در ایران و نقش رسانه‌ها در تشدید یا كاهش آن در فرایند برنامه‌ها و محتوای ارتباطات و پیامهای تولید شده در رسانه ملی ساختار این مقاله را تشكیل می‌دهد. روش مطالعه تحلیلی- نظری با استفاده از داده‌های ثانویه از مطالعات فرهنگی و رسانه‌ای است.

نتیجه‌گیری مقاله بر نقش‌های مدلسازی رسانه در راستای الگوی صحیح مصرف در ایران دلالت دارد كه ضمن تجزیه وتحلیل یافته‌ها بر اساس چارچوب نظری حاصل شده است.

پایان بخش مقاله پیشنهادهایی مبنی بر شناخت مخاطبین، آشنایی با پیامدهای مصرف‌زدگی، انجام مطالعات پیمایشی و پژوهشی، هم‌اندیشی با مردم و نخبگان، تناسب ارزش محوری با مخاطب محوری، ارتقاء محتوای برنامه‌ها، توجه به سیاست‌های فرهنگی و رسانه‌ای، برجسته كردن خانواده و آموزش و پرورش، ارائه الگوهای انسانی و اجتماعی، كاهش الگوهای مصرف‌زدگی و توجه به افكار عمومی و فرهنگ ایرانی- اسلامی در رسانه ملی می‌باشد.

كلید واژه: فرهنگ، مصرف‌زدگی، رسانه ملی، پیامدهای فرهنگی، مدلسازی، نقش‌ها و كاركردها.

رسانه ملی و توسعه فرهنگی

در دهه های گذشته رادیو و تلویزیون، مهمترین پروژه قرن بیستم لقب گرفته و با حضور چشمگیر و مؤثرش در درون خانه ها و خانواده ها در تمام اقشار و طبقات اجتماعی، از ارکان اصلی فرهنگ و تمدن رسانه ای جهان امروز محسوب می شود. درایران، رادیو و تلویزیون به عنوان رسانه ملی، یک نهاد بی رقیب و زنده و پویاست که مردم را در جریان تازه ترین وقایع و رویدادها قرار می دهد و نقش آن در الگوسازی، هویت بخشی، تحکیم مبانی سیاسی و اجتماعی و وفاق جمعی هرگز قابل چشم پوشی نیست. به موازات این قابلیت های ارزنده، چونان وسیله ای دوچهره و شمشیری دولبه هستند که  می توانند به راحتی دستاویز  اغراض سوء فرهنگی، سیاسی، تجاری و تبلیغاتی قرار گرفته و با برنامه های نازل یا مبتذل موجب تیرگی فرهنگ انسانی  در جامعه گردند.(آقاپور،1383)

      آلفرد سووی[1] ارتباطات را کلید دموکراسی در جوامع جدید می داند که به آزادگی یا بردگی انسانها منجر می شود و این فرایندهای متضاد در اثر برنامه های آگاهی بخش ویا غفلت آور وگمراه کننده در بین مردم حاصل می گردد.(معتمدنژاد،1371:23)  موج های جدید در تهاجم فرهنگی باوسایل ارتباطی پیوندی تنگاتنگ دارند. در این دیدگاه وسایل ارتباطی نه یک عامل تهاجم فرهنگی، که تأمین کننده و مؤسس زیرساخت تهاجم فرهنگی است و این نقش، بسیار وسیع تر از انتقال محتویات فرهنگی است( مولانا، 1382 :38). بدون شک مطالعات فرهنگی یک رشته علمی نیست و روش شناسی تعریف شده ای ندارد و حوزه های مطالعاتی آن گسترده و مبهم است ضمن آنکه معمولاً ذهنی گرایی در مقابل عینی گرایی، سوگیری ارزشی و تحلیل همراه با تعهد در بین پژوهشگران فرهنگی وجود دارد (دورینگ ،2:1378).

مبانی نظری

استفاده از ابزارها و کالاها در هر زمانی در شکل عادی خود وجود داشته است و مردمان برای پاسخگویی به نیازهای اساسی خود به استفاده از کالاهای گوناگون پرداخته‌اند. ولی در قرون اخیر. در نتیجه تغییر و تحولات اجتماعی و پی‌آمدهای آنها در زندگی مردم، سبک زندگی[1] و مفاهیمی همچون فرهنگ مصرف، مصرف انبوه یا مصرف توده‌وار[2]، مصرف‌زدگی جامعه مصرفی و مصرف تظاهرآمیز[3] سربرآورد. ودانشمندان اجتماعی در زمینه آنها به مطالعه پرداختند. از نظر لنسکی[4] در قرون جدید انقلاب صنعتی باعث شد مصرف شکل جدیدی به خود گیرد. تغییرات بسیاری در حجم تولید کالاهای به وجود آورد و سرعت تولید کالاها شتاب بیشتری یابد.

درنخستین مرحله صنایع نساجی، آهن و زغال سنگ و اختراع نخستین ماشین بخار بوجودآمد..

مرحله دوم شاهد رشد سریع صنعت راه‌آهن، ، جانشینی کشتی‌های بخار به جای کشتی‌های بادبانی و کاربرد تکنولوژی جدید در کشاورزی هستیم.

مرحله سوم از رشد صنایع اتومبیل، برق، تلفن و نفت تا جنگ جهانی دوم را در بر می‌گیرد.

مرحله چهارم بعد از جنگ دوم جهانی صنعت هواپیماسازی،‌ اتومبیل، پلاستیک، الکترونیک و نیروی هسته‌ای رشد فزاینده‌ای یافت. (لنسکی، 1369، ص 340)

انقلاب صنعتی چند پیامد مهم داشت که باکاک[5] به رشد سریع شهرنشینی،تغییر کارکرد خانواده و  رشد میزان تولید و مصرف درفرایند ان اشاره میكند. (باکاک، 1381، ص 52)

 

به بیان «رابرت باکاک» مصرف برای تداوم نظام سرمایه‌داری مؤلفه‌ای حیاتی است. تولید هیچ فایده‌ای ندارد مگر آنکه کالای تولیدشده مصرف شود و سودی به دست آید. (باکاک، 1381، ص 53)

 مصرف جدید

مصرف جدید ویژگی‌هایی دارد. لاری[1] در این خصوص چندین ویژگی را برمی‌شمارد:

1ـ در دسترس بودن مقدار زیاد و متنوعی از انواع کالاهای مصرفی

2ـ گسترش دامنه خرید به عنوان فعالیت اوقات فراغت

 3ـ مهیا شدن امکان خرید و سفارش به اشکال مختلف

4ـ افزایش مکان‌های خرید و مصرف‌ نظیر مجتمع‌‌های بزرگ فروش کالا

5ـ تأکید بر سبک، طرح و ظاهر کالاها

6ـ فراگیری فزاینده تبلیغات در زندگی روزمره

8ـ ظهور جرائم مربوط به مصرف‌‌کنندگان

9ـ ظهور بیماری‌های روانی خاص مرتبط با مصرف برای مثال اعتیاد به خرید

10ـ گرایش به این که بیشتر تعاملات انسانی با مفاهیم بازار توجیه شود. (لاری، 1996، ص 34)

  ازنظر«دون اسلانز»[1] ویژگی‌های فرهنگ مصرفی عبارتند از:

1ـ نقش مرکزی مصرف: در جامعه مصرفی ارزش‌های اجتماعی از عرضه مصرف به سایر حیطه‌های کنش اجتماعی اشاعه می‌یابد

2ـ فرهنگ مصرف با فرهنگ بازاری و روابط بازاری در قالب مصرف کالاها شکل می گیرد.

3ـ فرهنگ مصرف فرهنگی جهانی و غیرفردی بوده و اغلب با ایده مصرف توده‌وار همراه است.

4ـ در فرهنگ مصرف، آزادی با انتخاب فردی و زندگی خصوصی درمصرف شناخته می‌شود.

5ـ نیازهای مصرف‌کننده در فرهنگ مصرفی نامحدود و سیری‌ناپذیر است.

6ـ فرهنگ مصرف واسطه‌ای برای ایجاد هویت و منزلت است. کالاها اغلب می‌توانند هویت اجتماعی ما را تعیین نمایند. ارزش کالاها عمدتاً به ارزش‌های فرهنگی‌ وابسته است تااینكه به ارزش اقتصادی‌شان وابسته باشد.(اسلاتر،1997،ص 25)

پیامد مصرف

مصرف گرایی، هویت‌دهی به دنبال دارد. هویت در تصویری قرار می‌گیرد که بر برچسب اشیا یا البسه منتقل می‌کند (اورلاندو، 2002، ص 4). ما مصرف می‌کنیم تا به دیگران بگوییم که چه کسی و چه هستیم. (میلیس، 2002، ص 3)ازنظر زیمل در شهر بزرگ شخص مصرف می‌کند تا برای خود هویتی دوست داشتنی بسازد (باکاک، 1381، ص 26). امروزه برچسب کالاها معرف افراد شده است.

 از نظر ابن‌خلدون یکی از آثار تجمل‌گرایی در زندگی شهری، گرایش به انحرافات اجتماعی برای تأمین نیازهای مادی است كه به همه کردارهای زشت دست می   زنند. (مهدی، 1358، ص 273)

 آنتونی گیدنز سرمایه‌داری را هویتی کالاپرست معرفی می كند.كه ابزار اصلی آن تبلیغات رسانه‌ها با دو پیامدمرتبط تغییر هویت شخصی و شکل‌گیری الگوی مصرف جدیداست.كالاپرستی به ایجاد شیوه زندگی مصرفی منجر شد. شیوه زندگی مصرفی سه ویژگی عمده دارد؛ تحقق آرمانی خویشتن با قواعد بازار ،پیروی از زرق و برق وغفلت از اصل و جوهرخود. (گیدنز، 1378، ص 276)

 ازنظررابرت.مرتن در جامعه مصرفی رسانه‌های گروهی بر اهداف مادی تأکید فراوانی دارند. ولی کمتر ابزار و وسایل مناسب و مشروع رسیدن به آنها را به افراد نشان می‌دهند (ممتاز، 1381، ص 65). ایجاد علاقه به پول (هدف) و دستیابی به آن بدون شیوه بهنجار یافتن آن علت اصلی ناهنجاری به شمار می‌رود. در ایجاد این علاقه رسانه‌های جمعی نقش اساسی دارندكه به عنوان یك ایدئولوژی همه را به دنبال کردن اهداف پولی تشویق می‌کند.. در جامعه مصرفی پاداش تنها زمانی باارزش است که مالی و کمیت‌پذیر باشد. و موفقیت با پول سنجیده می‌شود.

رابرت باکاک یکی از پیامدهای مهم مصرف‌زدگی را بیگانگی انسان می‌داند. مصرف‌زدگی به ایدئولوژی عمده‌ای تبدیل شده است که سرمایه‌داری مدرن را در دوره‌های رونق  یا رکود مشروعیت می‌بخشد.مصرف‌کنندگان مدرن از نظر جسمی منفعل هستند ولی از نظر روحی بسیار مشغولند.

 

رسانه ملی ومدلسازی فرهنگی

 از نظر کارکردگرایان، رسالت اخلاقی و انسانی، ، نقش فرهنگ سازی و اجتماعی شدن افراد، کارکرد تفریحی و سرگرمی، اطلاع رسانی و خبر، تعمیق ارزش ها و ارزش گذاریها، اعتلای ادب و هنر، تحکیم خانواده و شکوفایی فضیلت ها برای رسانه ملی عنوان شده است.

      در مقابل، از نظر انتقادگرایان، تخدیراجتماعی و رکود فکری، از خود بیگانگی، بی هویتی، فرارازواقعیت، مشارکت خیالی، فرو پاشی اخلاق، مصرف گرایی، وقت گذرانی و سرگرمی انبوه،  ، سطحی ونازل شدن ارزش ها ،توده وار سازی رفتارها و بی شکلی یا هرج ومرج کالاها ولباس ها  و در نهایت بروز بحران فرهنگی دامن گیر این رسانه فراگیر و فوق العاده اثر گذار می باشد. میزان اثربخشی این نقش ها و آثار مثبت یا منفی آنها در هر حالت با چهار عامل اساسی پیام دهنده، محتوای پیام، پیام گیرنده و زمینه اجتماعی بستگی تام دارد(آقاپور،1387)

اثرات رسانه‌ها بر اساس نوع مخاطب، محتوای پیام‌ها، شیوه ها و مدل‌های اثرگذاری متفاوت بوده و متغیرهای خاصی در راستای میزان و عمق تأثیرگذاری رسانه بر مخاطبین عمومی واقشارگوناگون اجتماعی وجود دارد. (سعدی‌پور، 1388)

 . این رسانه ها در فرایند آموزش و پرورش، مناسبات خانوادگی، فعل و انفعالات سیاسی، مبادلات تولیدی و تجاری، حیات ادبی و هنری و معرفی الگوهای حقیقی یا کاذب در سطح ملی و فراملی نقش اساسی ایفا می کنند. در واقع قابلیت تکنولوژی ارتباطی بر محتوای برنامه ها و پیام ها و اطلاع رسانی سایه سنگینی می افکند و با توانمندی بی رقیب خویش در راستای جهانی سازی و ایجاد دهکده جهانی حرکت می کند (کازنو ،35:1364).

. آنچه که در ژورنالیسم تلویزیونی مهم است نتیجه و اثر نهایی است، کلمات، تصاویر، صدا و سکوت، همگی در رسانه عمومی به صورت واقعیت در حال شکل گیری و یا فیلم تولید شده به طور سراسری به نمایش گذارده می شود. در رسانه تصویری اقلیت پر حرف برای اکثریت خاموش(بینندگان و شنوندگان) پیام و برنامه ارائه می کنند. (تیرل، 28:1371)

      مخاطبان رسانه ملی ، از نظر نگرش های فردی و زمینه اجتماعی بسیار مهم بوده و اثر بخشی اهداف و  رسانه را تقویت می نمایند. در واقع مخاطبان رادیو و تلویزیون هم منبع پیام و هم دریافت کننده پیام هستند که نسبت آنها با رمزگذاری و رمزگشایی پیام ها بسیار اهمیت داشته و میزان همگرایی یا واگرایی آنها را با تولید کنندگان و مجریان برنامه ها  نشان می دهد(دورینگ ،122:1378).این دگرگونی فرهنگی جدید با انبوهی از اطلاعات تصویری تحت عنوان نوگرایی و گردش آزاد اطلاعات همراه است که آن را حرکت زا ودر مقابل سنت گرایی به عنوان عامل توقف مطرح می سازد (مولانا ،39:1382).

      اشاعه مقبولیت نوگرایی از طریق دستکاری ذهن[1]و برجستگی  نیازهای کاذب[2]  با رسانه های الکترونیکی قدرت مقاومت ناپذیر خود را مدیون مهارتشان در دستکاری ذهنی با بزرگنمایی نیازهای اجتماعی هستند یکی ازحساس ترین لحظات دستکاری ذهنی که با بحران رادیو و تلویزیون و پخش برنامه های آن ارتباط دارد ، مواقعی است که توسط مخاطبین برداشتهایی مغایر اهداف یا محتوای پیام ها صورت می گیرد و تضاد فرهنگی تقویت میشود.(دورینگ،134:1378)

 دستکاری ذهنی و بحران آفرینی آن که محصول عصر فرا مدرن است، همان فرایند شبیه سازی و وانمای[3] بوده و از طریق تأثیر تعیین کننده رسانه های الکترونیک صورت می گیرد. در این واقعیت، پوشش واقعیت ، انسان ها با تصاویر یکدیگر و اشیاء سروکار دارند نه خود آنها ، زیرا از خود واقعیت ، واقعی تر جلوه  می کنند که طبق نظریه فرهنگی بودریار در کتاب "وانمایی" طی مراحلی تدریجی تصورات رسانه ای جایگزین واقعیت ها و بازتاب آنها می گردد (بشیریه ،95:1379).

      تلقین وجهه نیز با دستکاری ذهنی و وانمایی واقعیت ها قابل درک است. این پدیده از تکنیکهای بسیار مؤثر رسانه های تصویری برای درونی سازی و القاء یک هدف سوء فرهنگی، تجاری یا سیاسی می باشد. در تلقین وجهه یک فرد یا رفتار، کالا، نحوه فکر یا سرگرمی که ممکن است مفید و یا کاذب باشند با یک الگوی برتر، شخصیت ایده آل یا زندگی مورد پسند عامه مترادف و یکسان تصویر شده و در مدت زمان طولانی، به صورت بسیار مکرر درمعرض دید بیننده قرارمی گیرد، به طوریکه در ذهن وروان ناخودآگاه افراد نقش می بندد.  تأثیر رسانه جمعی بر رفتار وارگان های حسی توسط مک لوهان و اثرات عمیق آن برسازماندهی ارگان های حواس پنج گانه انسان توسط آلفرد وایت هد[4]  به شدت تأکید شده است (پستمن، 342:1375).

 امروزه خوشامد مخاطبان برای رسانه های بزرگ چند ملیتی با تولید برنامه های انبوه مبتنی بر فرهنگ مادی و مصرف گرایی و در نتیجه تخریب فرهنگ معنوی و زوال اخلاقی بسیار مهم می باشد این امر هویت فرهنگی کشورها را در معرض تهدید قرار داده و بحران هویت در میان کشورهای در حال توسعه و گسترش تضادهای بین نسلی را دامن زده است (معیدفر،34:1379).

روش مطالعه

روش مطالعه توصیفی- نظری از نوع روش تحقیق كیفی در علوم اجتماعی می‌باشد. واحد تحلیل شاخص‌های برنامه‌ای و داده‌ها ثانویه هستند كه از منابع و مطالعات مختلف مربوط به ارزیابی و بررسی رویكردها و محتوای برنامه‌ها در ارتباط با فرهنگ مصرف ، تبلیغات مصرفی و مصرف‌گرایی جمع‌آوری گردیده و بر اساس چارچوب نظری الگوها وپیامدهای مصرف گرایی و ادبیات رسانه‌ای تجزیه و تحلیل،نتیجه‌گیری ونظریه سازی شده است.

آزمون نظریه و نظریه‌سازی دو سنت غالب در تحقیقات اجتماعی محسوب می‌شوند. در آزمون نظریه تأکید بر روش‌های ساخت یافته و داده‌های کمّی است، در سنت نظریه‌سازی هنگام تفسیریافته‌هابا حداکثر انعطاف‌پذیری ناگزیر از کاربرد اندیشه‌های نظری است. به بیان دیگر داده‌ها شکل نظریه را تعیین می‌کند. طرح مسائل متفاوت و جدیدی که به‌واسطه تحولات اجتماعی و فرهنگی جامعة ایرانی در حال وقوع است، نیازمند انعطاف‌پذیری و تنوع بیشتری در روش‌شناسی تحقیق است. روش‌شناسی کیفی ابزارهای لازم را برای توجه به معنا، قدرت و تعامل در حیات اجتماعی فراهم می‌سازد و قدرت و عاملیت بیشتری به سوژه‌های مورد مطالعه درتحقیقات می‌بخشد(ذكایی(1388)

. انگیزة بررسیهای کیفی، تحولات شگرف علوم اجتماعی و رفتاری است.كه تکیه بر جنبه‌های گوناگون و پیچیدگیهای آن ضرورت استفاده از این روشها را مطرح ساخته است. این روشهای پیچیده فراز و نشیبهای دارد و کمبود منابع معتبرهمواره مشکلاتی را از لحاظ روش‌شناسی برای علاقه‌مندان پژوهش ایجاد کرده است(هومن،1385)

در ایران، برخلاف روح انقلاب و آموزه های سبک زندگی امام خمینی(ره) و رهنمود های رهبر فرزانه در زمینه سبک زندگی اسلامی، به تدریج فرهنگ مصرفی و مصرف گرایی با مسلط شدن اشرافیگری سیاسی و اقتصادی و بویژه اشرافیگری فرهنگی و رسانه ای که مردم و فرهنگ را به عنوان ابزاری برای ثروت اندوزی و قدرت طلبی خود قرار می دهند، در رفتارها و ساختارهاو سازوکارهای فردی و جمعی و سازمانهای دولتی و غیر دولتی نفوذ کرده و فرهنگ سالم و ارزشی را به حاشیه سبک زندگی رانده است به طوریکه به قول پیر بوردیوفرهنگ شناس برجسته و انتقادی، نوعی ذائقه و عادت واره و سبک زندگی مصرفی و مصرف زدگی را الگو و برجسته ساخته است. و در این هنگامه غوغاسالار فرهنگ مصرفی، پولکی بودن، پول دوستی، پول پرستی و همه حیات و زندگی در راه کسب پول وسود انبوه، راحت و سریع بربسیاری از آحاد اجتماعی بویژه اشراف و ثروتمندان و گروههای ذینفوذ و هزار فامیل و طبقات مرفه تعیین کننده رفتار های فردی وساختارهای اجتماعی حتی نهادهای فرهنگی و رسانه ای حاکم می گرددتا جایی که به قول ماکس وبر جامعه شناس برجسته آلمانی، ثروت برای ثروت و مصرف برای مصرف اصل اول و مهمترین شاخص زندگی جمعی می شود.در این راستا وضعیت مصرف و مصرف زدگی در ایران وجایگاه ونقش رسانه های گروهی بویژه رسانه ملی بسیار مهم و تعیین کننده است . این مطلب را در بخش بعدی پی می گیریم. 

    

 






نوع مطلب : فرهنگی، اجتماعی، 
برچسب ها :
ارسال شده در: یکشنبه 26 مهر 1394 :: توسط : سید مهدی آقاپور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : سید مهدی آقاپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :