تبلیغات
فرهنگ و اندیشه - فرهنگ پژوهی-31نقد نظریه فرهنگی پیر بوردیو- 4 دکترسیدمهدی آقاپورحصیری-عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
فرهنگ و اندیشه
دکتر سید مهدی آقاپور
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

نقد نظریه فرهنگی پیر بوردیو- 4

کاربرد نظریه در ایران

بدون شک در هریک از جوامع امروزی، منش های جمعی و کنشهای اجتماعی در زمینه ها و میدانهای مختلف جامعه قابل تحلیل و کالبد شکافی هستند و  در پیکره جامعه ، منش ، کنش و میدان اجتماعی سه مفهوم تفکیک ناپذیر در تحلیلهای فرهنگی و جامعه شناختی محسوب می شوند که در کالبد شکافی فرهنگی و اجتماعی جامعه ایران  نیز بسیارکاربردی و  قابل استفاده هستند .

در ایران ، به تحقیق،  طبقات اجتماعی بالا دستی بر خلاف آموزه های اصیل اسلامی  با برخورداری از حمایت دولتی و به دست گرفتن  ابزارهای قدرت و ثروت نظیر بانکها و بیمه ها و موسسات مالی و اقتصادی و تجاری حتی بی مجوز و تسلط بر میدانهای فرهنگی و دانشگاهی و سرمایه های نمادین رسانه ای و سینمایی و ورزشی و تفریحی، نوع خاصی از کنشهای جمعی، عادت واره ها  و ذائقه و سبک زندگی مصرفی را بر شئون جامعه و توده های مردم تحمیل می کنند و سیستمهای ضعیف کش دولتی و اشرافی را بر ساختارها و سازوکارهای اجتماعی  و فرهنگی و حتی دانشگاهی حاکم می نمایند به طوریکه منش های فردی و گروهی و جمعی مخالف اقتصاد مقاومتی و فرهنگ ارزشی را در سراسر جامعه بویژه نسل جوان اشاعه میدهند. دراین وادی که میدان های گوناگون و شکل دهنده منشها و کنشهای جمعی اعم از فرهنگی و  رسانه ای ودانشگاهی تا بخش زیادی از رویکردهای اشرافیت دولتی و خصوصی آشکار و پنهان و گروههای ذینفوذ پیروی میکند و آموزه های ضدطبقاتی اسلامی و رهنمودهای  مردمگرای امام(ره) و رهبری را چندان دغدغه ای ندارند، به راستی چه باید کرد و چگونه باید به ارزیابی و تحلیل و مقابله موثر با آنها همت گمارد. در این راستا ، اندیشه فرهنگی و اجتماعی بوردیو و آثار برجسته این جامعه شناس فرهنگی و سیاسی  مبارز ، وبه قول مایکل بوروی رییس انجمن بین المللی جامعه شناسی،  مردمگرای الجزایری الاصل با در نظر گرفتن نکات قابل انتقاد آنها می تواند بسیار راهگشا و آموزنده باشد.  

   در پژوهش های فرهنگی با دو سنت ساختاری و کارکردی وجود دارد.  سنت کارکردی حول دانش بشری به عنوان محصول شالوده ای اجتماعی شکل می گیرد. جامعه شناسی دورکیم و مارکس بخشی از سنت دوم را تشکیل می دهند، اما یکی از آنها اثباتی و دیگری انتقادی است. بوردیو هر دو سنت را نقد می کند و معتقد است سنت نخست بیش از حد ایستا است. سنت دوم نیز ایدئولوژی را جنبه مادی می بخشد بوردیو مصالحه ای بین این دو سنت برقرار سازد و مفهوم عادت واره را برای فراتررفتن از دوگانگی ساختار- عاملیت ابداع می نماید(فكوهی 1391). واقعیت اجتماعی از نظر بوردیو فرهنگ است كه جزیی از سازمان اجتماعی سلطه است . اگر انسانها بر سر كنترل تولید و چرخش قدرت با یكدیگر مبارزه می كنند به این دلیل است كه فرهنگ نقشی محوری برای پویش های نابرابری اجتماعی دارد .

فرهنگ عبارت است از نماد ها ،معانی ،كالاهای فرهنگی نظیر موسیقی و ادبیات روشنفكرانه ،غذا ،اسباب و وسایل منزل . همواره مهر طبقه اجتماعی را برروی  پیشانی دارد . فرهنگ سلطه طبقه اجتماعی را تا جایی باز تولید می كند كه طبقات مسلط بتوانند ارزش های فرهنگی ،معیارها ،ذائقه های خود را بر كل جامعه تحمیل كند یا دست كم ترجیحات فرهنگی شان را به منزله معیار برترین ،بهترین و مشروع ترین سبك زندگی در فرهنگ تثبیت كند . (سیدمن 1386 : 199) بوردیو از یک سو اهمیت فرهنگ را باز می­شناسد و بر صورت نمادین در نظم و در عمل تأکید می­کند، اما از سوی دیگر عمیقاً ماتریالیست و دترمینیست است. جامعه­شناسی بوردیو به صورت درمان­پذیری معیوب است، چه به لحاظ نظری و چه تجربی و درنهایت از لحاظ ایدئولوژی اخلاقی. او ماهیت نظم و کنش را با چهره­ای دگرگونه نشان می­دهد. او ساختارهای نهادی شده فرهنگی و بنیانی عصر جدید را نفی می­کند بدون آنکه از ظرفیت­های اخلاقی و انسانی آن سخن بگوید(توسلی1383).

جامعه شناسی فرهنگی بوردیو با نقدهایی مواجه است كه آنها را میتوان به چندین دسته تقسیم کرد:

 1 - ایرادات نظری وارد بر مفاهیم و صحت گزاره های نظری وی

2- اندیشه بوردیو بیش از حد به واقعیت اجتماعی شهر پاریس محدود است .

3-تاکید بیش از حد بوردیو بر جوانبی از حیات اجتماعی و فراموش کردن بخش هایی از آن

4-تغییروضعیت اجتماعی و فرهنگی و ناسازگاری آن با وضع موجود

 بیشترین نقدها متوجه مفهوم منش است . بوردیو مدعی شده است که منش راهی برای گریز از ساختار گرایی و فرهنگ گرایی گشوده است . اما این مفهوم نوعی جبر گرایی بر کنش تحمیل می کنند . نقدمفهوم منش به منشاءشکل گیری آن ارتباط دارد. بوردیوبیش از حد نقش یادگیری واجتماعی شدن درمحیط خانواده درشکل گیری منش رابزرگ جلوه می دهد و بیش از حد برماهیت طبقاتی منش اصرار ورزیده است. از طرف دیگر، مرزهای میدان راچگونه مشخص کنیم ؟آیا همه میدان ها به یک اندازه درگیر جنگ قدرت هستند؟

اصلی ترین گزاره نظری کتاب تمایز این است که طبقه اجتماعی قریحه فرهنگی افراد را تحت تأ ثیر قرار می دهد به نحوی که افراد طبقه بالااز فرهنگ و هنر متعالی استفاده می کنند ودر خلال این فرایند مدعی تمایز برتری درمشروعیت برای خود می شوند. اندیشه تمایز متعلق به زمان گذشته است. داده هایی که کتاب برمبنای آن ها نوشته شده است دراواخر دهه 1960درشهر پاریس جمع آوری شده اند زمانی که درپاریس خط قرمز روشنی میان فرهنگ متعالی وفرهنگ عامه پسند وجود داشت. بوردیو با بیش از حد تأکید کردن برماهیت طبقاتی الگوهای مصرف تأثیر بقیه متغیرها راانکار کرده است. درجامعه جهانی امروز که تحت تأثیر فرایند جهانی شدن قرار گرفته وسلسله مراتب فرهنگی موجد تمایز میان فرهنگ متعالی وعامیانه فرو ریخته است. چگونه می توان مدعی صحت فرضیه تمایز شد. درضمن ایده تمایز بوردیو تاحدی برکمیاب بودن منابع فرهنگی استوار است. درمدرنیته فعلی که تکثر محصولات فرهنگی بسیار بیشتر از زمان تحقیق بوردیواست ، عرصه فرهنگ دچار چنان ابهام وعدم انسجامی است که اغنیا نمی توانند به راحتی فقرا را از دسترسی به فرهنگ باز دارند.

بوردیو برای فراروی از دوگانه به زعم او کاذب عاملیت و ساختار به معرفی مفهوم منش پرداخت. تا رویکرد ارتباطی بین عاملیت و ساختار و در نتیجه تقلیل گرایی­های موجود در آنها را پشت سر بگذارد. اما  مفهوم منش از بسندگی و کفایت لازم برای نشان دادن پیچیدگی جهان اجتماعی برخوردار نیست. و تاکید بیش از حدی بر تمایلات فرهنگی موجود در ساختار اجتماعی می‌نماید (الیوت 2007). مفهوم منش پتانسیل عاملیت انسانی را نادیده گرفته و تاکید بسیاری بر ساختار به عنوان یک عامل اجبارآور دارد. و خلاقیت کنش های افراد در مواجه با شرایط و فرایندهای فرهنگی و اجتماعی را نادیده می گیرد. از دل مفهوم منش نمی توان تحلیلی از تغییر اجتماعی بیرون کشید. بوردیو اقتصاد و نقش نیروهای اقتصادی را بر حیات اجتماعی تحلیل نمی كند. برجسته ساختن مفهوم سرمایه فرهنگی در قیاس با سرمایه اقتصادی در واقع نوعی رد شدن از کنار مسئله سرکوب اقتصادی است البته بوردیو در عرصه سیاسی نوعی همدلی ظاهری با چپ دارد اما همواره تاکید می کند که با مارکس و مارکسیسم فاصله دارد.

او معتقد است که نظریه عمل در همه جوامع اعتبار دارد حال آنکه این نظریه با توجه به مفاهیم اصلی آن یعنی منش و میدان سنخیت بیشتری با جوامع مدرن پیدا می کند. این قضیه هنگامی قدرتمندتر می شود که به تمایز به منزله فرایند اصلی مدرنیته نگریسته شود. در حقیقت فرایند تمایز به شکل گیری منش­های متمایز و میدان های متمایز یاری می رساند. بنابراین نظریه­ای که اساسش بر این فرایند قرار دارد و مفاهیم بنیانی اش بازتاب آن هستند ناتوان از تبیین پدیده های اجتماعی سنتی است.

نظریه عمل در پرتو دیالكتیك منش و میدان شكل میگیرد زیرا عمل تابع ویژگیهای كنشگر در تعامل با نیروی یك میدان خاص با سرمایه مخصوص به خود است. لذا میدانهای اجتماعی مختلف از جمله میدان طبقات اجتماعی، میدان قدرت، میدان روشنفكری، و میدان تولید فرهنگی شكل میگیرد و تمایز به عنوان مهمترین ویژگی مدرنیته،  هم در منش و هم در میدان تجلی می یابد (جمشیدیها 1385). تلاش بوردیو برای فراتررفتن از بینشی ماتریالیستی درباره قدرت و نابرابری های اجتماعی با ابداع مفاهیمی مانند سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی و سرمایه نمادین همراه است. به عقیده او قدرت و برتری نسبت به دیگران نه تنها از تملک منابع مادی بلکه از تملک منابع فرهنگی و اجتماعی نیز سرچشمه میگیرد (فكوهی1391).
 از طرف دیگر در نظریه بوردیو مرز میان میدان ها چندان مشخص نیست. این میدان­ها بنا به تعریف بوردیو قواعد، منازعه، سرمایه و منش خاص خود را دارند که در صورت تحقق این امر نظریه میدانی بوردیو با تورم میدان­های اجتماعی مواجه خواهد شد. تورمی که گاهی اوقات به بی معنایی بعضی از میدان­ها ختم می شود چرا که دیگر مرزهای آن­ها را از هم نمی توان تشخیص داد.(پرستش 1390 به نقل از اسوارتز 1997). اگر همه اعمال ما بازتولید همان نظم و سلطه پیشین است پس در این صورت تحول و دگرگونی را چطور توضیح دهیم؟ اگر در نهایت باز هم انسان اسیر خانواده و محیط و طبقه اجتماعی خویش است، پس چگونه می‏تواند از سلطه این تعینات اجتماعی رهایی یابد و سرنوشت خود را به دست گیرد؟ در اینجا دیگر دترمینیسم اجتماعی به فاتالیسم و تقدیرگرایی تبدیل می‏شود و جامعه شناسی که می‏خواست جامعه را بفهمد تا تغییرش دهد خود در وادی قیود و تعینات اجتماعی اسیر می‏ماند.

بوردیو برای تبیین  مفهوم خشونت نمادین فرض را بر این می گیرد که نوعی توافق درباره هنجارها و ارزش هایی که در جامعه مرکزیت و محوری هستند وجود دارد. بنابراین مشروعیت کسانی که سرمایه نمادین و فرهنگی را به نوعی اعمال می کنند همیشه بدون چون و چرا است. منتقدین بوردیو این فرض را به چالش می کشند و بودریو به به نوعی ساده اده انگاری در این زمینه متهم می کنند.

یک انتقاد مهم به اثار بوردیو بیش از حد فرانسوی بودن آنهاست. بوردیو در مقدمه کتاب تمایز به نوعی این انتقاد را پذیرفته و واهمه دارد از اینکه این کتاب در انظار خوانندگان بیش از حد فرانسوی بنماید. داده های بوردیو تماما از دل جامعه فرانسوی بیرون آمده اند و مبتنی بر منطق جامعه فرانسه هستند.

انتقاد به نظریه هنر بوردیو این است که این نظریه شاید در تبیین اشکال هنری مدرن موفق باشد اما احتمالا درباره پدیده­های هنری جهان سنتی چاره­ای جز سکوت ندارد. در حقیقت نظریه بوردیو متناسب با واقعیت تمایز در جهان مدرن پرداخته شده است. چنان که با توسل به مفاهیم منش و میدان می تواند تولد هنرمند و تکوین میدان تولید هنری را توضیح دهد لیکن درباره هنر و ادبیات قدیم به لحاظ ناسازگاری این دستگاه نظری با واقعیت تمایزنایافتگی جهان سنتی اساسا ناتوان است(پرستش 1390: 157).

از طرف دیگر نظریه هنر بوردیو با توجه به تمایزی که بین ادبیات مستقل و وابسته برقرار می کند در حقیقت این ادبیات وابسته را به حاشیه می راند و از این رو دربردارنده نوعی رویکرد نخبه گرایانه به هنر است. . این بی توجهی به ادبیات عامه پسند و نظریه پردازی درباره آن نشانه نگاه ایدئولوژِیک بوردیو به مسئله ادبیات است(همان 158).

* انتقادات به کارهای بوردیو عبارتند از:

-        تمایل بیشتر به ساختار نسبت به عاملیت علی رغم پذیرش تلفیق آن ها

-        طرح برخی از مفاهیم کلی و انتزاعی و عدم تصریح و تدقیق آن ها

-        کم توجهی به مطالعات تطبیقی و عدم استفاده لازم از آن ها

-        کم توجهی به عامل جهانی و توجه زیاد به جامعه فرانسه

-        احساس حالتی از خشونت نمادین در مباحث مطرح شده

-        تنوع بیش از حد مباحث و موضوعات مطرح شده

-        عدم توجه به ابعاد منفی سرمایه اجتماعی

-        بی توجهی به تکثر منابع اجتماعی شدن

*نقاط قوت نظریه :

- تلاش در جهت تلفیق دیدگاه ها و دوری از تقلیل گرایی

- تاکید بر کنش به عنوان برایند عوامل چندگانه

- طرح مسائل و ابداع واژه های جدید نظیر سرمایه نمادین وخشونت نمادین

- دقت در مسائل جامعه فرانسه و تحلیل ان ها

- عبور از خط قرمزهای رایج

- مخالفت با قرائت های ذات گرایانه منتزع از واقعیت های عینی و ذهنی

- توجه به ابعاد عینی و ذهنی کنش ها و ارتباط متقابل بین کنش ها وساختارها

- توجه به ابعاد تاریخی پدیده ها(عبدالهی 1389: 15).

 

*بوردیو در ایران:

پیر بوردیو در جهان اغلب به مثابه "جامعه شناس مبارزه" یعنی جامعه شناسی که دخالت در عرصه عمومی همواره در برنامه علمی اش جای داشته است، شناخته می شود، " فیلسوفی که از جامعه شناسی ابزاری برای مبارزه علیه نابرابری های اجتماعی می سازد(مارین دو تیلی 2011). وارثان (در نقد نظام آموزشی) تمایز (تحلیل مکانیسم های نابرابری اجتماعی)، فقر جهان، (نقد سیاستهای نولیبرال)... آثار شاخص فکری وی در این مبارزه است(فكوهی-شریعتی1391). خوانش ایرانی بوردیو اما به نظر می رسد از طرفی محصور پایان نامه هاست و از سویی مورد پذیرش. مفاهیمش  گاه از فرط تکرار به کلیشه بدل شده اند و در عین حال غایبند. حضور ندارند. به کار نمی ایند. هستند و نیستند. بوردیوی ایرانی مزاحم نیست. حساسیت زا نیست. مخالف ندارد. جامعه شناسی اش یک مبارزه ی رزمی نیست، ابزار تمایز است. و یک چارچوب نظری مناسب برای "بستن پایان نامه"

این اندیشه ی سیار، در ایران یا چالش برانگیز نیست، یا “سازگاری روح ایرانیکار خود راکرده و زهرش را گرفته  و روانه ی بازار آکادمیک میکند. (همان) که کاملا رام و  سربراه و بی خاصیت می شود.

البته اگر سه اثر "تمایز"، "وارثان" و "فقر جهان" را به عنوان سه کتاب مهم بوردیو شاخص بگیریم این پرسش مطرح می شود که تناسب، شباهتها و اشتراکات این جامعه شناسی با جامعه ی ما کدام است؟ هرچند بوردیو در ایران متفکری پرارجاع بوده است. اما خوانش ایرانی از بوردیو گویی محصور در پایان نامه ها و به ویژه فصول چارچوب نظری است. در فیلمی‌که درباره بوردیو ساخته شده است عنوان جامعه شناس مبارز در نظر گرفته­ و جامعه­شناسی را ورزشی رزمی‌دانسته­اند(توسلی 1383).

بوردیو جامعه شناس جامعه اش بود. شناخت عمیق او از جامعه فرانسه که از دیالکیتیک بین نظریه و کار میدانی حاصل شده بود او را در تقاطع با جامعه اش قرار داده بود. اما بوردیویی های ایران این دیالکتیک را نادیده گرفته اند. یا آماردانانی شده اند در کار رسم جداول یا برج عاج نشینانی بی خبر از جامعه و در حال نظریه دادن.

بوردیو جامعه شناسی منتقد بود. جامعه شناسی انتقادی اساسا معطوف به نقد سلطه چه در شکل عریان و چه در شکل پنهان آن است و بوردیو به بهترین شیوه شکل پنهان آن را مورد بررسی قرار داده است. اما جامعه شناسی انتقادی در ایران به صورت مشخص شکل نگرفته و در حد سخنرانی و پایان نامه باقی مانده است. تا زمانیکه این نوع جامعه شناسی به یک برنامه پژوهشی مشخص تبدیل نشود نمی‌توان چندان از نگاه بوردیویی سخن گفت. در عین حال بوردیو در زمینه حل مسئله رویکردی جزگرایانه دارد از طرف دیگر جامعه شناسی در ایران بر خلاف رویکرد بوردیویی كل گرا بوده و حضور چندانی در عرصه عمومی‌ندارد. در واقع آن ها آکادمی‌را میدانی کاملا مجزا از عرصه عمومی‌می‌دانند . از طرف دیگر اتخاذ رهیافت بوردیو نیز بدون پرسش و بدون چون و چرا مورد پذیرش قرار گرفته و سوالی از شرایط امکان این مفاهیم پرسیده نمی‌شود. اینکه آیا این مفاهیم قابلیت کاربرد در ایران را دارد یا نه چندان مطرح نمی‌شود.

رهیافت بوردیویی جامعه شناسی را با متن زندگی روزمره و مصائب زندگی پیوند می‌دهد. جامعه شناسی بوردیو برج عاج نشین نیست. درس بزرگ وی به جامعه شناسان دیدن «رنج های سیه روزان» است . برترین ارزش جامعه شناسی این است که می‌تواند سلاحی برای مشاهده و افشای خشونت نمادینی باشد که منجر به گسترش اجتماعی رنج می‌شود(گرنفل 1389)

قدر مسلم بخشی از نظریات بوردیو امروز کهنه شده و کمتر از طراوت اولیه خود برخوردار است، اما هنوز می­تواند از لحاظ متد مورد استفاده قرار گیرد. مثلاً تحقیق اولیه او متعلق به 40 سال پیش است که نابرابری طبقاتی را در مدارس آن روز فرانسه بر ملا می­کند؛ و معلوم نیست امروز تا چه حد آمارها و داده­های آن اعتبار دارد.

به علاوه مفهوم طبقه که بوردیو در  تمامی آثارش آن را محور قرار می­دهد امروز یک مفهوم کهنه است مفهوم نبرد طبقاتی نیز امروز یک مفهوم مطلق و غیرقابل قبولی است که مورد استعمالش به قرن نوزدهم برمی­گردد و امروز منازعه مرکزی (پرولتاریایی) وجود ندارد. به عبارت دیگر، در جامعه جدید، منازعه برای سرنگونی بورژوازی مطرح نیست بلکه مسئله کنترل فرهنگی به خصوص آنچه توسط دولت تعریف می­شود مهم است. در جامعه­شناسی بوردیو تحلیل دگرگونی­های اجتماعی وجود ندارد و از این رو این یک جامعه­شناسی ایستا است(توسلی1383) .

به نظر می­رسد که آثار بوردیو منبع گرانبهای دانش و روش­هایی است که می­تواند تا سال­ها مورد استفاده و بهره­گیری فرهنگی و جامعه­شناسانه قرار گیرد اما  مستلزم بازبینی و نقد و ارزیابی مجدد است. 






نوع مطلب : فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، 
برچسب ها :
ارسال شده در: شنبه 26 دی 1394 :: توسط : سید مهدی آقاپور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : سید مهدی آقاپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :