تبلیغات
فرهنگ و اندیشه - نقد و معرفی کتاب «دریغ است که ایران ویران شود» بخش اول- دکتر فرامرز رفیع‌پور- جامعه‌شناس برجسته ایرانی
فرهنگ و اندیشه
دکتر سید مهدی آقاپور
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

Image result for ‫عکس دکتر رفیع پور‬‎

 نشست نقد و بررسی کتاب «دریغ است که ایران ویران شود» تالیف دکتر فرامرز رفیع پور از سلسله سلسله همایش های جامعه شناسان ایران و جامعه ایرانی با همکاری گروه علمی- تخصصی جامعه شناسی ایران، جهاد دانشگاهی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات روز دوشنبه 11 آبان ماه 1394 با حضور دکتر فاطمه جواهری (دانشیار دانشگاه خوارزمی) در سالن جلسات انجمن برگزار شد. متن سخنرانی ایشان با عنوان«دغدغه­ پایداری و پیشرفت ایران» در نقد و بررسی کتاب «دریغ است ایران که ویران شود» را در ادامه میخوانید:

آثار اخیر رفیع­ پور، نمونه­ برجسته­ جامعه­ شناسی معطوف به مسایل بومی جامعه­ ایران و رنگ­ گرفته از فرهنگ دینی و ملی آن است / او ایران را در معرض یک فلج اجتماعی می­بیند

به­ منظور داوری منصفانه درباره­ آثار یک اندیشمند، لازم است نسبت به پشتوانه­ ذهنی و فکری؛ یعنی جهان­ بینی، اهداف، اولویت­ ها و تاحدی خلق و خوی او، آشنایی اندکی وجود داشته باشد. درغیر این­صورت، همواره بین تولید کننده­ یک اثر و مخاطب آن، شکاف معرفتی وجود خواهد داشت. نوشتار حاضر[1] براساس شناختی که در خلال سال­های متمادی گفتگو با استاد فرزانه، آقای دکتر فرامرز رفیع ­پور حاصل شده، به ­رشته­ تحریر درآمده است. متن پیش­ رو مشتمل بر دو قسمت است؛ در قسمت اول، ابتدا جنبه­ هایی از سبک فکری و منش علمی دکتر رفیع ­پور معرفی می­شود، سپس گزیده­ ای از مطالب آخرین اثر تألیف­ شده­ وی، تحت­ عنوان  دریغ است ایران که ویران شود ارایه خواهد شد. 

سبک فکری و منش علمی

كندوكاوها و پنداشته ­ها (1360)؛ جامعه روستایی و نیازهای آن (1364)؛ سنجش گرایش روستاییان به جهاد سازندگی و عوامل مؤثر برآن (1372)؛ وسایل ارتباط جمعی و تغییر ارزش­ های اجتماعی (1375)؛جامعه، احساس، موسیقی (1375)؛  توسعه و تضاد (1376)؛ آناتومی جامعه (1377)؛ آنومی یا آشفتگی اجتماعی (1378)؛ کارآیی بیمارستان­ها(1378)؛ موانع رشد علمی درایران (1381)؛ تكنیك­های خاص تحقیق در علوم اجتماعی(1382)؛ علوم انسانی در ایران نگاهیاز بیرون و درون(1383)؛سرطان اجتماعی فساد(1386)؛ آفریقای جنوبی: درس­هایی برای ایران (1388)؛  دریغ است ایران که ویران شود(1393)پانزدهمین کتابیاست که در طول 33 سال اخیر توسط دکترفرامرز رفیع ­پور تدوین شده است. درواقع وی به ­طور میانگین، هر 3-2 سال یک­بار، کتابی را به جامعه­ علمی عرضه کرده است. نوشته­ های او هرچند که با یکدیگر مرتبط هستند بااین ­وجود، در سه بخش قابل تفکیک هستند:

1. آثار مربوط به حوزه­ روش تحقیق؛

2. آثار برگرفته از فعالیت­ های پژوهشی او؛

3. آثار معطوف به تحلیل مسایل جامعه­ ایران.

البته تألیف­ های او ازنظر جایگاه، هم­ وزن نیستند و می­توان با اطمینان گفت مواردی که به تحلیل آسیب ­شناسانه­  وضعیت جامعه­ ایران مربوط است ازنظر حجم و تعداد سهم بیشتری را به خود اختصاص داده ­اند.

رفیع­ پور هم همچون بیشتر اندیشمندان بزرگی که در طول حیات فکری خود تحولات قابل­ ملاحظه ­ای را از سر گذرانده ­اند، از چنین دگرگونی­ هایی بی ­بهره نمانده است. روند آثار نوشته ­شده ­ای که از او منتشر شده، گواه تحول منظر فکری اوست. اولین اثر او به ­نام کندوکاوها و پنداشته­ ها نشانه­ گرایش او به پایه­ گذاری یک روش علمی برای تحقیق جامعه­ شناسانه با تکیه بر روش­ های اثباتی و کمّی­ گرایانه است. این کتاب در زمان خود، اولین متن مدونی بود که روش ­های علمی پژوهش در علوم اجتماعی ایران را آموزش و ترویج می داد؛ اما امروز دغدغه­ اصلی او نه «علم جامعه­ شناسی»؛ بلکه «جامعه­ ایران» است. به­ این­ دلیل وی در آثار مختلفش کوشش کرده تا ازیک­ سو توجه متفکران و پژوهشگران علوم اجتماعی و ازسوی­ دیگر، ذهن­ های مدیران و کارگزاران کشور را به بحرانی­ بودن شرایط فعلی و آتی جامعه جلب کند.

اما به­ رغم تحولاتی که در ذایقه­ علمی و نگرش­ های رفیع­ پوررخ داده، یک ویژگی در او همچنان پایدار مانده است؛ به ­این­ معنا که او همواره به­ گونه ­ای اندیشیده و زیسته که از همکاران و هم­ قطارانش متمایز شده است. در زیر به برخی از مصادیق این وضعیت دوگانه اشاره خواهد شد:

رفیع ­پور به تدوین مقاله­ های علمی ـ پژوهشی ­ای که اکنون بخش عمده ­ای از تولیدهای علمی استادان دانشگاه را به­ خود اختصاص می­دهد، بی­ رغبت بوده است؛ شاید به­ این­ دلیل که تدوین مقاله­ ها که بیشتر وقت­ها ازنظر موضوعی متفاوت هستند، پیوستگی اندیشه را ازهم می­ گسلد؛ اما نویسنده هنگام تدوین یک کتاب، فرصت بیشتری دارد تا خط و سیر فکری خود را به­ طور متمرکز دنبال کند و آنچه را می­خواهد تا اعماق آن بکاود. ازاین­ رو، او بیشتر نگارنده­ کتاب است. البته از او چندین مقاله هم منتشر شده؛ اما درمجموع نسبت به تدوین مقاله، به ­ویژه مقاله­ های مشترک با دانشجویان، گرایش چندانی نشان نداده است.

برخلاف برخی اعضاء هیأت علمی که سال­ها پس­ از بازنشستگی همچنان در محیط دانشگاه حضور دارند، رفیع ­پور آنگاه که درآستانه­ بازنشستگی قرارگرفت، داوطلبانه ب­استقبال از آن رفت تا فارغ از مناسبات حاکم بر محیط رسمی و دور از هیاهوی شهر تهران، در خلوت خود در منطقه­ جاجرود به فعالیت بپردازد و افکارش را به ­رشته­ تحریر درآورد. به ­طورکلی، خلوت­ گزینی و کناره­ گیری، وجه قالب منش رفیع ­پور است. گرایش او به حاشیه ­نشینی فقط جنبه­ مکانی ندارد، وی از تصدی مناصب مدیریتی نیز فاصله می­گرفت و در طول سال­ها تدریس در دانشگاه، غیراز یک­بار که به ­مدت دوسال مدیریت دانشکده­ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی را پذیرفت، هیچگاه وارد عرصه­ کار اجرایی نشد. به­ همین ­ترتیب، به ­رغم اصرارهایی که به ­او می­شد، هرگز برای مدیریت بر انجمن جامعه شناسی ایران تمنایی نداشت.

تعداد طرح­ های پژوهشی ­ای که رفیع ­پورعهده ­دار انجام آنها بوده، از قابلیت ­های پژوهشی­ اش به ­مراتب کمتر بوده است؛ وی به ­ندرت خارج از دانشگاه شهید بهشتی تدریس کرده است، هدایت و راهنمایی پایان­نامه­ های اندکی را پذیرفته است، تعداد سخنرانی­ های او در مجامع عمومی و حضور او در نشست­ها و محفل­ های علمی آنقدر نادر است که از آنها همچون یک خاطره یاد می­شود. این وضعیت که تاحدی از نظام شخصیتی، اولویت ­های علمی، ترجیح­ های حرفه­ای و زندگی شخصی وی سرچشمه می گیرد، گستره­ تبادلات او را با دیگران کاهش داده و گاه درست به­ همین­ دلیل او را درمعرض درست شناخته­ نشدن و خوب­ درک­ نشدن قرار داده است. شرایط یادشده بیشتر بر نوع تفسیرها و ارزیابی­ هایی که از آثار او به ­عمل می ­آید، سایه انداخته است.

افزون بر موارد یادشده، سبک نوشتاری او بر میزان تفاوت و تمایزش افزوده است. او بر این اعتقاد است که دانش بومی و تجربه­ های زیستی، منابع ارزشمندی هستند که در کنار یک تحلیل جامعه ­شناختی مرجعیت پیدا می­کنند. وی منابع اطلاعاتی خود را به متون علمی و آکادمیک، محدود نمی­کند. درعوض، همچون یک استاد باتجربه و پرتوان براساس طرح ذهنی خود، اسناد و شواهد تاریخی، اطلاعات آماری و یافته­ های پژوهشی را با تحلیل­های علمی و تأملات برگرفته از فرهنگ بومی و هرآنچه را که با وجودش در مواجهه با امر اجتماعی دریافت کرده، درهم می­آمیزد. این ­نوع جهت­ یابی نوشتاری؛ به­ ویژه وقتی که وی به تحلیل مسایل جامعه می­پردازد، نمود بیشتری پیدا می­کند. درهرصورت، اتخاذ چنین شیوه ­ای، رفیع­ پور را در نگاه برخی افراد، به یک جامعه­ شناس کل­ نگر و مردم­ گرا تبدیل کرده و روش، او را به ­سوی یک جامعه ­شناسی بومی نزدیک کرده است و در نگاه افرادی دیگر، او درست به­ همین­ دلیل در معرض انتقاد قرار گرفته است؛ زیرا چنین ادبیات چندلایه ای و چندساحتی که اندکی نیز غیررسمی است، سلیقه­ برخی مخاطبان را که فقط با یک قالب فکری و نوشتاری خو گرفته ­اند، برنمی­تابد.

دیگر ویژگی متمایزکننده­ رفیع­ پور، نوع ارتباط او با نظریه جامعه ­شناسی است. برخلاف برخی جامعه ­شناسان که یک پارادایم فکری ویژه را برگزیده و ازمنظر آن، پدیده­ های اجتماعی را مطالعه کرده ­اند، وی خود را به هیچ پارادایم نظری خاصی متعلق یا متعهد نمی­ داند. ارتباط او با نظریه، بسیار فعالانه و گزینشی است. وی در هریک از آثارش متناسب با موضوع مورد بررسی، از نظریه­ های مختلف به ­شیوه ­ای متفاوت بهره­ برداری کرده است. دربرخی کتاب­ها، ازجمله توسعه و تضاد، این رابطه مستقیم ­تر و در برخی دیگر، غیرمستقیم تر و ضمنی ­تر است. در آثار گروه دوم، او هسته­ اصلی نظریه­ های مرتبط با موضوع مورد بررسی را اقتباس کرده و استنباط کلی­ اش از آنها را با منابع دیگری که دراختیار دارد، تلفیق کرده است. او به­جای آنکه نقل­ قول از نظریه ­پردازان را مبنای کار خود قرار دهد، بیشتر کوشیده تا از آنها الهام بگیرد و دیدگاه آنها را به ­رنگ خودش درآورد. هیچ نظریه ­ای برای او تقدس ندارد؛ بلکه این موضوع تحقیق و نفع معرفتی موردنظر است که اصالت دارد و تعیین­ کننده است. به­زعم او، نظریه تنها یکی از ابزارهایی است که می­تواند در خدمت تحلیل مسأله­ تحقیق باشد. این جهت­ یابی که برگرفته از بینش و پختگی علمی اوست، با جایگاه تعین­ بخش نظریه در آثار اندیشمندان دیگر، تفاوت دارد و به ­همین­ دلیل گاه به ­نظر می­رسد که آثار رفیع­ پور نظریه­ مدار نیست.

رابطه­ او با مفاهیم رایج در علوم اجتماعی نیز با رویه­ های معمول متفاوت است. در آثار وی، اصطلاح­ هایی مانند مدرن و پست­ مدرن، حقوق شهروندی، سکولاریسم، عرصه­ی عمومی، جامعه­ مدنی، دموکراسی، تکثرگرایی، عدالت جنسیتی و حقوق بشر که این­ روزها پایه­ اصلی بحث­ها و گفتگوها در محفل­ های دانشگاهی و روشنفکری است، کمتر به­ چشم می­ آید. اندکی استفاده از این­ قبیل واژه ­ها، ممکن است افراد را دچار این قضاوت اشتباه کند که او با مضمون و محتوای آن اصطلاح­ها مخالف است. واقعیت این است که چنین نیست؛ بلکه ازنظر رفیع­ پور بیشتر این واژه ­ها در یک بستر فرهنگی ـ اجتماعی متفاوت از جامعه­ ایران روییده ­اند و بدون هم سازی­ های لازم، از بیرون وارد واژگان و محفل­ های فکری ما شده­اند. چون منبع فرهنگی ـ اجتماعی مولد این­ قبیل واژه­ ها، برون مرزی است و در ترجمه­ آنها پشتوانه و فضای مفهومی واژه­ ها کمتر درنظر گرفته شده؛ بنابراین، بیشتر به ­شیوه ­ای دقیق معادل­سازی نمی ­شوند و فهم دقیق و روشنی از آنها وجود ندارد و یا جنبه­ ایدئولوژیک پیدا می­کنند. در چنین شرایطی، کاربرد خودخواسته­ معادل­ های تولیدشده نه­ تنها ازنظر علمی راهگشا نیست؛ بلکه در پاره ­ای موارد، به ­اغتشاش مفهومی منجر شده است. به­ این­ دلیل، او یا از این ­قبیل اصطلاح­ های هنجاری شده کمتر استفاده می­کند یا چارچوب معنایی را که برای آن مناسب می­د اند به ­طور صریح معرفی می­کند و همان را مبنای تحلیل قرار می­دهد. در پاره ­ای موارد نیز خود معادل­های دیگری را جایگزین آنها می­سازد. درواقع او واژه­ های وارداتی را متناسب­ سازی می­کند. این جهت­ یابی ازآنجا سرچشمه می­گیرد که او به­ عنوان یک جامعه ­شناس ایرانی به مولدبودن فکر اصرار دارد و مصرف­ کننده ­بودن محض را نمی­ پسندد. برای نمونه، ازنظر او «مردم سالاری» معادل مناسبی برای واژه­ «دموکراسی» نیست؛ زیرا مردم در هیچ نظام سیاسی ­ای سالار نمی­شوند، مفهوم سالار به­ معنی رییس و فرمانده، در رأس یک هرم است. درعوض او واژه­ «حکومت مردمی» را پیشنهاد می­کند؛ زیرا ازنظر محتوایی، منظور از دموکراسی (حکومت مردمی)، این است که مردم:

ـ نقش لازم و کافی؛ 

ـ در تعیین حاکمان و

- در ارزیابی تصمیم ­گیری­ها و رفتار آنها داشته؛

ـ و آنها را قبول داشته باشند (1393: 612).  

این وسواس­ ها نشانه­ دقت نظر در استفاده از کلمه ­های تخصصی و مفاهیم مرتبط با آنها است و از شهامت او برای حرکت در خلاف جریان­ هایی حکایت دارد که گاه به یک مد علمی تبدیل شده­ اند.

یکی دیگر از بنیان­ های فکری رفیع ­پور در کاربرد مفهوم «جامعه­ی مطلوب» آشکار می­شود. او از این اصطلاح به­ عنوان یک ابزار تحلیلی استفاده می­کند. کاربرد این واژه گاه او را از قلمرو یک عالم بیرون می ­برد و یادآور مدینه­ فاضله­ فیلسوفان یا طرفداران یک ایدئولوژی خاص است. جامعه­ مطلوب موردنظر وی، جنبه­ فلسفی، عقیدتی یا دینی ندارد؛ اما او به خنثی ­بودن جهت­ یابی فکری یک اندیشمند نیز اعتقاد ندارد. وی بر این باوراست که یک جامعه ­شناس متفکر باید براساس آموزه­ ها، اطلاعات و دانش خود به تعریفی از وضعیت مطلوب جامعه رسیده باشد تا برآن اساس بتواند به­ تحلیل فاصله­ شرایط موجود با وضعیت مطلوب بپردازد. جامعه­ مطلوب او دارای رکن­ های زیر است:

یک مدیریت و رهبری قوی، متفکران دوراندیش صالح و پویا، افراد توانمند برای اجرای نقش ­های مهم، میزان­هایی که درست تعیین، رعایت و کنترل شوند و درجه­ بالایی از نظم و انسجام درونی.

جنبه­ دیگری از سبک علمی رفیع ­پور این است که او در تحلیل­ هایش غیر از فرد و جامعه، از عامل دیگری تحت عنوان طبیعت یا نظام آفرینش نام می­برد. وی معتقد است که توجه به این سیستم سوم، نگرش به جامعه و جامعه­ شناسی و کارکرد آن را تغییر می­دهد. ازنظر او، انسان و جامعه جزیی از فرآیند نظام آفرینش هستند. وی به ­نقل از اندیشمندان خارجی به ذکر مصادیقی درمورد رابطه­ بین شرایط آب و هوایی ومیزان قتل و دزدی و شورش­ های اجتماعی؛ یا تأثیرانفجارهای سطح خورشید بر زندگی انسان­ها می­پردازد. به­زعم او، همانطورکه فیزیولوژی بدن انسان تحت فرمان قانون ­های فراشخصی و کلی عمل می­کند، در امور اجتماعی نیز یک مجموعه قانونمندی­ های کلی وجود دارد که از نظام آفرینش سرچشمه گرفته است. وی می­کوشد تا در تحلیل­های خود، تأثیر این عامل را لحاظ کند. تأکید رفیع ­پور بر این عنصر سوم، ربطی به اعتقادهای دینی او ندارد یا او درصدد آن نیست که یک جامعه­ شناسی دینی بسازد؛ بلکه این نگرش از بینش کل­ گرایانه­ او مبنی بر تعامل میان سه نظام مختلف سرچشمه گرفته است (1378: 25-21).

ویژگی خاص دیگر او، نوع جهت­ یابی­ اش نسبت به حکومت، نهاد قدرت و نظام سیاسی است. او خود را مصلح جامعه می­داند و دغدغه­ یکپارچگی، نظم و پایداری کشور را دارد. به ­اعتقاد او، بخش اعظم اصلاح اجتماعی زمانی صورت می­گیرد که مدیران جامعه محدویت­ های فکری و نقص­های عملکردی خود را بشناسند و درصدد رفع آن برآیند. بنابراین، آنها را مخاطب خود می­بیند و می­کوشد تا بر نگرش و عملکرد افرادی که مدیریت نهادها و ساختارهای کلان جامعه را به ­عهده دارند، تأثیر بگذارد. وی دراین­ راستا در آثار مکتوب خود با لحنی مشفقانه به ­شیوه ­ای که ازنظر خودش نافذ و تأثیرگذار است هم بینش می­دهد و هم با ارایه پیشنهادهایی کاربردی، صاحب­ منصبان سیاسی را به اصلاح امور راهبری می­ک ند. این سبک نوشتار، باعث شده برخی افراد وجه­ی تبیینی مطالب او را دست کم بگیرند و چنین اظهار کنند که مطالب او بیش ­از آنکه تحلیلی باشد، تجویزی و پدرسالارانه است و او قایل به این است که می­توان ازطریق مهندسی اجتماعی مشکلات جامعه را برطرف ساخت. او هراسی از این­ قبیل قضاوت­ها ندارد و اذعان می­کند که: «بنده ناصحی امین هستم؛ هرچند که در فضای ساخته شده، ناصحان مغضوبند» (1393: 21). او در راستای همین هدف، طی سال­های پس ­از انقلاب، هرزمان که به­ طور مستقیم از او دعوت شده، نظریه­ های مشورتی خود را بدون درنظرگرفتن پشتوانه­ عقیدتی ـ سیاسی مدیران ارشد کشور دراختیار آنها قرار داده است. او همواره به ­شیوه ­ای فراجناحی و به­ مثابه­ یک طبیب درصدد رفع بیماری جامعه بوده است.

رفیع ­پور براساس مطالعه­ تاریخ ایران و کشورهای دیگر به نقش استعمار در عقب ­ماندگی جامعه وقوف پیدا کرده و کوشیده تا ردپای آن را در نظام ­های اصلی و فرعی جامعه­ ایران نشان دهد. او برای مستدل­ کردن اندیشه­ خود، شواهد و نقل ­قول­های متعددی را از صاحب­نظران خارجی و داخلی ارایه داده و معتقد است این هنر استعمار است که براساس نقشه­ اش ریل­ها را به­ آن­ شکل تنظیم و مهره­ ها را آن طور جاسازی می­کند که ما با دست خودمان اهداف او را اجرا می­کنمیم و درعین ­حال به وجود او باور نداریم. ممکن است درحال­ حاضر، اثر استعمار به­ سادگی قابل رؤیت و استناد نباشد؛ اما وقتی به گذشته نگاه می­کنیم و به سیر تحولات کشورهای درحال توسعه نظر می­کنیم و زمانی که در سرنوشت خدمتگزارانی که بی ­دلیل ناپدید یا کشته شده ­اند تأمل می­کنیم، تأثیر عامل استعمار برای مان آشکار می­شود. ازنظر او، برای بیشتر افراد آگاهی از تأثیر استعمار در جهت­ دهی وضعیت موجود به آینده رخ خواهد داد؛ مگر برای کسانی که درحال­ حاضر از گذشته درس بی اموزند. جهت­ یابی صریح رفیع ­پور نسبت به نقش استعمار، با روح حاکم بر محفل­ های روشنفکری امروز، هماهنگ نیست. به ­این ­دلیل، عده­ ای این تحلیل­ها را به ویژگی­های روانشناختی او نسبت می­دهند. برخی دیگر او را در زمره­ی معتقدان به تئوری توطئه دانسته­اند و چون تئوری توطئه را به­کلی مغشوش می­دانند، درستی اندیشه­ رفیع ­پور را مورد انتقاد قرار می­دهند؛ درصورتی­که با لحاظ­ کردن اندکی بی­ طرفی عاطفی و علمی می­توان به فهم این واقعیت نایل آمد که اعتقاد به تأثیر سیاست­ های استعماری به این امر منجر نشده که رفیع ­پور فاعلیت کنش­گران فردی، سازمانی و نهادی را نادیده بگیرد. او ازیک ­سو بر مسؤولیت تاریخی مدیران و کارگزاران جامعه و ازسوی­ دیگر، بر نقش روشنفکران و رهبران فکری در اصلاح نارسایی­ های کشور تأکید می­ورزد. آثار او ازیک­ طرف مملو از ایرادها و نقص­ه ایی است که او به عملکرد مسؤولان و مدیران مختلف جامعه نسبت می­دهد و ازطرف­دیگر، سرشار از پیشنهادهای متناظر با سط ح­های خرد، متوسط و کلان است که برای رفع ناکارآمدی­ های موجود ارایه کرده است. او به ­رغم اعتقاد به عاملیت استعمار، به عاملیت مدیران، هنجارفرست ­ها و مردم هم باور دارد. ازنظر او، با افزایش خردورزی و حفظ انسجام درونی جامعه و با بهره­مندی از یک مدل علمی دقیق و برخورداری از افرادی شایسته و توانمند، می­توان نقشه ­های استعمار را بی­اثر کرد. آثار مختلف او، به ­ویژه کتاب دریغ است ایران که ویران شود با این هدف تدوین شده که جامعه را از وضعیت فروپاشی نجات دهد. چنین اقدامی به معنای این است که نویسنده در درجه­ی اول، به فاعلیت خود و پس از آن، به فاعلیت انسان­ها در دگرگون­کردن شرایط موجود و بهبود بخشیدن به آن، باور دارد؛ بنابراین، او نه بر سکوی انفعال تکیه داده و نه چشم خود را بر واقعیت نفوذ و سلطه­ قدرت­ های بزرگ فروبسته است.

ویژگی­ های یادشده که برخاسته از نظام فکری، سبک زندگی و مشی علمی رفیع ­پور است، او را به فردی خاص و متفاوت تبدیل کرده است. این وضعیت، بیشتر دونوع واکنش متفاوت را نسبت به او برانگیخته ساخته است. به ­این­ معنا که در عده­ای احساس تحسین و احترام به یک دانشمند بزرگ و در عده­ای دیگر، خرده گیری و انتقاد را برانگیخته ساخته است. او نیز مادامی که به درستی آنچه انجام می­دهد باور دارد، به ­راه خود ادامه می­دهد. ادامه مطلب  دراین زمینه که به نقد و معرفی خود  کتاب ارزشمند این جامعه شناس ایرانی اختصاص دارد  را در بخش بعدی ملاحظه فرمایید  





نوع مطلب : علمی، فرهنگی، اجتماعی، 
برچسب ها : فرهنگی اجتماعی،
ارسال شده در: سه شنبه 25 مهر 1396 :: توسط : سید مهدی آقاپور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : سید مهدی آقاپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :