فرهنگ و اندیشه
دکتر سید مهدی آقاپور
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

 تکنوپولی؛ تسلیم فرهنگ به تکنولوژی(معرفی کتاب-بخش دوم)

 اثر نیل پستمن-فرهنگ شناس برجسته  ، ترجمه صادق طباطبائی

Image result for ‫عکس پستمن‬‎

 بخش دوم: در بخش اول اوردیم که  نیل پستمن فرهنگ شناس و دانشمند علوم ارتباطات و رسانه در این کتاب معروف  وجامعه شناسانه  به نقدهای عمیقی از فرهنگ رسانه ای در دنیای جدید بویژه در امریکا دست می زند. دیدگاههای او بسیار جذاب و خواندنی همراه با اندکی طنز در عصر به قول او  تکنوپولی است که طی ان  فرهنگ نفی نمی شود بلکه به ابتذال و پوچی بزک کرده و خنده بازار و خندوانه ای مبدل می شود که کاری جز سرگرمی و تفریح و غفلت مردم و دور شدن انها از مسائل اساسی حیات بشر و فراموشی حقیقت زندگی و رسالتهای اجتماعی و فرهنگی او در جامعه ندارد. و در این میان فرهنگ رسانه ای به قول الدوس هاکسلی فرهنگ شناس منتقد در کتاب پراوازه " دنیای شگفت انگیز نو" ، به نوعی امپول بیهوشی و بی حسی دائمی در میان  توده های مردم بویژه جوانان تبدیل می شود و برای غرق شدن انها در هیجانات بصری کاذب و غوغا سالار بی معنی وتمام نشدنی به گونه شبانه روزی برنامه و فیلم و مسابقه و دیدنیها و سیرک و.... پخش میکند تا جاییکه فرصت اندیشیدن وفکر کردن از همه زایل می شود و اعصاب و روان بیننده های انبوه حتی بعد از دیدن این برنامه های پوچ کاملا مشغول می شود و در سرسامی مستمر و هیجان زا قرار می گیرد.  کتابهای دیگر این اندیشمند منتقد و استاد دانشگاه نیویورک که با همین رویکرد انتقادی و اندکی چاشنی طنز الود به کالبدشکافی واقعیتهای عینی و ملموس زندگی بشر امروز بویژه درفضای رسانه ای و اجتماعی مردم امریکا اشاره دارد عبارتند از زندگی در عیش مردن در خوشی و نقش رسانه های تصویری در زوال دوران کودکی که خواندن ان را به دغدغه مندان و روشنگران عرصه های فرهنگی و اجتماعی و رسانه ای درایران توصیه می نمایم.

 دکترسید مهدی اقاپور - عضو هیئت علمی دانشگاه تهران  

فصل 7 : ایدئولوژی ماشینها: تکنولوژی کامپیوتر

جای هیچگونه تردیدی نیست که تکنوپولی آمریکایی با همان شتاب و بی پروایی که به تکنولوژی پزشکی گردن نهاد، همانگونه کامپیوتر را نیز جزئی از وجود خود ساخت و با آن عجین شد. کامپیوتر به نحوی و از راههایی صاحب قدرت تعیین کننده و هدایتگر اندیشه های ما شده که شاید یک فرهنگ هوشیار و بیدار از قبول و پذیرش و قبول آن امتناع می ورزید.

نویسنده ضمن برشمردن برخی تواناییهای کامپیوتر به بررسی تاثیر این تکنولوژی بر جوامع انسانی پرداخته است. از نظر پستمن مهمترین پیام کامپیوتر این است ما ماشین هستیم، گرچه ماشینهای هستیم که دارای قدرت تفکر است. اما در هر صورت انسان ماشین است. از این رو کامپیوتر مهمترین و کاملترین ماشین تکنوپولی است که به هیچ وجه و با هیچ چیز دیگر قابل تعویض و جایگزینی نیست. کامپیوتر سلطه محض خود را بر روی طبیعت و الزامات آن، محیط زیست، احساسات و عواطف ما و ... بدست می گیرد. او مدعی حاکمیت بلامنازع بر مجموعه تجربیات و رفتارهای انسانی و آنچه بر سر انسانها می آید و خلاصه تسلط کامل بر تمام ابعاد زندگی انسان است و این ادعا را با این نمایش که او بهتر از ما قادر به فکر کردن است، تحکیم می بخشد. پستمن پس از ارائه این مطالب هرگونه مقایسه ذهن آدمی با کامپیوتر را مردود اعلام کرده و معتقد است که هیچگاه کامپیوتر نمی تواند مثل فکر آدمی باشد و معنای اعمالی را که انجام می دهد بفهمد و درک کند. ذهن انسان هرگز قابل کپی کردن و انتقال نیست. اما جامعه به این سمت کشانده شده است که کامپیوترها را برابر با انسان ها تلقی می کنند و چه بسا فراتر از انسانها. مانند وقتی که از اصطلاحاتی نظیر ویروس، عفونت، سرم، قرنطینه و ... برای کامپیوتر استفاده می شود. این ادعا زمانی جدی تر تلقی می شود که بعضا کامپیوتر صاحب اراده و تفکر قلمداد می شود و این روند شدتی ادامه پیدا می کند، تا جائی که کامپیوتر و ماشین جای طبیعت و خدا را می گیرد. پستمن می گوید بسیار متعجب می شوم وقتی می بینم مراجعه کنندگان ادارات با شنیدن جملاتی شبیه «کامپیوتر می گوید: ..... » چقدر رضایت خاطر پیدا می کنند و آن را با عبارتی نظیر «خواست خدا بوده است» یکسان می انگارند. و در حقیقت تکنولوژی را به جای خدا می نشانند.

پستمن در انتها به این نتیجه می رسد که: درست است که کامپیوتر در خیلی از امورات باعث افزایش بهره وری ها و توانمندیها شده است. ولی آنقدرها هم ضروری نبوده و اگر بشر مدتی را اندیشمندانه بیاندیشد خواهد فهمید که چه کارهایی را بدون حضور کامپیوتر هم می توانسته است انجام دهد.      

فصل 8: تکنولوژیهای نامرئی

در این فصل پستمن به معرفی برخی جنبه ها و عناصر نظام تکنوپولی که کمتر قابل رویت و همچنین کمتر کانون توجه هستند می پردازد. وی از پدیده هایی نظیر زبان، علم آمار و نیز مدیریت جدید بعنوان تکنیک و تکنولوژی صحبت می نماید. وی در خصوص زبان می گوید زبان ابزاری است که که دارای جهت دهی خاص ایدئولوژیک است که غالبا خود را از نظر دور نگه می دارد. از آنجایی که زبان از درون ما نشات می گیرد حاوی تکنولوژی بودنش چندان محرز نیست و به آن بعنوان پدیده ای طبیعی نگاه می کنیم. پستمن در اینجا با ذکر مثالهایی از نحوه سوال پرسیدن ها و پرسشنامه ها، به جهت دار بودن آنها اشاره می کند. بدین معنا که یک سوال واحد را میتوان در دو قالب متفاوت پرسید و دو جواب متناقض دریافت کرد. (مثال سوال در خصوص سیگار کشیدن در حین عبادت) . در جای دیگر از تسلط زبان انگلیسی بر جامعه علمی صحبت می کند به نحوی که اینطور قلمداد می شود که با زبان انگلیسی بهتر می شود نوشت، خواند و درک کرد.در زمینه آمار وی به دیدگاههایی انتقاد می کند که معتقدند هر چیزی را می شود با اعداد و ارقام بیان کرد که از جمله آنها میتوان به تستهای هوش، نمرات پرسشنامه ها و ... اشاره کرد. این امر مشکلاتی را بوجود می آورد. یکی مسئله تجسم است. بدین معنا که همه چیز به صورت اشیاءظهور می کند. (مثل هوش، زیبائی و ...) دوم مسئله درجه بندی است. با فرآیندهای آماری به نظر میرسد که همه چیز آنقدر ساده شده اند که با اعداد قابلیت درجه بندی پیدا می کند. علاوه بر این از آمارها استفاده های سیاسی بسیار زیادی می شود. مثلا زمانی که با همین تستهای هوش ساختگی، در صدد اثبات برتری سفیدپوستان بر سیاهپوستان برمی آیند و با همین مبنا آنها را از امکانات زندگی محروم می سازند.

 فصل 9: علم زدگی

بیشترین حجم مطالب این فصل به انتقاد از علوم اجتماعی و اتخاذ روشهای علمی در آن اختصاص داده شده است. پستمن در این مبحث این موضوع را عنوان می نماید که اتخاذ روشهای علوم طبیعی در علوم انسانی و اجتماعی اشتباه است و نتیجه این کار چیزی جز علم زدگی نیست.

وی از علم زدگی سه ایده مرتبط به هم را عنوان می کند که به اعتقاد خودش، ستونهای اصلی تکنوپولی را تشکیل می دهند.1- روشهای پژوهش در علوم طبیعی در پژوهشهای مربوط به رفتار انسانی نیز مصداق دارند. 2- علوم اجتماعی اصول معینی را ارائه می دهد که به کمک آنها سازماندهی جامعه به طرق معمول و بشردوستانه ممکن می گردد. 3- اعتقاد به علم، زیربنای جدید مجموعه اعتقادات و بینشهایی است که به زندگی معنا می بخشد و برای انسانها رفاه، پرهیزگاری و حتی جاودانگی به ارمغان می آورد.

پستمن در ادامه می گوید از آنجا که علم و دانش، تلاش برای کشف روابط علت و معلولی در بین پدیده هاست، بنابراین تلاش اندیشمندان اجتماعی نمی تواند نام علم به خود می گیرد.چرا که این کشف ها به ندرت در علوم اجتماعی امکان پذیر است. همچنین تلاش پژوهشگران اجتماعی در استفاده از اعداد و ارقام و آمار نمیتواند به کار آنها ویژگی علمی ببخشد. چون اگر اینگونه باشد کار خردسالانی که تلاش میکنند تعداد دقیق انگشتهای دست و پا یشان را بداننید نیز کاری علمی خواهد بود.  از طرفی دیگر نگرش و مطالعه علمی، دانشمند پژوهشگر را از اعمال نظرات خود بهنگام پژوهش بر حذر میدارد و همین بینش و شیوه ضروری کار خود دلیل متفاوت بودن علم، از مقوله ای بنام علوم اجتماعی است.

در جواب اظهارات پژوهشگران اجتماعی، نمیتوان هیچگونه دلیل علمی آورد. (مثلا چگونه می توان اثبات کرد که خدا وجود ندارد.)

پستمن پس از ذکر مثالهایی به این نتیجه میرسد که نتایجی که در علوم اجتماعی بدست می آید تکرار همان مکررات قبلی است و یک سری از بدیهیات بعنوان نتایج علمی ارائه می گردد. وی کار پژوهشگران اجتماعی را نوعی داستانسرایی می داند که به حوزه ادبیات تخیلی نزدیکتر است تا به حوزه علم. در پژوهش اجتماعی هیچ چیز ثابتی وجود ندارد. کلمات صحیح و غلط، آن معنایی که در ریاضیات دارند را در علوم اجتماعی نخواهند داشت. بر خلاف علم، پژوهشهای اجتماعی منجر به کشفیات جدید نمی گردد.

اما چرا در نظام تکنوپولی باید به روانشناسی، جامعه شناسی و انسانشناسی لباس علم پوشاند؟ چون در این نظام ذهنیات و معنویات جایگاهی ندارند. تکنیک نه فقط با چند بعدی بودن، پیچیدگی و تعدد معانی مخالف است بلکه اصولا مقوله های ذهنی را دشمن خود می پندارد.

یک دلیل دیگر بر این موضوع موفقیت های بدست آمده در علومی مانند فیزیکک، شیمی، داروشناسی و ... بود که باعث شد این آرزو شکل بگیرد که روشهای این علوم قابل بکارگیری در علوم اجتماعی است و از این زمان بود که علم زدگی آغاز شد.علم زدگی تبلور امیدها و آرزوهای متزلزل و نماینگر چهره تخیلی این اعتقاد رویایی است که مجموعه پیچیده ای از روشهای یکدست و استانداردیزه بنام علم، قادر است کانون ستیزناپذیر معنویت و سرچشمه حاکمیت اخلاق به حساب آید. و پایه و زیربنای اصلی و فوق بشری پاسخهایی گردد برای سوالاتی نظیر: «زندگی چیست؟ آغاز آن کی و کجاست؟ مرگ و رنج چیست؟»

فصل 10: تخلیه نمادها

در این فصل پستمن می خواهد از آنچه که تکنولوژی با نمادهای مقدس جامعه انجام داده است پرده بردارد. او می گوید که تکنوپولی نمادهای ما را هدف قرار داده است. استفاده بیش از حد از هر نمادی باعث از بین رفتن اثر آن می باشد. در نظام تکنوپولی وظیفه بی اعتبار ساختن ارزشها و مبتذل کردن مقدسات، بعهده اقتصاد و تجارت گذاشته شده است. نه به این دلیل که اقتصاد و تجارت آمریکایی آزمند و طماع است، بلکه از این رو که احترام و ارزش تکنولوژی فوق ارزشهاست. سمبلهایی که اعتبار و ارزش آنها ریشه در عقاید سنتی و مذهبی دارد باید به سریع ترین وجه ممکن از اعتبار ساقط و از اثرگذاری آنها کاسته شود و درنهایت بی اعتبار و بی اثر گردند. نمادها به دو صورت از محتوی خارج میشوند: 1- تکثیر بی اندازه و بی حد آنها که از رهگذر چاپ و لیتوگرافی و نیز سینما و تلویزیون بدست آمد که این نمادها را که صورتی مقدس و محبوب داشتند با بی اعتنایی و تکرر مواجه کرد. 2- براثر استفاده بیجا از آنها و بکار بردن بی رویه آنها در هر محفل و هر مورد. (مثالی از آن می تواند قسم خوردن به خدا و مقدسات دیگر سر چیزهای بی ارزش باشد که این مقدسات را از اعتبار می اندازد.)

این دو صورت بی محتوا کردن نمادها از طریق تکنوپولی و از راه اقتصاد و تجارت در آمریکا حاصل شده است. هرچند در این میان شاید بحث بی احترامی وجود نداشته باشد و استفاده اقتصاد و تجارت از این نمادها باعث بی احترامی به نمادها نشود، ولی چیزی که از این واقعیت استنباط می شود این است که در نظام تکنوپولی مرز بین قداست و اهانت به مقدسات از بین رفته است. (مثال: تبلیغ شراب تئسط عیسی مسیح) ترویج پدیده تبلیغات برای کالاها به این روند دامن زده و باعث شده که نمادهای مقدس جامعه فاقد ارزشهای سنتی خود باشند. تبلیغات امروزه دیگر بر کیفیت کالا تاکید نمی کند بلکه تاکید آن بیشتر بر مصرف کننده است. یک بنگاه تبلیغاتی میخواهد بداند که نقاط ضعف و کمبود کسی که باید یک کالای خاص را بخرد در کجاست .به این ترتیب ملاحظه می شود که در قسمتی از مرکز این نظام تکنوپولی کارخانه عظیمی است که خود را از هر قید و بندی آزاد می یابد تا با استخدام تمامی سمبلهای موجود به درون روح وروان مصرف کننده نفوذ کرده و آن را تصاحب نموده و به خدمت اقتصاد و بازرگانی درآورد.

اما نکته مهم این است که در پی رنگ و رو باختن نمادها، رفته رفته هسته اصلی روایات و منقولات و اعتقادات رو به زوال نهاده و منهدم خواهد شد و این است یکی از ناسالم ترین عواقب تکنوپولی.

فصل 11: پیکارگر مشتاق عرصه مقاومت

در این فصل که فصل آخر کتاب است پستمن در صدد ارائه راهکارهایی برای مقابله با مشکلات مطروحه است. نظام تکنوپولی مشکلات و نابسامانیهایی را پدیدار می سازد که انسانها را به اتخاذ تدابیری جهت برخورد و عکس العمل منطقی و خردمندانه وادار می سازد. این عکس العملها را باید در دو بخش بررسی کرد. در بخش اول باید به بررسی این سوال پرداخت که تک تک افراد جامعه چه میتوانند بکنند؟ و در بخش دوم اینکه فرهنگ جامعه چه کاری می تواند بکند؟

پستمن منظور خود از «پیکارگر عرصه مقاومت» را با این ویژگیهایی که برای آن برمی شمرد مشخص می نماید: «کسی که به سنجش افکار و همه پرسی ها توجه نکند مادامی که نمی داند سوالها چگونه و به چه منظور طرح شده اند. خود را اسیر اعداد و ارقام نکند، اجازه ندهد روانشناسی و دیگر علوم اجتماعی زیربنای زبان و عقل سلیم آدم گردد، هر چیز کهنه را نامربوط نداند و ضمن تحسین تکنولوژی، آن را بالترین صفت بشری نداند.»

وی اینها را بعنوان راهکارهای فردی مقاومت در برابر تکنوپولی می داند.

اما در سطح اقدامات فرهنگی و آنچه که از دست فرهنگ بر می آید به بحث آموزش و پرورش می پردازد. وی معتقد است نظام آموزش و پرورش فعلی فاقد هرگونه مرکز ثقل اخلاقی، اجتماعی و عقلانی است. این نظام فاقد مجموعه اندیشه ها و نگرشهایی است که بر تمام بخشهای برنامه آموزشی حاکم باشد. به عقیده پستمن یک محتوای نوین آموزشی با خصوصیات لازم خود بهترین امکانات را در اختیار یک فرهنگ می گذارد تا بتواند به مقابله با مشکلات تکنوپولی برخیزد.

مدرسه مهمترین ابزاری است که میتوان با آن به تصحیح خطاها پرداخت و به شناخت و بررسی مشکلات اقدام کرد. اگر به قدرت متلاشی کننده تکنوپولی توجه کنیم، خواهیم دید مهمترین کار و خدمتی که مدارس در تعلیم و تربیت نوجوانان می توانند انجام دهند، شاید در این امر مهم باشد که به آنان احساس انسجام و هماهنگی بخشد به نحوی که بتوانند در آنچه فرا می گیرند، مفهوم و معنی و ارتباط را به خوبی احساس کنند.

پستمن در نهایت راهی را معرفی می کند بنام «عروج انسانیت». وی می گوید منظور از این مفهوم آن است که سرنوشت بشریت در کسب دانش و کسب معارف است. اما اگر بخواهیم به صورت کاربردی مطرح کنیم باید بگوییم که آموزش و پرورش جدید باید این خصلتها را داشته باشد: 1-نیازی نیست که شاخه های درسی قدیم را کنار گذارده و شاخه های جدید را به جای آنها بگذاریم.(به جز در مواردی خاص) 2-باید به محوریت اندیشه و نظم منطقی در آموزشه اهمیت داده شود. 3- هر درسی باید به ریشه های تاریخی آن درس بیان شود تا منشا علوم و ارتباط آنها از گذشته تا بحال مشخص و روشن باشد. در این صورت دانش آموز خواهد فهمید که دانش و معرفت امور ثابتی نیستند.4- آموزش فلسفه هر علم نیز باید در نظام آموزشی جایگاه خود را داشته باشد. 5- یک دوره معناشناسی نیز باید در نظامهای آموزشی قرار گیرد . تعلیم معناشناسی دانش آموز را در موقعیتی قرار میدهد که میتواندبه مفهوم و حقیقت آنچه می نویسد و می خواند بیندیشد.

 فصل پیوست: نمونه ای از دین ستیزی تکنوپولی و شبیخون فرهنگی غرب

در سال 1988 کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی توسط انتشارات پنگوئن در انگلستان منتشر شد. این موضوع خشم مسلمانان جهان را برانگیخت تا جائی که نسخه ای از این کتاب توسط مسلمانان به آتش کشیده شد. بر اثر درگیریها چندین نفر کشته شدند و خشونتها ادامه داشت. کار به جایی رسید که امام خمینی حکم ارتداد سلمان رشدی را اعلام و وی را محکوم به مرگ کرد. این اتفاقات باعث شد که غرب در صدد آن برآید که مسلمانان را به عدم رعایت حق آزادی بیان محکوم کرده و آنان را انسانهایی متحجر جلوه دهند. کار حتی از این فراتر رفته و بعضی از غربیها مدعی شدند که این عکس العملهای مسلمانان نتیجه سرکوبهای جنسی آنا می باشد. اما باید دید چرا این اتفاق افتاد . به اعتقاد مترجم کتاب تکنوپولی (طباطبائی) این حادثه جزو یکی از دین ستیزیهای نظام تکنوپولی بوده و نمونه از از یک شبیخون فرهنگی می باشد. دین اسلام بعنوان دینی که پاسخگوی تمام نیازهای انسانها می باشد روزبروز قدرتمند تر می شد و با این روند به نوعی خطر برای نظام تکنوپولی تبیدل شده بود. بنابراین این اتفاق در راستای قطع ریشه های اعتقادی این مذهب اتفاق افتاد.

من (مترجم) می خواهم به این موضوع بپردازم که آیا آنچه که تحت عنوان حق آزادی بیان برای این عمل زشت، بعنوان دستاویزی برای غرب قرار گرفته است، در خود کشورهای غربی چقدر رعایت می شود و نیز اینکه آیا قوانین مربوط به حفظ قداست دین فقط برای دین مسیحیت است؟

طباطبائی ضمن بررسی تاریخ غرب و اشاره به اتفاقاتی نظیر تفتیش عقاید در کشورهای غربی تحت حاکمیت کلیسا، به این نتیجه میرسد که در غرب هیچگونه وهن و بی احترامی نسبت به مسیحیت پذیرفته نمی شود و از طرفی این آزادی بیان که هر کس هر چیزی را که بخواهد در مورد مسیحسیت و اعتقادات کلیسایی بیان کند نیز وجود ندارد. موضوع تفتیش عقاید در حقیقت تبدیل به یک موضوع سیاسی هم شده بود که برابر قوانین بی احترامی نسیبت به دین و کلیسا برابر با بی احترامی و توهین به حکومت تلقی می شد و توهین کننده برابر قواعد و مقررات مربوطه باید مجازات می شد. کسانی که منکر تثلیث می شدند به راحتی سوزانده می شدند و معتقدین به اسلام و یهودیت به راحتی اعدام می گردیدند. قبلا به جز کتاب سلمان رشدی در همین انگلستان و از همین انتشارات کتاب دیگری بنام «خونریزی و قتل عام» انتشار یافت که بعلت توهین خفیفی که به اعتقادات مسیحیت انجام داده بود بلافاصله با واکنش های مردم و حتی حکومت مواجه شد. و نسخه ای از این کتاب نیز توسط طرفداران آیین مسیحیت به آتش کشیده شد.

اما در پایان . سوال اینجاست: چگونه است که مردم در غرب اینگونه از قداست دین مسیح دفاع می کنند ولی حکومتهای آنها که ادعای طرفداری از آزادی بیان را دارند نسبت به جریحه دار شدن قلب یک میلیارد مسلمان بی تفاوتند و علاوه بر این آنها را انسانهایی خشن و تحت فشار عقده های جنسی و نیز نقض کننده حق آزادی بیان می دانند؟ آیا قوانین مربوط به حفظ قداست دین فقط برای مسیحیت است؟

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fa

                                           Image result for ‫عکس کتاب پستمن‬‎






نوع مطلب : دانشگاهی، فرهنگی، اجتماعی، 
برچسب ها :
ارسال شده در: چهارشنبه 20 دی 1396 :: توسط : سید مهدی آقاپور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : سید مهدی آقاپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :