تبلیغات
فرهنگ و اندیشه - تکنوپولی؛ تسلیم فرهنگ به تکنولوژی اثر نیل پستمن-فرهنگ شناس برجسته ، ترجمه صادق طباطبائی(بخش اول)
فرهنگ و اندیشه
دکتر سید مهدی آقاپور
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

 تکنوپولی؛ تسلیم فرهنگ به تکنولوژی(معرفی کتاب-بخش اول)

 اثر نیل پستمن-فرهنگ شناس برجسته  ، ترجمه صادق طباطبائی

Image result for ‫نیل پستمن عکس‬‎

مقدمه: از نظر نیل پستمن در دنیای پر هیاهوی کنونی، فرهنگ اجتماعی و بشری تسلیم تکنولوزی جدید رسانه ای و ارتباطی شده و از محتوای انسانی و فرهنگی خود سقوط کرده است. بر اساس مباحث این کتاب جذاب و خواندنی، در عصر تکنوپولی، فرهنگ نفی نمی شود بلکه به ابتذال و پوچی بزک کرده  و خنده بازار و خندوانه ای مبدل می شود که کاری جز سرگرمی و تفریح و غفلت مردم و دور شدن انها از مسائل اساسی حیات بشر و فراموشی حقیقت زندگی و رسالتهای اجتماعی و فرهنگی او در جامعه ندارد. و در این میان فرهنگ رسانه ای به قول الدوس هاکسلی فرهنگ شناس منتقد در کتاب پراوازه دنیای شگفت انگیز نو، به نوعی امپول بیهوشی و بی حسی دائمی در میان  توده های مردم بویژه جوانان تبدیل می شود و برای غرق شدن انها در هیجانات بصری کاذب و غوغا سالار بی معنی وتمام نشدنی به گونه شبانه روزی برنامه و فیلم و مسابقه و دیدنیها و سیرک و.... پخش میکند تا جاییکه فرصت اندیشیدن وفکر کردن از همه زایل می شود و اعصاب و روان بیننده های انبوه حتی بعد از دیدن این برنامه های پوچ کاملا مشغول می شود و در سرسامی مستمر و هیجان زا قرار می گیرد.  کتابهای دیگر این اندیشمند منتقد و استاد دانشگاه نیویورک که با همین رویکرد انتقادی و اندکی چاشنی طنز الود به کالبدشکافی واقعیتهای عینی و ملموس زندگی بشر امروز بویژه درفضای رسانه ای و اجتماعی مردم امریکا اشاره دارد عبارتند از زندگی در عیش مردن در خوشی و نقش رسانه های تصویری در زوال دوران کودکی که خواندن ان را به دغدغه مندان و روشنگران عرصه های فرهنگی و اجتماعی و رسانه ای درایران توصیه می نمایم.

 دکترسید مهدی اقاپور - عضو هیئت علمی دانشگاه تهران  

تا قبل از ظهور تکنوکراسی اندیشه های فرهنگی و آرمانهای مقدس مذهبی بر ابزار، آلات و فنون حاکمیت داشتند که با ظهور تکنوکراسی شاهد ادعای نوعی برابری فن و صنعت با انسان هستیم. انسان مساوی است با تکنیک. اما در این مسیر به مرحله تکنوپولی می رسیم. مرحله ای که تکنیک به ایدئولوژی مسلح گشته و تبدیل به تکنولوژی شده است و حاکم بر فرهنگ می گردد. تکنوپولی یعنی حاکمیت تکنیک بر اراده انسان و آرمانهای انسانی. یعنی تسلیم فرهنگ به تکنولوژی.

نظام تکنوپولی مدعی است که برای هر سوالی پاسخی دارد و برای هر مشکلی راه حلی. در این دوران به گفته پستمن ارزشهای دینی تا درجه دلقک حرمسرا تنزل پیدا می کند. تکنوپولی از راه نامرئی ساختن و بی اثر ساختن رقیب خود یعنی فرهنگ، برای مذهب هنر، فرهنگ، سیاست، خانواده و ... مفاهیم و معانی جدیدی می آفریند. در مقابل تکنولوژی رفتار انسانها نیز حائز اهمیت است. به نظر برناردشاو انسان امروزی به اندازه انسان قرون وسطی ساده لوح است. آن زمان به مذهب اعتقاد خلل ناپذیر داشت و امروز به علم و فن.

پنج رویداد مهم به روند تکنوپولی شتاب بخشیدند: انقلاب صنعتی و اختراع چاپ، انقلاب در پیام رسانی (تلگراف)، اختراع فتوگرافی یا انقلاب گرافیک، انقلاب اطلاعات و آغاز عصر فرستنده ها، انقلاب در نرم افزارها و سخت افزارها

پس از این مراحل دیگر رقیبی بنام فرهنگ برای تکنوپولی وجود ندارد و تکنوپولی خود یک فرهنگ است که وجه بارز آن قرار دادن تکنولوژی به جای خداست.

فصل اول : قضاوت تاموس

در فصل اول این کتاب به «قضاوت تاموس» پرداخته که مربوط به داستانی از کتاب نایدروس افلاطون است. داستان مربوط به شخصی بنام تئوت می باشد که میهمان تاموس یکی از پادشاهان مصر علیا است. تئوت اختراعات خود را به تاموس نشان می دهد و از وی می خواهد که این اختراعات را برای مردم تشریح کند که یکی از این اختراعات وی «کتابت» است. او کتابت را بهبو دهنده خرد و حافظه مردم قلمداد می نماید. تاموس در پاسخ می گوید این چیزی که تو خلق کرده ای وسیله برای تقویت حافظه نیست بلکه وسیله ای برای حفظ یک خاطره است و باعث زایل شدن حافظه می گردد. چون کسانی که این حروف را می بینند و مطالبی را می خوانند، فکر می کنند که جزو دانایان هستند در حالیکه برای اجتماع نکبت می آفرینند.

پستمن با این داستان شروع می کند و می گوید البته این قضاوت نمی تواند تماما صحیح و یا غلط باشد. هر تکنیکی دارای دو جنبه مثبت و منفی است. ما نباید از جنبه های مثبت بگذریم و البته نباید تکنوفیل (دلباخته تکنیک) شویم که نتوانیم وجوه منفی آن را ببینیم. تکنیک هم می دهد و هم می ستاند. فقط کسانی که دارای عقل سلیم هستند می توانند خود را از هیجان زدگیهای ناشی از تحول و نوآوری تکنیک مصون نگاه دارند و عنان از کف ندهند. آنچه کهاز تاموس آموختنی است این است که اگر راهی را برای ورود تکنیک به فرهنگ خود باز کردیم باید این کار را با بصیرت و چشمان باز انجام دهیم.

تکنولوژی به کسانی که صاحب آن هستند قدرتی انکارناپذیر می بخشد که آنها نیز این قدرت را بر محرومان از آن، اعمال می کنند. پستمن با ارائه مثالی از آمریکا می گوید: در جامعه آمریکا مردم به کارگزاران تلویزیون، گویندگان اخبار و ... بعنوان صاحبان کرامت نگاه می کنند.  تکنوپولی برندگان و بازندگانی دارد. تکنولوژی عده ای را صاحب قدرت و عده ای را فاقد قدرت می کند. دارندگان قدرت سعی می کنند مردم را در استفاده از تکنولوژی ترغیب کنند.

پست من با ذکر مثالهایی از نظام نمره دهی در سیستم آموزشی و نیز اختراع ساعت (برای تنظیم اوقات زندگی) و صنعت چاپ و ... به بسط این موضوع می پردازد که تکنولوژی جدید برداشت جدیدی از «آنچه که واقعیت دارد» ارائه می کند. وی درجمع بندی فصل اول می گوید تکنولوژی های جدید اصلا ساختار علایق و اندیشه های ما را دگرگون می کند. به رمزها و معنای آنها و حتی وسایل تعقل و اندیشه معانی دیگر و کاربدی می بخشد. جامعه و اجتماع معنای دیگری پیدا می کند فضای رشد اندیشه و زمینه های آن تحول می یابد. امروزه در ایلات متحده واقعه ای رخ داده است عجیب و در عین حال خطرناک. تا این لحظه به این واقعه جز با نگاهی خیره و عمدتا ملال آور کسی نیاندیشیده است. شاید به این دلیل که هنوز نامی برای آن انتخاب نشده است. من این واقعه را انحصارگرائی تکنولوژی یا همان تکنوپولی می نامم.   

فصل 2 : از ابزار تا تکنوکراسی

نویسنده این فصل را با عباراتی از مارکس آغاز می کند: «چرخ دستی ریسندگی جامعه را به سوی حاکمیت فئودالها سوق می دهد و ماشین ریسندگی بر خلاف آن جامعه را به زیر سلطه سرمایه داران صنعتی می کشاند» و در ادامه «پس از اختراع باروت و گلوله آیا ظهور دوباره آشیل ممکن است، آیا با وجود ماشین چاپ ایلیادسرائی امکان پذیر است...» نویسنده با بیان این مطالب می خواهد به این مبحث برسد که مقتضیات یک تکنولوژی را در ارتباط با جهان سمبلها و عادات روحی و روانی یک جامعه بررسی کند.

پستمن فرهنگها را به سه نوع تقسیم می کند: فرهنگ ابزار – فرهنگ تکنوکراسی– فرهنگ تکنوپولی. وی معتقد است علیرغم اینکه نوع اول فرهنگ رو به افول است ولی همچنان رگه هایی از آن در برخی جوامع قابل رویت است.

وی ویژگیهای فرهنگ ابزار را چنین بیان میکند که در این جوامع ، ابزار به دو منظور به کار گرفته می شده است: ا- برآوردن نیازهای مشخص و اساسی زندگی 2- قرارگرفتن در خدمت مظاهر و سمبلهای عقیدتی، هنر، سیاست و ... . اما آنچه که از نظر پستمن در این دوره اهمیت ویژه دارد این است که این ابزارآلات هیچگاه دخالت یا نفوذی در مبانی فرهنگ جامعه نداشته اند. و عقاید و سنن را دگرگون نمی کردند. در اینجا نحوه استفاده از این ابزار تابع ضوابط و قوانین مشخصی است و در حقیقت این ابزار است که در خدمت فرهنگ است.وی در این رابطه دو نکته را مطرح می کند: 1-میزان و کمیت یک تکنولوژی و ابزار در یک فرهنگ ابزار، به هیچ وجه نقش اساسی در تحولات یک جامعه ندارد.2- در همین دوران هم می توان از تاثیر تکنیک بر انسان مثالهای واضحی ارائه کرد و در همین دوران هم نمیتوان از تاثیر تکنیک بر فرهنگ غافل بود. پستمن در این رابطه مثالهایی از اختراع رکاب در اسب سواری و یا اختراع ساعت که در ابتدا برای مراسمهای مذهبی به کار میرفت اما بعدا مردم را موظف به تنظیم کلیه رفتارها و فعالیتهایشان با این ساعت نمود و پس از آن حتی کلیسا را نیز وادار به این هماهنگی نمود، آورده است. وی این اتفاقات را زمینه بروز تکنوکراسی می داند. در جامعه تکنوکراسی ابزار و آلات نقش کلیدی را در جهان اندیشه های فرهنگی آن جامعه بر عهده دارند. همه شرایط، تحولات، خواسته ها و همه ویژگیهای اجتماعی باید تا حدود زیادی تابع رشد این ابزار و آلات باشد. در این نوع جامعه ابزار و تکنیک در اجتماع و فرهنگ هضم نمی شود، بلکه به آن هجوم می برد و خود برآن است که به فرهنگ تبدیل گردد.

پستمن ریشه تکنوکراسی غرب را در قرون وسطی می داند که سه اختراع بزرگ در آن به وقوع پیوست: اختراع ساعت، اختراع صنعت چاپ و اختراع دوربین نجومی. نویسنده اختراع دوربین نجومی را از آن دو بسیار مهمتر می داند. زیرا باعث شد که اساس و پایه های اعتقادی جهان بینی یهودیت و مسیحیت از اعتبار و ارزش بیفتد. وی معتقد است که اختراع دوربین نجومی مرکز ثقل اخلاقی مغرب زمین را به طور کلی درهم ریخته است. او با آوردن مثالهایی از از اتفاقات عصر کپرنیک، کپلر و گالیله در صدد اثبات این گفته ها برمی آید. به اعتقاد وی اینها به تهیه مواد منفجره ای پرداختند که اصول عقاید مذهبی و متافیزیکی قرون وسطی را منفجر می کرد. جرقه این انفجار توسط نیوتن زده شد. با این وجود این دانشمندان نتوانستند از خدا روی برگردانند و درنهایت به خدایی معتقد شدند که طراح و خالق آفرینش است. همه این دانشمندان به الهیات عصر خود سخت پایبند بودند. اما از اواخر قرن 16 جریانی ظهور کرد که دقت در هر امری را به شدت مورد توجه قرار می داد. عشق مفرط به ارقام، کمیتهای بسیار ظریف، معیارهای بسیار دقیق و ... . پستمن در ادامه فرانسیس بیکن را بعنوان اوین پایه گذار و نقش آفرین عصر تکنوکراسی به حساب می آورد.بیکن اولین کسی است که در نهایت وضوح و با اطمینان و آرامش خاطر رابطه بین دانش و زندگی انسانی و یا به عبارت دیگر کاربرد دانش را برای بهبود زندگی انسان شناخت و بیان کرد. بیکن تنها رسالت مشروع و حقیقی علم را در این میدانست که با اختراعات و اکتشافات جدید سطح کیفی زندگی انسان را ارتقا دهد و آن را از آرامش و غنای بیشتری بهره مند سازد. او در کتاب ارغنون نو به بررسی سه اختراع می پردازد: صنعت چاپ، پیدایش مواد آتش زا و عقربه مغناطیسی و آنها را باعث ارتقاء سطح کیفی زندگی انسان قلمداد می کند. او کاملا آگاه است که تکنیک چه تاثیراتی بر یک فرهنگ می گذارد.

فصل3 : از تکنوکراسی تا تکنوپولی

در نظام تکنوکراسی یعنی در جامعه ای که آداب و رسوم مذهبی فقط رنگ و لعاب و پوسته ظاهری را داراست و در عوض کوشش و تلاش در جهت اختراع  و نوآوری است، دستی نامرئی نفوذ و اعتباری ویژه به کسانی می دهد که کالاهای مورد علاقه انسانها را به صورت مرغوب و ارزان تولید می کند.

با ظهور کارخانجات و ساخت ماشین آلات صنعتی در دهه 1860 ، این مساله تا جائی پیش رفت که پایه های این اعتقاد ریخته شد که برای تضمین حرکت و رشد و تکامل صنعتی بهتر آن است که انسانها را نه به عنوان فرزند خدا، بلکه به مثابه مصرف کنندگان و اجزئی از بازار به حساب آوریم. هرچند در برابر این مسائل مقاومتهایی نیز صورت می گرفت، اما این روند سیر صعودی خود را طی کرد.

در قرن 19 آموزش همگانی رشد و گسترش می یابد، کتابخانه ها توسعه می یابند و وسایل ارتباط جمعی رشد کرده و سازنده افکار عمومی می شوند. آزادی مذهب و اندیشه های سیاسی از طریق مطبوعات و رسانه ها گسترش یافته و در نتیجه صاحبان اطلاعات از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار می شوند. امواج اطلاعات و تکنولوژیهای ارتباطی پرنده ای شدند که ایلات متحده را بر بالهای خود نشانده و آرام آرام به اوج قدرت نمایی رساندند. تفکر بر این بود که ما در این مسیر چیزی جز زنجیرهای اسارت بار جامعه ابزارآلات را برجای نخواهیم گذاشت. نخواهیم گذاشت که تکنوکراسی ما را ساقط کرده و به اسارت خود درآورد. این اتفاق در واقعیت هم روی داد و فی الواقع در آمریکای قرن 19 هنوز انسانهای پایبند به مبانی عقیدتی و مذهبی وجود داشت و احترام به سنن و آئین گذشتگان هنوز دارای جایگاه بود. اما کم کم تکنوکراسی کاملا مسلح آمریکا به این باورها با دیده حقارت می نگریست و آنها را در تعارض با رسم و سلوک نوین زندگی قلمداد می کرد. تکنوکراسی به قطعه قطعه کردن این نظام فکری می پرداخت ، هرچند که توان از بین بردن کامل آن را نداشت.زیرا تفکر دنیای صنعتی هنوز در اول راه بود. بدین ترتیب بود که دو جهان بینی در کنار یکدیگر وجود داشتند: تکنولوژی از یک طرف و سنت و فرهنگ از طرف دیگر. اما با ظهور تکنوپولی یکی از این دو جهان بینی باید از صحنه فکری حذف گردد. امپراتوری تکنولوژی به حذف رقیب خود می پردازد. تکنوپولی از راه نامرئی ساختن و بی اثر ساختن رقیب خود یعنی فرهنگ، برای مذهب هنر، فرهنگ، سیاست، خانواده و ... مفاهیم و معانی جدیدی می آفریند.

به اعتقاد پستمن ریشه های تکنوپولی را می توان در اندیشه های تیلور و اگوست کنت ردیابی کرد. به نظر تیلور صلاح و منفعت جامعه در صورتی به بهترین وجه تامین می شود که انسانها خود را در اختیار تکنولوژی قرار دهند.

پستمن جامعه آمریکا را اولین جامعه گرفتار تکنوپولی می داند و دلایلی را برای این امر می آورد که آمریکا را برای بوجود آمدن تکنوپولی مهیا کرده است و این دلایل را اینگونه مطرح می کند: 1-در ذهن آمریکایی ها همه چیز در حال تغییر است و هرچیز جدیدی بهتر از قدیمی است. 2- نبوغ و شجاعت سرمایه داران آمریکایی برای استفاده از تکنولوژی 3- موفقیت تکنولوژی در آمریکا 4- از بین رفتن مبانی اعتقادی و باورهای سنتی

فصل 4: دنیای نامحتمل

انسان امروزی به اندازه انسان قرون وسطی ساده لوح است. آن زمان به مذهب اعتقاد خلل ناپذیر داشت و امروز به علم و فن. از نظر پستمن جهانی که ما امروز در آن زندگی می کنیم حالتی پیدا کرده است که ما از درک آن عاجز هستیم. هر آنچه را که میشنویم باور می کنیم زیرا دلیلی برای رد آن نداریم. تکنوپولی تمام معیارهای مار را برای سنجش اهمیت و بررسی صحت و سقم شنیده ها از ما گرفته است. آنقدر با بی نظمی مواجه شده ایم که هر اتفاقی را محتمل می دانیم.

در یک جامعه مبتنی بر فرهنگ ابزار و آلات، مبانی باورها و اعتقادات دینی، سیستمی را تشکیل می دهند که برخوردار از نظمی است که جای هر چیز را مشخص کرده است. و بر اساس نظام اعتقادی موجود جهان دارای نظم و میزانی است. زندگی کردن در جهانی که عاری از حوادث و وقایع تصادفی است و هر حادثه و رویدادی معنا و هدفی دارد می تواند موهبت و هدیه ای از طرف معارف دینی به انسان باشد. اما در این جهان تکنوپولی، نمی توان شاهد چنین نظمی بود. علم و تکنولوژی در این جهان دو ابزار مهم پیشرفت تلقی می شوند و با باید تولید اطلاعات خط پایانی برای جهل و خرافات ترسیم نمایند. تولید اطلاعات جامعه را از جهل نجات می دهد. آنچه که جهان بدان نیاز دارد، اطلاعات بیشتر است. در زیر لوای تکنوپولی به آنجا کشیده می شویم که عمر خود را در راه تلاش برای دستیابی به اطلاعات سپری کنیم. گسترش کتابها، روزنامه ها و ... همه در این راستا شکل گرفتند تا جائی که اطلاعات صورت هرج و مرج شدیدی بخود گرفت و باعث ایجاد بحرانهای اطلاعاتی شد. در راستای حل این بحران مدارس بوجود آمدند تا جریان گسترش اطلاعات را کنترل کرده و نظم دهند. علاوه بر ااین سایر نظامهای کنترل اطلاعاتی بوجود آمدند که در نهایت موفق به کنترل این جریان نگردیدند. در اینجاست که نظام تکنوپولی بعنوان نظامی تعریف می شود که در آن جامعه انسانی سیستم ایمنی و قدرت دفاعی خود را در برابر تهاجم سیل اطلاعات از دست داده است. به زبان دیگر جامعه تکنوپولی به نوعی ایدز فرهنگی مبتلا شده است. اطلاعاتی که متکی بر نظریه و روش خاصی نیستند و دارای طرح و نقشه ای نیز نمی باشند، مرگ آفرین خواهند بود. پنج رویداد مهم در جریان این تولید اطلاعات باعث شدت گرفتن تکنوپولی گردیده اند: انقلاب صنعتی و اختراع چاپ، انقلاب در پیام رسانی (تلگراف)، اختراع فتوگرافی یا انقلاب گرافیک، انقلاب اطلاعات و آغاز عصر فرستنده ها، انقلاب در نرم افزارها و سخت افزارها.

سرانجام دنیای جدید اینگونه است: جهانی که من آن را دنیای «قایم موشک بازی» نامیده ام. دنیایی که در یک لحظه حادثه ای یا چهره ای نمودار می گردد و در همان لحظه مجددا ناپدیدی می شود. جهانی نامحتمل و دنیایی پر از عجایب. رفتارهای ما بر این باور است که اطلاعات دوست و یاور ماست و معتقدیم که کمی و فقدان اطلاعات، فرهنگها را دچار خسارتهای سهمگین می سازد. امری که بدون تردید مصداق دارد و عاری از صحت نیست. اما امروز رفته رفته در می یابیم که انبوهی و سرشاری اطلاعات نیز می تواند فرهنگ را دستخوش خسارات سهمگین سازد.

فصل 5: فروریزی نظام دفاعی

تکنوپولی فرهنگی است با اوضاع و شرایط خاص و دارای شاخصه ها و خصلتهای ویژه خود . وجه بارز این فرهنگ قراردادن تکنولوژی به جای خداست. و لذا شاخصه ها و خصلتهای آن خداگونه است. فرهنگ دستورالعملهای خود را از تکنولوژی می گیرد و نهایتا شاهد فروپاشی و نابودی باورها و عقاید سنتی خواهیم بود. اما رشد و نمو تکنوپولی زمانی امکان پذیر می شود که سیستم ایمنی و سازمان تدافعی مقابله با اطلاعات از هم فروپاشد. برای تکنوپولی تعریف دیگری نیز می توان ارائه نمود و آن این است: «آنچه که زمانی ظهور می کند که تمامی نهادهای یک جامعه، قدرت رودررویی با اطلاعات مازاد بر حد را از دست بدهند.» هر جامعه مانند یک موجود زنده دارای نهادها و سازمانهایی است که سیستم رفاهی و ایمنی آن را تشکیل می دهند و عهده دار کنترل و مهارهای لازم می باشند. که این نهادها باید قادر به نتلاشی ساختن و انهدام اطلاعات نامطلوب باشند. بعضی اوقات نهادها و سازمانهای اجتماعی نقش و وظیفه خود را از این طریق ایفا میکنند که راه دسترسی انسانها به اطلاعات را مسدود می سازند و یا این اطلاعات را از دسترس آنان به دور نگه می دارند. اما اکثرا این وظیفه را از راه ارائه روش ارزیابی اهمیت و ارزش اطلاعات انجام می دهند.

دادگاهها، مدارس و خانواده سه نمونه از سازمانهای کنترل و مهار اطلاعات در جامعه به حساب می آیند. اما به جز اینها می توان از احزاب سیاسی  و یا حتی مکاتب فکری و نظری (مانند مارکسیسیم و ...) نیز بعنوان کنترل کنندگان اطلاعات نام برد که مشخص می کنند چه چیزهایی در جامعه مطلوب است، چه مطالبی خواندنی است، چه مطالبی باید مورد طرد و یا توجه قرار گیرد و ...

اما قویترین نهادهایی که می توانند اطلاعات را کنترل کنند مذهب و حکومت هستند. کتاب مقدس نه فقط حاوی دستورالعملهایی است که چه اعمالی را باید انجام داد و از چه کارهایی باید اجتناب کرد، بلکه رهنمودهایی هم دارد که از چه نوع گفتار و کرداری نیز باید حذر کرد. اما همان کسانی هم که دیدی منفی نسبت به مذهب داشته و پایبند به برخی مکاتب مانند مارکسیسم هستند نیز مجهز به سلاح طرد اطلاعات نامطلوب می باشندو وی می گوید همین مارکسیسمی که در حال حاضر در حال گسیختگی و اضمحلال است، زمانی یک میلیارد نفر پیرو و معتقد داشته است.

اما تکنوپولی در حال حاضر برای کنترل سیل اطلاعات به روشهای جدیدی دست زده است. این روشها عبارتند از: بوروکراسی- تخصص گرایی – سیستم های نرم و تکنیکهای متداول

بوروکراسی فی نفسه و در ذات خود یک سلسله روشهای هماهنگ و سامان یافته ای را برای کاهش مقدار اطلاعات دارد. مانند روشی که در مراجعه به آنها بر می خوریم. مانند فرمهای اداری و پرسشنامه هایی که در بسیاری از ادارات و سازمانها موجود است.

تخصص دومین ابزار مهمی است که تکنوپولی در نبرد برای مهار اطلاعات به استخدام خود درآورده است. متخصصین در تکنوپولی دارای دو ویژگی هستند: اول اینکه نسبت به اموری که از حوزه تخصص آنهابه دور است، ناآگاهند و دیگر اینکه نه تنها ادعای حاکمیت بر مسائل تکنیکی را دارند بلکه خواهان قدرت کنترل و نظارت بر مسائل اجتماعی، روانی و اجتماعی جامعه نیز هستند.

منظور پستمن از سیستم های نرم تر وسایلی است که متخصصان و بوروکراتها در اختیار دارند. مانند آزمونهای هوش، آزمونهای ورود به مدرسه و ...

فصل 6: ایدئولوژی ماشینها: تکنولوژی پزشکی

از دیدگاه تکنوپولی مهمترین ارزش دستگاهها و ابزارها، دقت است و به انگیزه ای که یک ماشین در سر می پروراند اغلب توجه نمی شود. در تکنوپولی معرفتهای ذهنی فاقد ارزش بوده و نیازمند تایید بوسیله تستها و ماشین هایی هستند که بدست کارشناسان و متخصصان باید انجام گیرد. ماشینها قادرند پیچیدگیها،تردیدها و چند وجهی بودن ها را برطرف سازند، سریع تر کار می کنند و استاندارد شده هستند و با زبان اعداد با ما سخن می گویند. در نظام تکنوپولی ما نه تنها بوسیله اعجاب آفرینی های ماشین احاطه می شویم بلکه بدان سو کشیده می شویم که انگیزه ها و ایده های نهفته و ذاتی آنها را اصلا مورد توجه قرار ندهیم.

پستمن پس از ارائه این مطالب به ذکر مثالهایی می پردازد. وی میگوید در جامعه آمریکا شاهد بیشترین اعمال جراحی، بیشترین رادیولوژی و عکس برداری ، بیشترین تجویز دارو و ... از طرف پزشکان می باشیم.این امر به دلایلی صورت می گیرد که منجمله آنها می توان به اعتقاد راسخ آمریکائیها نسبت به تکنولوژی اشاره کرد. علاوه بر این در طب آمریکایی استفاده از روش هی خشونتی درمان بیشتر مورد توجه است. و سوم اینکه بیمارن در آمریکا نیز به این تکنولوژیها بیش از حد معتقد هستند. پستمن معتقد است اسفاده از ابزارهای پزشکی (نظیر استوتسکوپ) ارتباط پزشک و بیمار را دچار تحول اساسی کرده است. به نحوی که بین آنها واسطه ای وجود دارد که وظیفه آن انتقال پیام بیمار به پزشک است. ارتباط پزشک با بیمار از سه مرحله گذشته است: در مرحله اول پزشک با ارتباط مستقیم با بیمار و شنیدن اظهارات وی و نیز معاینه او به بیماری پی می برد. در مرحله دوم ارتباط بین آنها بواسطه تجهیزات و وسایل پزشکی اتفاق می افتاد. ولی مرحله سوم (که الان در آن قرار داریم) عبارت است از ارتباط غیر مستقیم پزشک با اظهارات بیمار و نیز جسم او از طریق ادوات تکنیکی (مانند نمونه برداریها). این فرآیند باعث از دست رفتن قدرت تشخیص و تحلیل پزشکان شده است که روزی شاخصه یک پزشک حاذق بوده است. مجموعه بافت فرهنگی جامعه و نمادهای آن و نیز روشهای تربیت پزشک و سرانجام توقعات و تمایلات بیماران به گونه ای فرم گرفته و به سویی متمایل شده که در نهایت فقط به روشهای درمانی متکی بر تکنولوژی اعتماد می کند. در نظام تکنوپولی قدرت و مهارت یک پزشک بستگی به تعداد دستگاههایی دارد که در مطب خود عرضه می کند. طبابت جدید باید خود را روی بیماری و روشهای درمان تکنولوژیکی متمرکز کند و نه بیمار.(عمل جراحی با موفقیت انجام شد ولی مریض مرد.) بیمار برای پزشک حکم یک شیء را پیدا می کند. اظهارات وی نیز بی ارزش و اعتبار تلقی می شود.

در نهایت از این مباحث می توان چنین نتیجه گرفت: تکنولوژی هرگز عضوی خنثی و بی طرف در سیستم پزشکی نیست . این تکنولوژی نیست که در خدمت پزشک است بلکه این پزشک است که اسیر تکنولوژی است. تکنولوژی سیستم پزشکی و طبابت را دگرگون ساخته و به آن معنای دیگری بخشیده است.  (ادامه متن را در بخش دوم مطالعه فرمایید) 

Image result for ‫نیل پستمن عکس‬‎






نوع مطلب : علمی، فرهنگی، اجتماعی، 
برچسب ها :
ارسال شده در: چهارشنبه 13 دی 1396 :: توسط : سید مهدی آقاپور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : سید مهدی آقاپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :