تبلیغات
فرهنگ و اندیشه - وقتی کوتوله ها بر ورزش کشور مسلط می شوند- دکترسیدمهدی آقاپورحصیری-عضوهیئت علمی دانشگاه تهران
فرهنگ و اندیشه
دکتر سید مهدی آقاپور
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

وقتی کوتوله ها  بر ورزش کشور مسلط می شوند

چه هستیم؟ چه بودیم؟ چه کنیم؟

دکترسیدمهدی آقاپورحصیری،عضوهیئت علمی دانشگاه تهران

دنیای عجیبی است. در هزارتوی معامله گریها و سیاست بازی های ماکیاولیستی و زد و بند های ناجوانمردانه، امروز کوتوله هایی که نام های پهلوانان شاهنامه نظیر طوس و گیو و گودرز را بر خود نهاده اند، به واقع هیچ نشانی از جوانمردی ها، مردانگی ها و مردمی بودن آنها را به ارث نبرده اند، چنان که حکیم فرزانه طوس گفته است :   

                      « هر آنکو گذشت از ره مردمی           ز دیوان شمر مشمرش آدمی »

در آموزه های تعالی بخش اسلامی نیز چنین آمده است که مدیران و مسئولان، خدمتگزاران مردم هستند و در حدیث نبوی است که "سیّد القوم خادمهم". امّا زهی خیال باطل، امروز در عرصه کلان ورزش کشور، متأسفانه کوتوله هایی  بر اریکه پر زرق و برق ورزش و جوانان تکیه زده اند که روش های خاص وسابقه سوء دیروزشان در بزرگترین دانشکده تربیت بدنی کشور و عملکرد سوء امروز شان در جایگاه خطیر ورزش و جوانان برجسته است، و رفتار سوء فرهنگی و مدیریتی و ورزشی آنان مثال زدنی است. اینان کسانی را به دور خود جمع کرده و از آنها بهره کشی می کنند که غالباً هیچ هنری ندارند. هیچ نوری در پیامشان نیست. ابوالفضلی کار نمیکنند وفضل الهی را نمی شناسند، و با رهروان حسینی و رجبی و رمضانی هیچ نسبتی ندارند. نگاهشان به اهالی ورزش و جوانان، و دانشجویان و دانشگاهیان، نگاه ارباب و رعیتی و ابزاری و کاسبکارانه است. برای رسیدن به منافع و حفظ جایگاه حقیر وناصواب خویش در جامعه ورزش از هر ترفندی استفاده می کنند و بی خاصیتی و حزب باد بودن در پرونده دوران دانشجویی و مدیریتی آنان کاملا مشهود است.

امروز، افسار دو مقوله پرطرفدار ورزش و جوانان در دولت تدبیر و امید در دست کوتوله هایی قرار گرفته است که تدبیر را در دانشکده تربیت بدنی پوستین وارونه پوشانده و امید به پیشرفت و تعالی را در دوره مدیریتشان در دل اهالی دانش و دانشکده ورزش کشته اند. آنها با اصل ما تشنگان قدرتیم، شیفتگان خدمت را به حاشیه رانده و با روش های خاص و ناسالم که تنها خودشان بلد هستند، فضای شادمانی و فرخی را دق مرگ کرده و به عزا تبدیل کرده اند. چاپلوسی، مجیز گویی و خوش رقصی را رواج داده، و صداقت، سخت کوشی و ارزشمداری را تحقیر کرده اند. احسان محمدی و نگرش علوی را بر نمی تابند و از حسن وحسین و عباس و علی اکبر، ومهدی و احمد و رضا وحشت دارند و از ارتقای نام وجایگاه آنان در جامعه و دانشگاه با پنهانکاری و جنگ نیابتی و با بکارگیری روشهای حاص جلوگیری میکنند. این کوتوله ها حتی با نوشتن شبنامه های کثیفی که قلم از نوشتن آن قاصر است، علیه افراد فرهیخته و خدومی که سیّدی و آقایی در شناسنامه شان ثبت است، و نجابت و فداکاری از دوران کودکی و دانش آموزی و دانشجویی در پرونده سیاسی و مدیریتی و ورزشی شان برجسته است،و درس صداقت و ایثارگری را در مکتب انقلاب اسلامی و دفاع مقدس آموخته اند، به دنبال منافع حقیر خود حرکت نموده اند. این أبی لهب ها را حمالة الحطب هایی همراهی کرده اند که اگر دستنویس کثیف و ناجوانمردانه آنها به دست آید، قطعاً از طرف محکمه عدالت 80 ضربه شلاق را نوش جان می کنند.

اکنون سؤال این است که این کشندگان تدبیر و امید در دانشکده تربیت بدنی چگونه می توانند تدبیر و امید را در ساختار مهم ورزش و جوانان کشور پاسداری و هدایت نمایند؟ زهی خیال باطل، چرا که آزموده را آزمودن خطاست،

با این وجود، همانطور که می دانید،  در شرایط احساسی و رفتار قبیله ای و اشرافیگری سیاسی همه چیز امکان پذیر است. واقعا چگونه ممکن است کسانی که هویت خصلتی ونفسانی و رفتارهای افراط و تفریطی شان در گذشته برجسته و نمایان است، به زحمت و با روش های خاص مدرک کارشناسی ارشد گرفته، با روش های خاص وارد دوره دانشوری شده، با روش های خاص دانشوری را به مدرک دکترای پی. اچ. دی. تبدیل نموده و همزمان  با روش های خاص و حذف ناجوانمردنه یکی از شایسته ترین و با حسن ترین استادان رشته تربیت بدنی از ریاست دانشکده بر جای وی تکیه زده و عنوان ریاست بزرگترین دانشکده ورزش کشور را بر خلاف مر قانون محرز یدک کشیده اند، در جهت ارتقاء ورزش و جوانان عزیز این مرز و بوم گام بردارند؟ چگونه ممکن است کسانی که مسبب بروز اختلافات و تنش های فراوان و همیشگی در دانشکده بوده، کیفیت فرهنگ، آموزش و پژوهش را در این نهاد مقدس به حداقل خود رسانده، و اساتید پیشکسوت تربیت بدنی کشور را با روش های خاص و ناجوانمردانه مجبور به بازنشستگی کرده اند، در راستای پیشرفت ورزش و جوانان پاکدامن میهنمان قدمی بردارند ؟

بر این سابقه سوء باید افزود که در همین دوران سیاه عملکردی، سمت معاون اداری و مالی یک شرکت ساخت وسایل یدکی مینی بوس را با روش های خاص بر عهده گرفته و به دلیل همین رفتارهای سوء مالی و مدیریتی توسط یکی از نهادهای بالادستی بازرسی محکوم به پرداخت جریمه سنگین نقدی و برکناری مفتضحانه از پست های حقیر و ناحق خود شده اند. پست هایی که به هیچ وجه صلاحیت علمی و مدیریتی آنها را نداشته اند و این لباس بر تن این کوتوله ها بسیار گشاد و مسخره بوده است.به طوریکه اکثر استادان برجسته رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی درسراسر کشور بر آن مهر تایید زده اند.

با این سابقه بارز سوء مدیریتی و با داشتن پرونده سوء مالی، اینک سؤال اینجاست که چگونه مجلس محترم قبلی، افسار امور ورزش و جوانان کشورمان را به دست این کوتوله ها سپرده است؟ به نظر می رسد که عدم اطلاعات لازم واحساسی بودن شرایط  و عدم دخالت نهادهای بازرسی، دلیل این وضعیت و انتخاب ناهنجار می تواند باشد.

این کوتوله ها کسانی هستند که پس از برکناری از پست ناحق ریاست دانشکده، با روش های خاص همچنان به رفتارهای سوء خود ادامه داده، و بدون داشتن حداقل امتیازات علمی و بدون گذشت 5 سال از مدرک مثلاً دکترای پی. اچ. دی خود، با بودجه بیت المال دانشگاهی به فرصت مطالعاتی (در واقع پرسه زدن) در انگلیس رفته، و بدون دستاورد علمی برگشته و سپس دوباره با همان روش های خاص در همان پست سابق و غیر قانونی خود قرار گرفته، و شروع به آزار و اذیت اساتید برجسته ورزش کشورمان نموده اند، ضمن آنکه با سرعت برق و باد با روش های خاص در محیط مقدس دانشکده ورزش به درجه استادی دانشگاه دست یافته اند. در این هنگامه روش های خاص رفتاری مداوم و غیر ورزشی ، دانشکده را ملک طلق خود دانسته و به وسیله حمالة الحطب های بیسواد، دانشکده را علی رغم ظاهر پر طمطراق علمی کاملاً به قهقرا برده اند. وضعیتی که در جامعه ورزشی و دانشگاهی زبانزد عام و خاص اساتید گرانقدر و دانشجویان عزیز می باشد. 

    چه هستیم  

 حال ببینیم که عملکرد این کوتوله ها در اداره ورزش و جوانان تا به امروز چگونه بوده است و بزرگان ورزش کشور چه نظری در این باره دارند داشته اند. از جوانان حرفی نمی زنیم، چون در این زمینه، صورت مسئله تقریباً پاک شده است. این در حالی است که نظام مقدس جمهوری اسلامی، چه در روند انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، و چه بعد از آن، مرهون تلاش و از خود گذشتگی جوانان سلحشور و سرافرازی است که از دین و میهن خود جانانه دفاع کردند و جای جای این خاک گلگون، حاکی از پایمردی های آنهاست. و امّا در حوزه ورزش، گفته شده است که آنهابا روش های خاص قصد داشتند با معامله گری و حتی با وارد کردن تعدادی از نمایندگان محترم مجلس به هیئت رئیسه باشگاه های معروف، موقعیت خود را حفظ کرده و بدین وسیله خواسته اند که از استیضاح بگریزند، و عملکرد مدیریتی سوء خود را پوشش دهند، تا بدین ترتیب، چند صباحی دیگر در پست حقیر خود باقی بمانند.     

این کوتوله ها نتوانستند فوتبال ملی را از بی هدفی و هدر دادن بودجه بیت المال نجات داده و از تحقیر شدن آن توسط یک مربی متکبر خارجی، که نتواست کار چندانی برای فوتبال کشورمان انجام دهد، جلوگیری کنند. نتیجه این شد که در بین 32 تیم، رده 31 رادر جام جهانی گذشته کسب کردیم، فوتبال ما رشدی نکرد، و علی رغم ظرفیت های مناسب و مربیان شایسته داخلی، جایگاه قابل توجهی در فوتبال دنیا نداریم. از سوی دیگر، تنش ها افزایش یافت، پول پرستی و پولکی بودن اوج گرفت، و مافیای فوتبال جسورتر و مسلط تر گشت.

این در حالی است که مربیان کارآزموده و افتخار آفرین و درد آشنا در فوتبال ایران عزیز ما کم نیستند. ولی بخش اصلی بودجه ورزش به خارج از کشور هدایت می شود . محرومیت زدایی در ورزش کشور فقط روی کاغذ مطرح است. کارهای فرهنگی و به وجود آوردن محیط های پاک ورزشی و امید به تحقق اخلاق ورزشی در ساختار ورزش و میادین و مسابقات، یک آرزو و حرف خالی شده است، در حالیکه میراث فرهنگی ورزش ایرانیان با آموزه های پر فروغ اسلامی در عرصه ورزش و تربیت بدنی برجسته است.

امروز، مدیریت کلان ورزش کشور در دست کوتوله هایی قرار گرفته است که با روش های خاص خود توانایی ایجاد هماهنگی و همراستایی بین بخش های اصلی ورزش اعم از ورزش پایه و دانش آموزی، ورزش همگانی، ورزش قهرمانی و حرفه ای، ورزش کارگری، بخش دانشگاهی و رسانه ای را نداشته و ورزش بانوان را در حد یک کادوی ویترینی مطرح کرده اند امروز، رویکردهای ورزشی برای دستیابی به سلامتی و تندرستی عمومی، شادابی و نشاط روانی، همبستگی های ملی و قومی، و اشاعه فرهنگ پاک پهلوانی و دوستی و فراغت سالم در عمل امری فراموش شده است.

بدیهی است که آزموده را آزمودن خطاست و سابقه سه دهه عملکرد سوء این کوتوله های دانشگاهی با عملکرد کنونی آنها در عرصه ورزش کاملاً هماهنگ است و انتظار تدبیر و امید داشتن از آنان، در ورزش و جوانان کنونی ایران، امری مضحک و مسخره می نماید.  

شاه سلطان حسینی عمل کردن و باری به هر جهت بودن، بی هدفی و بی برنامگی، تابع جریان بودن و صندلی را به هر قیمت حفظ کردن، عدم شجاعت و جسارت در مدیریت ورزش و جوانان، کمرنگ شدن و بی اهمیت شدن حوزه جوانان در مقایسه با ورزش، تک بعدی شدن در ورزش و اوج گرفتن مافیا، اداره امور را از چشم معامله دیدن، باندبازی و مسلط کردن افراد بیسواد و فاقد صلاحیت ورزشی در مدیریت های امور مختلف در ورزش، دخالت در امور فدراسیون ها، عدم توانایی برای اداره باشگاه های معروف، تناقض در اعلام مواضع و رویکردها، و از بین رفتن مرکز مطالعات و تحقیقات حوزه وزارت از جمله عملکردهای سوء کوتوله های فاقد صلاحیت علمی و ورزشی بوده است.

فاحش ترین گاف های کوتوله های  مسلط بر ورزش کشور با  روش های خاص تاکنون عبارتند از :

1 محو شدن مرکز مطالعات راهبردی وزارت ورزش و جوانان و بی اهمیتی شورایعالی جوانان و جایگاه آن

2 بیشتردر حاشیه رفتن جنبه های فرهنگی و اخلاقی ورزش و دخالت شدید دولت و سیاست در امر ورزش

3 تحقیر شدن صداقت و درستی و اوج گرفتن چاپلوسی و مجیزگویی و بکارگماردن افراد نالایق در دستگاه ورزش

4 دورو بودن و رفتارهای دوگانه داشتن در امور فدراسیون فوتبال و فدراسیون کشتی و مسئولان آنها

5 مدیریت  فوق العاده و ضعیف در اداره تیم های پر طرفدار استقلال و پرسپولیس و ایجاد تنش دائمی در آنها

6 بی توجهی به نظرات صاحبنظران ورزشی و سردواندن مردم و دلسوزان و مشتاقان ورزش کشور و سر دواندن آنان

7- بی اهمیت شدن و در حاشیه قرار گرفتن حوزه  خطیر جوانان  و بزرگ شدن افراطی ورزش قهرمانی کاذب

8-  نتایج ضعیف درالمپیک ریو به دلیل عدم برنامه ریزی مناسب و حمایت کافی، باوجود تلاش مربیان زحمتکش و قهرمانان افتخار آفرین

9- به وجود آمدن جو نارضایتی عمومی در دستگاه ورزش و جامعه ورزش و در بین دست اندرکاران و ورزشکاران و تماشاگران ورزش

 10 بی توجهی به گزارش مشروح مجلس محترم شورای اسلامی در خصوص عملکرد سوء شدید در حوزه فوتبال و آفتها و آسیبهای گوناگون آن و عدم توانایی برای برنامه ریزی کارآمد جهت زدودن آنها

راهکار اساسی:

باید عملکرد کوتوله های  مسلط بر ورزش کشور و روش های خاص آنها توسط دولت  و مجلس محترم و نهادهای مربوط بالادستی مورد ارزیابی کیفی و کمی قرار گرفته و تصمیمات لازم اتخاذ شود، تا ورزش و تربیت بدنی با ظرفیت فرهنگی و اجتماعی و تربیتی و کارایی فراوان در افزایش شادابی و نشاط روانی و سلامت جامعه اندکی به مسیر درست و اثر بخش خود باز گرد

  این دود سیه فام که از بام وطن خاست        از ماست که بر ماست

    جان گر به لب ما رسد از غیر ننالیم             با کس نسگالیم

 از خویش بنالیم که جان سخن این جاست    از ماست که برماست

   چه بودیم 

اهمیت ورزش در راستای توسعه فرهنگی و اجتماعی جوامع امروزی بر همگان روشن است. تحقیقات نشان می­دهد که در تاریخ غنی این خاک گلگون و تمدن ساز، چه در میراث غنی و پرشکوه ایران و چه در فرهنگ متعالی انسانساز اسلام، ورزش و تربیت بدنی با ویژگی­های خاص ایرانی اسلامی، جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده و فرهنگ و اخلاق با پهلوانی و نیرومندی کاملاً همراه بوده است. به عنوان مثال،  در میراث غنی ورزش ایران می­بینید که  پهلوان بزرگ ایران یعنی اسفندیار نامدار به عنوان مبلغ دین توحیدی زرتشت بعد از عبوری توفنده از هفت خوانی سهمگین، خدای بزرگ را شکر می­کند و همه پیروزی­ها را از خداوند بزرگ می­داند.

همــی گفـت کی داور دادگــر          تو دادی مرا زور و هــوش و هنر

                 تو کــردی اژدها را خاک جای          تو هستی به هر نیک و بد رهنمای

 

یا درجای دیگر ویژگی پهلوانی با خردمندی و یزدان­پرستی در یک مجموعه یکپارچه عرضه می­شود

تنومنــد را گــر خرد یار نیسـت         به گیتی کسی او را خریدار نیست

خرد رهنمای و خــرد دلگشــای        خرد دست گیرد به هر دو سـرای      

ز دانش نخستیــن به یزدان گرای         که او هست و باشد همیشه بجای

                       

دانشمند و سیاستمدار برجسته و معاصر ایرانی،ملک االشعرای بهار تداوم حیات وماندگاری ایران رابا ورزش پیوند داده است.

تن زنده والا به ورزندگی که اسـت     که ورزنــدگی مایه زندگـی اسـت

ز ورزش میاسای و کوشنده باش       که بنیاد گیتـی به گـوشندگی است                

نیاکانــت را ورزش آن مــایه داد    که شهنامه زایشان به تابندگی است

 

با زنده شدن ایران در اثر دمیدن روح تمدن­ساز اسلامی به گونه مضاعف، دلاوری و راد مردی و پهلوانی با ورزش و نیرومندی و  اخلاق و یکتا پرستی همراه بوده است که در تاریخ اسلام و متون و آموزه­های غنی­ اسلامی فراوان به چشم می­خورد که سمبل برجسته آن در شخصیت اول پهلوان عالم حضرت علی(ع) موج می­زند که مولانا مولوی بلخی درمثنوی آن را به زیبایی تفسیر کرده است.                    من تیــغ از پی حــق مــی­زنــم        بنـــده حقـــم نه مأمــور تنــم

                          شیر حقـــم نیستم شیــــر هوی         فعل من بر دین من باشـد گــواه

                         در شجاعت شیر ربانیستی                 در مروت خود که داند کیستی

 

این است که بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی می­فرمایند ورزشکاران باید به علی(ع) اقتدار نمایند.

و در فرهنگ غنی ایرانی از قول سعدی شیرازی آمده است که

                 جوانمرد باش دو گیتی تو راسـت       دو گیتی بود برجوانــمرد راسـت

                 هر که را نام جوانمردی سزاسـت        پیشــوای او علـی مرتضاســـت

ورزش و تربیت بدنی مبتنی بر فرهنگ اسلامی ایرانی پهلوانان برجسته­ای چون پوریای ولی و جهان پهلوان تختی را به جهان ورزش و تربیت بدنی معرفی کرده است که هر یک سمبل نیرومندی و اخلاق و مبارزه با نفس ورویارویی با ظلم و بیداد بوده­اند.

                      گر بر سر نفس خود امیری مردی         گر بر دگری خرده نگیری مردی

                       مردی نبود فتاده را پای زدن               گر دست فتاده بگیری مردی

 از این روست که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی به جوانان و دانشجویان عزیز سه چیز را توصیه می نمایند:

         تحصیل  ، تهذیب  ،  ورزش

 

چه کنیم:

به راستی ، با این میراث غنی ورزشی اسلامی ایرانی امروز در کجا هستم و بویژه با انقلاب شکوهمند اسلامی و شکل­گیری نظام مقدس جمهوری اسلامی در زمینه ورزش و تربیت بدنی در کدام مسیری حرکت میکنیم.

به تحقیق و تجربه متقن، بعد از گذشت نزدیک به چهار دهه از عمر پربرکت جمهوری اسلامی، در عرصه ورزش و تربیت بدنی به معنای حقیقی کلمه و متناسب با فرهنگ ورزشی غنی اسلامی ایرانی فرسنگها عقب هستیم و نه تنها تدبیر را گم کرده و امید را از دست داده­ایم، بلکه کاملا در مسیر خود باختگی فرهنگی ورزشی قرار داشته و مافیای پنهان ورزشی در پیکره ورزش کشور سراسرمسلط است به طوریکه دل همه درد مندان ورزشی کشور اعم از مربیان دلسوزو کارآزموده ، معلمان ورزش زحمتکش ، قهرمانان افتخار آفرین ومردمی، نویسندگان و گزارشگران زبردست و مدرسین و استادان فرهیخته ورزش و دانشجویان با بصیرت که در این آب و خاک پهلوان خیز اندک نیستند و بویژه دل همه تماشاگران با صفای ورزشی را به درد آورده است.

البته میدانیم که نوشتن و گفتن این مطالب دردی را دوا نمی­کند، زیرا بارها و بارها و بارها گفته و نوشته شده است. انگار برخی مسئولین بالادستی که مقام اجرایی یا قانون­گذاری را برعهده داشته وتکلیف برنامه هاوسیاستها وچگونه بودن ورزش وتربیت بدنی را معین می­­کنندگوششان پنبه است یا این گوش دروآن گوش دروازه است.و بخش عمده ای از مدیران ورزشی نیز دست کمی از آنها ندارند.

وقتی می­بینم ورزش و تربیت بدنی با سیاست­زدگی و اشرافی­گری و باندبازی و رفتاری قبیله­ای همراه شده و فقط مسابقات قهرمانی کاذب با زرق و برق­های مدرنیته و جهانی­سازی غربی رقم می­خورد در حالیکه در بوشهر و رودان و صالح آباد و رضویه خراسان و قلعه گنج کرمان و چوار ایلام و سلماس آذربایجان و نازی آباد وسرآسیاب دولاب و باغ پسته بک(تهران)، شعبان آباد و آق قلعه و کمال آباد (البرز) وووو از مناطق مختلف کشور عزیز ما ایران از ورزش و تربیت بدنی کودکان و نوجوانان و جوانان خبری نیست.

وقتی سرانه  فضای ورزشی کشور 70 سانتی متر و سرانه بودجه ورزش برای هر دانش­آموز فقط هزار تومان است. و در حالیکه  در قانون اساسی کشور که با خون هزاران شهید به دست آمده ورزش و تربیت بدنی رایگان ثبت است ، آن وقت بودجه ورزش کشور صرف تعدادی محدود ورزشکار و ساختار ورزش بی ریشه و اما و اگری  با الگوهای وارداتی فیفا و یوفا وفیلا و ... می­شود که با رتبه­های ضعیف و شکننده خود غرور سیاسی کاذبی در ایران قهرمان بوجود آورده ومثلا دل مردم رنجدیده ورزش دوست را ا ندکی خوش نماید.

 در ژاپن به عنوان کشور توسعه یافته به لحاظ شاخص های اصلی توسعه مثل سلامت و بهداشت و تغذیه و تحصیل و پیشرفت در جهان امروز، بیشترین برنامه­ریزی و تخصیص بودجه در مدارس بوده و معلم و بویژه معلم ورزش از درجه بالای اهمیت و رسیدگی قرار دارد. دریافتی حقوق معلمان در این کشور بسیار بالاتر از سرانه در آمد ملی و به پول ایران حدود 10 میلیون تومان است در عوض پزشکان بیکار،بیمارستانها ودارو خانه ها خلوت و هزینه های دارو درمان پایین است. ولی درایران عزیز، متوسط حقوق معلمان فرهیخته و زحمتکش ما زیر خط فقر و بسیار کمتر از سرانه در آمد ملی و کمتر از دو میلیون تومان است در عوض پزشکی و طبابت یک تجارت پرسود،بیمارستانها و داروخانه ها غلغله و هزینه های دارو و درمان سرسام آور است. در حالیکه نبی مکرم اسلام فرمود تندرستی بالا ترین نعمت است و قرآن عظیم ملاک برتری را به علم وتقوی و تندرستی ونیرومندی می داند(بقره/247) و انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) که نقش معلم را نقش انبیا اعلام کرد، مدیون خیل معلمانی است که نسل انقلاب ودفاع مقدس را با عصاره جانشان پرورش دادند تا نظام مقدس جمهوری اسلامی در دنیای جاهلی و تمدن پوشالی امروز شکل بگیرد و ندای ابراهیمی در بتخانه جهانی و مدرن غربزدگی طنین اندازشود.   

در ایران امروزاما، باوجود ظرفیتهای بالا و شاخصهای برجسته  مذهبی و سیاسی و تاریخی و اجتماعی و جغرافیایی ومنطقه ای ومعدنی و انسانی ونژادی برای توسعه وپیشرفت همه جانبه کشورهنوز اندرخم یک کوچه ایم درحالیکه امام خمینی(ره) همواره  بر این باور بود که

 " ایران و نژاد آریایی هیچ چیز از نژاد اروپا و آمریکا کمتر ندارد"

وبه تعبیر استاد شهید مطهری هیچ قومی همانند ایرانیان شیفته اسلام نشده و به اسلام خدمت نکرده است و اسلام نیز ایرانیان را درست اندیش و آزاد منش و دانش مدار معرفی نموده است.  

 اما شک نکنیم که در یک بخش اصلی و تعیین کننده از بالادستی ها اعم سیاسی یا فرهنگی و بویژه ورزشی،گوشها پنبه است یا این گوش در و آن گوش دروازه است و انگار ما داریم با دیوار حرف می زنیم یا آب در هاون می کوبیم یا نقاشی روی آب میکنیم و یا اینکه میخواهیم کرها را با صدا متوجه خطایشان نماییم و یا اینکه می خواهیم کسانی را که خود را به خواب زده اند از خواب بیدار کنیم و یا اینکه ......

لذا اول بایدبا شایسته پروری و شایسته گزینی مستمر، جوانان شایسته و پاکدست وساده زیست و مردم مدار و دین پرور و وطن دوست و پرشور و صمیمی را همانند دهه 60 به تدریج بر ارکان خرد و کلان فرهنگی و سیاسی و  ورزشی و غیر ورزشی کشور حاکم و افراد با تجربه و کارآزموده نسل گذشته را به عنوان مشاور و راهنمای آنان به کار گرفت تا اندکی اوضاع آسیبی و آفات موجود  کشور بویژه

چهره کریه ومنحوس اشرافیگری دولتی و ثروت اندوزی مسئولین و رفتار قبیله ای و جنگ احزاب  قدرت پرستان کنترل و محو گردد  تا مدیریت خرد و کلان ورزش نیز با ارزیابی های علمی و فرهنگی و مدیریتی و دستاوردی در سه دهه اخیر، به سمت صحت و سلامت گرایش پیدا نماید چرا که ساختار ورزش در درون ساختار و روند عمومی فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی کشور به صلاح می گراید و جزئی از آن است.   

متاسفانه این حرفها هرچند از سر تجربه و دلسوزی و با اطلاعات و آگاهی کافی باشد چندان دردی را دوا نمی­کند مگر آنکه اتفاق مهمی بیافتد. به گفته نسیم شمال شاعر انقلابی و طنزپرداز عصر مشروطه که بالاخره توسط استبداد اعدام گردید:

                  تاچند زنی نعره که قانون خدا کو        گوش شنوا کو

                         کوآنکه دهدگوش به عرض صلحاکو    کوش شنوا کو 






نوع مطلب : فرهنگی، سیاسی، ورزشی، 
برچسب ها :
ارسال شده در: چهارشنبه 17 شهریور 1395 :: توسط : سید مهدی آقاپور


نمایش نظرات 1 تا 30
 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : سید مهدی آقاپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :