تبلیغات
فرهنگ و اندیشه - فرهنگ پژوهی 30نقد نظریه فرهنگی پیر بوردیو 3-دکترسیدمهدی آقاپورحصیری-عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
فرهنگ و اندیشه
دکتر سید مهدی آقاپور
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

نقد نظریه فرهنگی پیر بوردیو-3

Image result for ‫عکس بوردیو‬‎

سبک زندگی و مصرف فرهنگی

به تحقیق همان گونه که آمار های مختلف نشان می دهند، فرهنگ و جامعه ایران امروز تا حد زیادی مبتنی بر فرهنگ و جامعه مصرفی است که پشتوانه آن در آمد بی حساب و کتاب نفت است که اگر قیمت آن مثل امروز سقوط شدید داشته باشد بدبختی بزرگی گریبانگیر مردم ایران بویزه اشراف و خواص می گردد زیرا  سالهاست که همه ما به پول خدادادی نفت و  مصرف بی رویه  عادت کرده ایم. البته فرهنگ ارزشی و ملی ایران و آموزه های اسلامی غنی  ما بی شک، بر تولید و تعادل و قناعت و میانه روی در همه شئون زندگی فردی و اجتماعی تاکید می نماید و به قطع و یقین تکیه راستین بر همین فرهنگ مترقی میتواند در هر شرایط ناگواری به داد ملت ایران برسد. ولی در میدان عمل اجتماعی و رفتار جمعی در ایران امروز، مسابقه مصرف بی رویه و ریخت وپاش زیاد مبتنی بر اشرافیت دولتی و خصوصی گوی سبقت از سایر آداب و عادات خوب رفتاری و فرهنگی  ربوده اندتا جایی که مصرف و سبک زتدگی مصرفی با هویت عینی و عملی ما ایرانیان بویژه بالا دستی ها و خواص و اشرافیت دولتی و اقتصادی  پیوند خورده است. دراین زمینه  بوردیو فرهنگ شناسی است که بیش از دیگر فرهنگ شناسان بدان پرداخته و فرهنگ مصرفی و سبک زندگی مصرفی و علل و عوامل و پیامد های آن را در جامعه امروز  و عاد واره های رفتاری و اجتماعی جدید ناشی از این بیماری فرهنگی و اجتماعی را مورد بحث قرار داده است. و ما می توانیم در چارچوب فرهنگ و ارزشهای ایرانی و اسلامی خود، ضمن نقدهای لازم به خوبی از آن  استفاده نماییم.

 مصرف فرهنگی:

     بوردیو بنیان نظری محکمی ‌‌را برای تحلیل پدیده مصرف فراهم آورده است. وی در عین نواوری نظری به تلفیق کردن آرای پیشینیان مبادرت ورزیده است. روش بوردیو توجه کردن به زندگی روزمره و توجه کردن به شرایط مادی-اجتماعی برساخته شدن ادراکات و تجربه‌های فردی است.  پدیده‌های اجتماعی را باید نه در آگاهی و هشیاری افراد بلکه در نظام روابط عینی­ای که در آن قرار گرفته­اند جست وجو کرد. بوردیو از اقتصاد گرایی مارکسیستی می‌گریزد كه ریشه توجه او به منازعات نمادین در فضای اجتماعی است. با این حال وی کماکان مارکسیست است زیرا همواره به این متعهد بود که نشان دهد «نظریه بورژوازی برابری افراد در بازار تمایزات اجتماعی را می‌پوشاند»(فاضلی 1382:36). موضع کلی وی در قبال مقوله مصرف با این عبارت ا ز کتاب تمایز روشن می شود که “اقتصاد جدید طالب دنیای اجتماعی ای است که در آن مردم به همان اندازه که براساس ظرفیت شان در تولید ارزیابی می شوند، بر حسب ظرفیت شان در مصرف نیز ارزیابی خواهند شد.” و “ اقتصاد نوین اخلاق زاهدانه تولید و انباشت را ... به نفع اخلاق لذت جویانه مصرف نفی می کند”.(فاضلی، 1382: 43)
بوردیو به فهمی‌از معانی فرهنگی مصرف دست پیدا می‌کند بدون آنکه فرهنگ مصرفی را وارد نظامی ‌انتزاعی از نشانه‌ها بکند و یا آن را به بازتابی از نظم اجتماعی از پیش موجود تقلیل دهد(اسلاتر، 1997:159).  اصطلاح کلیدی در اینجا تمایز است که به دو معنا به کار می‌رود. یک به مثابه رویه‌های طبقه کننده­ای که بواسطه آن‌ها بین اشیا و چیزها تمایز قائل می‌شویم و دیگری استفاده از این اشیا و معانی متصل به آن‌ها به منظور تمایز یافتن در درون روابط اجتماعی سلسله مراتبی. « چگونه گروه‌های خاص به ویژه  طبقات اجتماعی-اقتصادی از میان سایر چیزها انواع کالاهای مصرفی، روش‌های ارائه خوراک و غذا خوردن، مبلمان و تزیین داخلی منزل را بکار می‌گیرند تا روش زندگی مجزای خود را مشخص کنند و خود را از دیگران متمایز سازند(باکاک،1380 :92).

مصرف و خصوصا مصرف فرهنگی ابزاری برای تولید فرهنگی، مشروعیت سازی  و مبارزه در فضای اجتماعی است. مصرف چیزی بیش از براوردن خواسته‌های زیستی است»(فاضلی 1382:44). مصرف فرهنگی روشی است برای آنکه قشرهای مختلف خود را متمایز کنند و مدعی منزلت بالاتری شوند و به همین میزان فرهنگ جزیی از سیاست طبقاتی است. مشخصا تولید و مصرف فرهنگی روشی است که قشرهای طبقه حاکم از طریق آن به دنبال ایجاد و حفظ سلطه شان هستند. آن ها می‌خواهند تا ذائقه ها، ترجیحات و معیارهای فرهنگی و سبک زندگی خودشان را به ارزشمندترین و مطلوب­ترین آن­ها بدل و مسلطشان سازند. به میزانی که ارزش­ها، سبک­های زیبایی شناختی و داوری­های آن­ها به لحاظ اجتماعی مسلط شود منزلت طبقاتی هژمونیک آن­ها حفظ می‌شود(سیدمن 1386: 201). ذائقه و قریحه برآمده از منش طبقات دارای سرمایه فرهنگی اندک بر کارکرد آنچه که مصرف می‌شود تاکید می‌کند اما قریحه ناب بر شکل و فرم تکیه می‌کند. قریحه طبقات پایین بر مقدار مصرف تاکید دارد و قریحه ناب بر کیفیت آنچه که مصرف می‌شود و فقط در قریحه ناب است  که شیوه و راه و رسم مصرف اهمیت دارد.به تعبیر بوردیو ذائقه‌ها، طبقه ها را دسته بندی می‌کنند.(اسلاتر، 1997 :196).

تفاوت‌های عمده ای بین شیوه­مصرف خوراک، نوشیدنی، تماشای تلویزیون، مبلمان و آرایش منزل، اتومبیل و پوشاک طبقه‌های کارگر و طبقه متوسط پایین وجود دارد.(باکاک 1380:96)

سبک زندگی:

پیر بوردیو بی گمان پرخواننده ترین جامعه شناسی است که درباره مصرف و سبک زندگی سخن گفته است (فاضلی، 1382: 34) کتاب تمایز وی را انجیل محققان در این زمینه می دانند. بخشی از این اقبال به اندیشه بوردیو ناشی از آن است که وی شاید تنها کسی باشد که بنیان فرض های نظری، شبکه ای از مفاهیم، گزاره های روشن و در نهایت تلاش خود بوردیو برای آزمون نظری آن نظریه است( همان، 36 )
از نظر بوردیو سبک زندگی مجموعه ای از ذائقه ها، باورها و کردارهای نظام مندی است که یک طبقه یا بخشی از یک طبقه معین را مشخص می‌کند. سبک زندگی شامل عقاید سیاسی، باورهای فلسفی، اعتقادات اخلاقی، ترجیحات زیبایی شناسی و نیز اعمال جنسی، غذایی، پوشاکی، فرهنگی و غیره می‌شود. بر خلاف سطح زندگی که با کمیت کالاها و خدماتی مطابق است که یک فرد یا یک گروه می‌تواند در اختیار داشته باشد سبک زندگی را می‌توان با انگاره یا شیوه زندگی با تاکید بر بعد کیفی اعمال یکی دانست. بنابراین در یک سطح زندگی واحد سبک های زندگی بسیار متفاوتی می‌توانند وجود داشته باشند که این امر به باور بوردیو به عادت واره های مختلف بستگی دارد(بون ویتز 1390: 97). سبک زندگی برای بوردیو فضایی است که کنشگران در ذیل آن می‌آموزند که چگونه زندگی کنند، چه چیز را ارجح بدانند و چه چیز را زیبا بشمارند. با تمایز گذاشتن میان ذائقه ها، عادت واره چیزی را تولید می‌کند که بوردیو آن را سبک زندگی می‌نامد. میان سبک های زندگی گوناگون و طبقات اجتماعی نوعی همگنی دیده می‌شود که ناشی از عادت واره است(کنوبلاخ 1390: 331). در نظریه بوردیو سبك زندگی شامل اعمال طبقه بندی شده و طبقه بندی كننده فرد درعرصه هایی چون تقسیم ساعات شبانه روز، نوع تفریحات و ورزش، شیوه های معاشرت، اثاثیه و خانه، آداب سخن گفتن و راه رفتن است، در واقع عینیت یافته و تجسم یافته ترجیحات افراد است. از یك سو، سبك های زندگی شیوه های مصرف عاملان اجتماعی ای است كه دارای رتبه بندی های مختلفی از جهت شأن و مشروعیت اجتماعی اند. این شیوه های مصرفی بازتاب نظام اجتماعی سلسله مراتبی است؛ اما چنانچه بوردیو در كتاب تمایز بر حسب منطق دیالكتیكی نشان می دهد مصرف صرفاً راهی برای نشان دادن تمایزات نیست، بلكه خود راهی برای ایجاد تمایزات نیز است.(باكاك، 1381: 96)
سبک‌های زندگی معمولا مبتنی بر سازمان اجتماعی مصرف به جای ساختار اجتماعی تولیداست که شالوده ساختارهای طبقاتی است و بر نگرش‌های هنجاری مرتبط با مصرف تاکید می‌کنند. مفهوم سبک زندگی در تعیین مسیر و نقشه­یابی اعمال مصرفی به طور کل و مسئله هویت بصورت خاص مفهومی‌محوری است. سبک زندگی می‌تواند دو کارکرد داشته باشد: وسیله­ای برای هویت شخصی باشد و این کار را با فراهم کردن منبعی برای تعریف خود انجام می‌دهد و دوم اینکه به مثابه تعیین کننده­ای برای هویت فرهنگی و اجتماعی عمل کند و این کار را از طریق فراهم کردن نشانگرهای بیرونی انجام می‌دهد که جایگاه یک فرد را مشخص می‌کند. سبک زندگی«یک سبک، یک طریقه، یک شیوه استفاده از کالا، مکان و زبان بخصوص است که ویژگی‌ها و خصوصیات یک گروه نیز هست. آنچه که سبک زندگی را شکل می‌دهد االگوهای خرج کردن(هزینه) صرف نیست بلکه شیوه‌های بخصوصی است که در آن کالاهای مصرفی و بقیه منابع مادی در زمینه زندگی روزمره بکار گرفته می‌شوند.

 

هنر در اندیشه بوردیو:

نظریه هنر بوردیو تلاشی برای دادن وجهی جامعه شناختی به هنر، آثار هنری و هنرمندان است. وی ظرفیت زیبایی شناسی را منبعث از شرایط اجتماعی و تاریخی فرد می‌داند و خلق آثار هنری را منوط به وجود منش فرهنگی خاصی می‌داند ، منشی که لازمه پرورش آن تملک سرمایه های فرهنگی و نمادین خاصی است.  اینکه خانواده و نظام آموزشی مدعی دموکراتیزاسیون فرهنگی تا چه حد فرد را با آثار هنری  و فرهنگی آشنا کرده است. از این رو بوردیو ایده نبوغ ذاتی را بی معنا می‌داند و سعی دارد با ربط دادن خلاقیت های فرهنگی به زمینه اجتماعی و تاریخی فرد به مبارزه با ایده زیبایی شناسی ناب کانتی بپردازد.

از نظر بوردیو، سیادت میدان هایی چون میدان هنر که نیازمند آشنایی با زبان، قوانین و ارزشهایش است، به دست وارثین، یعنی صاحبان سرمایه‏های فرهنگی، سرمایه‏های اجتماعی و سرمایه‏های سمبلیک می‏افتد و آنهایی که از این سرمایه‏ها محرومند، هرچند که از سرمایه اقتصادی برخوردار باشند، در این میدان مورد «خشونت نمادین» قرار می‏گیرند(شریعتی :1389).

بوردیو در نظریه ادبی خود می‌خواهد نوعی نگرش رابطه گرایانه را اتخاذ می‌کند. و بین موضع یا موقعیت نویسنده در میدان ادبی و موضع گیری های طرح شده در فضای متن ادبی نوعی رابطه تناظری برقرارنماید. متن ادبی همچون فضا یا میدانی عمل می‌کند که با میدان تولید ادبی به منزله فضای اجتماعی رابطه دارد. نویسندگان وهنرمندان همانند همه کنشگران اجتماعی دیگر عمل می‌کنند و منطق عمل آنان حاصل تعامل منششان با میدان ادبی و هنری است (پرستش 1390: 102).

بوردیو خلق آثار هنری را منوط به دیالکتیک منش زیباشناسانه فرد با میدان می‌داند. یعنی از طریق منش درونی شده در فرد و قواعد حاکم بر هر میدان است که خلق آثار ادبی و هنری را می‌توان تبیین کرد. مهم­ترین قاعده در میدان تولید ادبی قاعد بی غرضی است، قاعده ای که به تعبیر بوردیو عکس قانون مبادله اقتصادی است یعنی در آن افراد چندان در پی نفع شخصی نیستند و اتفاقا در پی نفی نفع شخصی می‌باشند.. سرمایه فرهنگی مهم ترین سرمایه در میدان تولید فرهنگی است و ناظر بر خصوصیات فکری و تربیتی، ویژگی های اموزشی و مهارت های فرهنگی است. این نوع سرمایه نقش بسیار عمده ای در جهت گیری عاملان و ورود آنان به منازعات ادبی دارد چرا که موقعیت نویسندگان و شاعران در میدان ادبی با توجه به میزان سرمایه ان ها تعیین می‌شود(پرستش1390: 116).

میدان ادبی نیز بخشی از میدان قدرت است با این تفاوت که سرمایه اصلی در آن سرمایه فرهنگی می‌باشد. بنابراین عاملین دارای سرمایه فرهنگی بالا در موقعیت مسلط قرار دارند و باتوجه به جایگاه عاملین درمیدان قدرت و میدان تولید ادبی می‌توان به شناختی از جایگاه یک هنر مشخص دست یافت و نوع آثار ادبی وی را مورد مطالعه و تحلیل قرار داد، چرا که کنش هنری و ادبی ناشی از دیالکتیک بین منش و میدان است.

 

خشونت نمادین:

این مفهوم با نابرابری و تفاوت بسیار همبسته است. که هم جنبه تحلیلی دارد و هم شخصی و زندگینامه ای. بوردیو در پی تحلیل نابرابری هایی بود که در موقعیت ها و میدان های مختلف وجود دارد چه به صورت آشکار و چه نهان. بوردیو کانون توجه را در زمینه نابرابری و رنج به سمت عرصه نمادین آن سوق می‌دهد. طبق نظر بوردیو سلسله مراتب یا اشکال گوناگون نابرابری های اجتماعی در جامعه امروز که موجبات رنج و محنت انسان ها را فراهم می‌آورند بیش از آنکه ناشی از مناسبات مربوط به اعمال قدرت باشند از اشکال و مناسبات نمادین سلطه ناشی می‌شوند(گرینفل 1389: 271). خشونت نمادین شکل آرام خشونت است و به طور غیر مستقیم تا حد زیادی از طریق سازوکارهای فرهنگی اعمال می‌شود و در تضاد با اشکال مستقیم تر کنترل اجتماعی که جامعه شناسان غالبا به آن ها توجه دارند واقع شود. نظام تحصیلی نهاد اصلی است که از طریق آن خشونت نمادین بر مردم اعمال می‌شود. زبان یا معانی نظام نمادین آن­ها که در مسند قدرت اند بر بقیه جمعیت تحمیل می‌شود(ریتزر 1389: 319).

وی زبان را نوعی از سلطه و بنابراین خشونت می‌داند كه در جامعه مدرن سرمایه داری بسیار رواج یافته است. تحلیل بوردیو از این جوامع معطوف به فرایند طبقه بندی، سلسله مراتب و سلطه در جوامع است. که جهان را نظم و نسق می‌بخشد و افراد را درون این دسته ها جای داده و مرتب می‌سازد. کشمکش های سیاسی، معطوف به تلاش برای مشروعیت بخشیدن به نظام های طبقه بندی و دسته بندی است و خشونت آنگاه پدید می‌آید که ما این فرایند تاریخی، فرهنگی و خودسرانه و دلبخواهی را امری طبیعی قلمداد کنیم. این شکل از سلطه و خشونت به مراتب اثربخش تر و کارامدتر است زیرا در آن طبقه حاکم، برای حفظ سلطه به کمترین میزان صرف انرژی نیاز دارند. آن ها تنها باید اجازه دهند سیستمی‌که در جریان است کار كند تا سلطه آن ها اعمال شود(گرینفل 1389: 272).

خشونت نمادین ملایم تر از خشونت فیزیکی است اما لزوما انسانی تر نیست، اگرچه هردو نوع خشونت می‌تواند درد و رنج تولید کند. خشونت نمادین در جهت اثربخشی بیشتر و در بعضی مواقع بی رحمانه تر شدن ابزار سرکوب عمل می‌کند(همان: 273).

بوردیو مفهوم خشونت نمادین را در جامعه شناسی آموزش و پرورش به خوبی بسط می‌دهد. از نظر بوردیو نظام تحصیلی مدعی برابری در دل خود این نابرابری و خشونت را نهفته دارد. برای مثال وی معتقد است این نظام آموزشی مبتنی بر ارزش های طبقه متوسط و بالاست و با ساختارهای ذهنی طبقات پایین و کارگر بیگانه است. کارکرد آشکار مدارس، آموزش درس و کارکرد پنهان آن جامعه پذیری دانش آموزان است. مدرسه به دانش آموزان چیزهای «خاصی» می‌آموزد و آن ها را برای اهداف«خاصی» جامعه پذیر می‌کند و در آن تنها موضوعات معینی آموزش داده می‌شوند. این موضوعات به شیوه های خاصی تدریس می‌شوند و به شیوه های خاصی نیز مورد ارزیابی قرار می‌گیرند و حتی از زبان خاصی برای اموزش آن ها استفاده می‌شود(گرینفل 1389: 277).  از این رو بچه های طبقه کارگر به واسطه بیگانگی با این ارزش ها در نسبت با بچه های طبقات متوسط و بالا عملکرد  ضعیفتری خواهند داشت. این امر نمونه اعلای خشونت نمادینی است که فرهنگ مسلط نسبت به طبقات پایین اعمال می‌کنند.

از نظر بوردیو سلطه نمادین در همه جا هست تنها به این دلیل ساده که ما در نظامی‌نمادین زندگی می‌کنیم که در فرایند دسته بندی ها و طبقه بندی ها نقش دارد و سلسله مراتب و روش های بودن و فهمیدن جهان را به ما تحمیل می‌کند. بنابراین فرهنگ از آن رو برای بوردیو مهم است که می پندارد می تواند با تحلیل آن پویش های سلطه را تجزیه و تحلیل کند. مهم­ترین انگیزه او قراردادن فرهنگ در مرکز جامعه­شناسی است تا به این وسیله پویش­های سلطه اجتماعی را تحلیل کند. بوردیو اصرار دارد که فرهنگ جزیی از سازمان اجتماعی سلطه است. امروزه فرهنگ در بسیاری از جوامع محل و موضع کلیدی خط مشی­های سیاسی است، اگر انسان­ها بر سر کنترل و تولید و چرخش معانی با یکدیگر مبارزه می کنند، به این دلیل است که فرهنگ نقشی محوری برای پویش­های نابرابری اجتماعی دارد. مطالعات بوردیو نقش فرهنگ را در نابرابری­هایی که بنیانی طبقاتی دارند بررسی می کند(سیدمن 1386: 198). 






نوع مطلب : فرهنگی، اجتماعی، 
برچسب ها :
ارسال شده در: شنبه 19 دی 1394 :: توسط : سید مهدی آقاپور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : سید مهدی آقاپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :