تبلیغات
فرهنگ و اندیشه - فرهنگ پژوهی42- فرهنگ ملی -3 دکترسید مهدی آقاپور -عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
فرهنگ و اندیشه
دکتر سید مهدی آقاپور
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

فرهنگ پژوهی42- فرهنگ ملی3 -دکترسید مهدی آقاپور -عضو هیئت علمی دانشگاه تهران



میراث تمدنی و فرهنگ ملی در ایجاد فرهنگ عمومی و  آگاهی کلی جامعه و جهت گیری حرکت ان به سوی پیشرفت و تعالی بسیار موثر است و چنانچه مبانی و اصول انسانی صحیح در برداشته و اصالتهای مترقی و معنوی خود را حفظ نماید، میتواند تداوم حیات و بقای یک ملت با دانش و فرهنگ و اصالت مردمی و تاریخی ان را برای همیشه حفظ نماید و ملت ایران به گواهی تاریخ و تحقیق این چنین بود و با وجود وقایع و حوادث بزرگ تاریخی و هجوم دشمنان بیگانه از چهار گوشه کشور وچند بار با خاک یکسان ان  از میدان بزرگ ازمایش در مجموع سربلند بیرون امد و از این بابت می توان ان را سر امد ملتهای زنده و جاویدان به حساب اورد. و ایرانیان بزرگ منش این سخن نغز مولانا را هرگز فراموش نخواهند کرد که در مثنوی معنوی اورده است

                 در سفر گر روم بینی یا ختن           از دل تو کی رود حب الوطن 

در ایران و فرهنگ عمومی تاریخی و معاصر ان، به تحقیق، فرهنگ ملی و ایرانی با فرهنگ مذهبی و اسلامی پیوند ی دیرپا و تنگاتنگ داشته و دارد. حکیم توس فردوسی اندیشه گر در حکمت نامه یا الهی نامه خود که همه ما با نام شاهنامه ان را می شناسیم بر همین باور است و از زبان اردشیر بابکان در هنگام هدیه کردن تاج و تخت شاهنشاهی ایران زمین در میانسالی به فرزند جوانش شاهپور اول  اندرزنامه ای را  می اورد که

ز روز گذر کردن اندیشه کن           پرستیدن دادگر پیشه کن

نه بی تخت شاهیست دینی به پای    نه بی دین بود شهریاری بجای

چو بر دین کند شهریار افرین        برادر شود شهریاری و دین

 در اثار اندیشه گران و حکمای بزرگ معاصر نظیر استاد مطهری و اقبال لاهوری نیز این معنا به وضوح به چشم می خورد. اقبال در دیوان پر مغز و روشنگرانه خود در قطعه فرهنگی و زیبای از خواب گران خیز چنین می سراید         این نکته گشاینده اسرار نهان است             ملک است تن خاکی و دین روح و روان است

    تن زنده و جان زنده ز ربط تن و جان است       صهبای یقین در کش و از دیر گمان خیز

                                                از خواب گران خیز

اندیشه گر بزرگ انقلاب معاصر اسلامی نیز در کتاب ژرف خدمات متقابل اسلام و ایران که با نوعی رویکرد  جامعه شناسی تاریخی ایران به زیور قلم اراسته شده است، نیز بر همین باور است که ایران قدیم با پذیرش مکتب اجتماعی اسلام جان گرفت و مجدد برای سروری و اقایی در اسیا و جهان بپا خاست و در نقطه مقابل نیز برای گسترش اسلام در جهان جانفشانی کرد و ان را به جهانیان شناساند.  

 فرهنگ ملی در ایجاد آگاهی کلی و شکل‌گیری جریان ملی‌گرایی (nationalism ) نیز مؤثر است. ملی گرایی ممکن است در معانی خود آگاهی نسبت به هویت ملی توسط افراد، یگانه­سازی ملی توسط سازمان سیاسی و دولت و یابه معنی نوعی فرایند تاریخی پیدایش ملت­های واحد سیاسی مستقل مورد استفاده قرار گیرد که در هر صورت وجود شرایطی مبتنی بر فرهنگ ملی لازمه شکل‌گیری آنها می‌باشد این شرایط در عناصری چون زبان مشترک، نظام ارزشی مشترک، دین، ادبیات و باورهای مشترک اقتصادی و سیاسی، حکومت مشترک، سنن تاریخی، نمادها و تجربیات مشترک تاریخی، کشمکش با دشمنان مشترک و رشد نظام­های ارتباطی نمود پیدا می‌کند:

ولی باید دانست که در کمتر ملتی همه این شرایط با هم پدید می‌آیند و جز وحدت حکومت، وحدت و اشتراک تمامی آنها امری محتوم و جبری نمی‌باشد چرا که بسیاری از ملت­ها دارای جمعیت­هایی هستند با دو یا چند زبان، باورهای گوناگون، نهادها و تاریخ متمایز.[1]

درواقع ملت (nation) از نظر فرهنگ لیتره، جماعتی از انسان­ها هستند که در یک سرزمین حیات می‌گذرانند، دارای منشأ مشترکی هستند، از زمان­های پیشین منافعی مشترک داشته‌اند، آداب و رسومی مشابه دارند و اکثر آنها دارای زبانی یکسانند.[2]

ملت گذشته‌ای مشترک دارد و اعضا آن کم و بیش از این گذشته آگاهی دارند. وحدت یک ملت هم بعد سیاسی و هم اقتصادی و معمولاً بعد فرهنگی دارد. این انواع خاص وحدت با نهادهای مشترک تجلی می‌یابند و یا آنکه سعی می‌شود و نهادها تجلی‌گاه وحدت یک ملت باشند.

عناصری بسیار و گاه ناهمگن کم و بیش می‌توانند در تشکل واقعیت ملی مدد رسانند نظیر جغرافیا، عوامل نژادی، زیان و یا اجماع عمومی که در خلال تاریخی فراهم آمده است و چنین به نظر می‌رسد که برای آنکه یک جمع ملی پدید آید، نه تنها باید یک فرهنگ کلی غالب وجود داشته باشد. بلکه زمینه مشترک ارزشی نیز لازم است پدید آمده باشد که موجبات تأمین یکپارچگی و اجماع کم و بیش آشکار اعضای یک ملت را فراهم کند.[3]

آبرکرامبی و همکارانش وابسته بودن اشخاص به یک کشور از نقطه نظر خصوصیات مشترکی مانند زبان، دین، یا نژاد و قومیت را چیزی می‌دانند که بوسیله ملیت تعریف می‌شود.[4]

از نظر آنان در بیشتر موارد تشخیص خصلت واحدی که ما به الاشتراک تمامی اعضای جامعه‌ای باشد که مدعی تعلق به یک ملت واحدند، غیرممکن است. از این نظر گاه ملیت گرائی نوعی افسانه و آفریده روشنفکرانی است که شارح و نماینده افکار رمانتیکی درباب زبان ملی، میراث­های فرهنگ توده و هویت ملی هستند. ملیت گرایی بدین ترتیب در عین حال با بنیادگرایی سیاسی و نفرت از بیگانگان پیوستگی پیدا می‌کند.

نکته مورد اتفاق در علوم اجتماعی این است که ملیت‌گرایی علیرغم پیچیدگی تجربی‌اش بر این ویژگی مبتنی است که حکومت­ها باید همان خصوصیات فرهنگی به ویژه زبانی و همان هویت قوی افراد تحت حکومت را داشته باشند و نتیجتاً ملیت‌گرایی فرهنگی که هدفش حفظ یا بازآفریدن میراث­های ملی مثلاً از طریق احیا و فلان زبان در فلان کشور مفروض آفریقایی است، زمینه را برای ملیت‌گرایی سیاسی که شعارش حاکمیت و تفوق سیاسی است، فراهم می‌کند.[5]

فرهنگ ملی معرف و نشانگر هویت ملی، قومی و فرهنگی و سایر ابعاد عمومی یک ملت خاص می‌باشد. اصولاً هر گروه اجتماعی دارای تاریخ، ضوابط خویشاوندی، شیوه‌های اقتصادی، مقررات مناسک اعتقادی زبان، ادبیات و هنر مختص به خود می‌باشد. این خصوصیات که فرهنگ یک جامعه را از جوامع دیگر متمایز می‌سازد، معرف شناسنامه فرهنگی آن جامعه است.

به عبارت دیگر گذشته تاریخی، حماسه‌های آباء و اجدادی، سرزمین نیاکان، زبان مادری باورها و سنت‌های طایفه‌ای،‌ مفاخر ملی،‌اسوه‌های دینی، عصبیت‌های قومی، هنر و ادبیات موروثی هویت فرهنگی جامعه را تشكیل می‌دهد.[6]

هر جامعه‌ای معمولاً‌ در همه‌جا و همه‌وقت بر اصالت‌های فرهنگی خود تأكید می‌ورزد و می‌كوشد كه با قدرت و غرور مشخصه‌های این هویت را زنده نگهدارد واز آن دفاع كند.

امروزه در كشورهای معروف به جهان سوم و مستعمرات كه نفوذ كشورهای مسلط و مهاجم فرهنگ جامعه را تضعیف كرده و تهدید به نابودی می‌نماید، شناخت و مرزبندی هویت فرهنگی كمال اهمیت را دارد و یكی از ابعاد مبارزات استقلال‌طلبانه است.

آنتا دیوپ انسان‌شناس و پزشك سنگالی كه آثار متعددی دربارة فرهنگ آفریقا ازجمله (ملت‌های سیاه و فرهنگ) و (وحدت فرهنگی آفریقای سیاه) دارد و در مقاله‌ای می‌نویسد هویت فرهنگی یك جامعه به سه عامل بستگی دارد: تاریخی،‌زبانی و روان شناختی. اهمیت عوامل فوق در موقعیت‌های تاریخی و اجتماعی مختلف یكسان نیست. هرگاه این عوامل به‌طور كامل در یك ملت یا فرد وجود نداشته باشد،‌ هویت فرهنگی ناقص‌ می‌شود. تلفیق موزون این عوامل یك وضعیت ایده‌آل است. هرگاه یكی از عوامل مزبور تحت تأثیر قرار گیرد،‌ شخصیت فرهنگی جمعی یا فردی تغییر می‌كند و این تغییرات ممكن است تا آنجا ادامه یابد كه موجب یك بحران هویتی شود.[7]

البته هویت ملی شامل كشورهای صنعتی نیز نیز می‌شود و خصوصیات فرهنگ قومی در آنان نیز به نوعی وجود دارد. اتوكلاین برگ در كتاب روانشناسی اجتماعی خود،‌ هویت ملی این كشورها و علل شكل‌گیری آنها را در رفتار اجتماعی افراد جامعه ریشه‌یابی می‌كند و نظریات دانشمندان روان‌شناس و انسان‌شناس چون بارزون، لینتن،‌مارگارت مید،‌ گورر، بندیكت و دیگران را دراین‌زمینه مورد بحث قرار می‌دهد و این فرهنگ‌های قومی و رفتارهای مبتنی بر آن را با یكدیگر مقایسه می‌نماید.[8]

آندره زیگفرید (siegfried) محقق فرانسوی در كتاب معروف روح ملت‌ها، هویت ملی و فرهنگی كشورهای صنعتی و اروپایی را به‌طور مفصل مورد بررسی قرار می‌أهد. در اثر عمیق او چهرة جدید جهان، واقع‌بینی لاتینی،‌هوشمندی و ابتكار فرانسوی سرسختی انگلیسی، حس انضباط المانی، صوفی‌منش روسی،‌ بالندگی آمریكایی و تعریف و سرنوشت تمدن غربی مورد بحث و نقادی موشكافانه‌آی قرار گرفته است[9] كه مطالعه آن می‌تواند كمك شایان توجهی برای شناخت و درك فرهنگ و تمدن غربی و هویت ملی كشورهای جدید اروپایی به پژوهشگران برساند. البته باید توجه داشت كه زیگفرید در اثر خود از قضاوت‌های ارزشی و قوم‌مدارانه به دور نمانده است.

در چاپ دوم ترجمه فارسی این كتاب مقاله عمیق و محققانه‌ای توسط احمد آرام مترجم ودانشمند ایرانی در زمینه هویت فرهنگی و ملی ایرانیان بدان اضافه گردیده است كه طی آن با عنوان «سازگاری روح ایرانی» از بعد تاریخی و پدرشاهی و بعد معیشتی و تولید روستایی، هویت ملی و روح جمعی ایرانیان به‌طور مفصل و عمیق مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.[10] كه البته از نظر این پژوهش قابل نقد و ارزیابی می‌باشد و  با توجه به فراز و فرودهای برجسته و بارز در تاریخ دیرپای گذشته و معاصر ایران ، به‌صورت یك نظریة نسبی خوب می‌توان آن را ارزیابی و مدنظر قرار داد. ولی کالبد شناسی قومی و تاریخی ایران در طول تاریخ پرفراز و نشیب و چند هزارساله ان گویای ابعاد و رویکرد های مختلفی هستند که دیدگاه سازگاری روح ایرانی را با مشکل مواجه می سازد

هویت ملی و فرهنگ ملی ایران و ایرانیان با در نظر گرفتن ابعاد تاریخی،‌قومی،‌مذهبی و معیشتی آن می‌تواند زمینه یك پژوهش مستقل و ارزشمند را در شرایط و ضرورت‌های كنونی جامعه ایران تشكیل دهند. درمجموع از مطالعه مفهوم فرهنگ قومی و فرهنگ ملی در آثار و منابع دانشمندان علوم اجتماعی می‌توان این نتیجه را به دست داد كه

1- فرهنگ قومی با خصوصیات مشخص و سنتی خویش در تمام جوامع بدون استثناء وجود دارد و هیچ جامعه‌ای نیست كه حداقل به‌صورت ظاهر نسبت به فرهنگ قومی خود چه ارزش‌گذاری آن در برابر سایر جوامع بی‌تفاوت باشد.

2- در یك جامعه ممكن است فرهنگ‌های قومی مختلفی وجود داشته باشند كه معمولاً از بهم‌آمیختگی و تركیب آنها فرهنگ ملی كامل به وجود می‌آید كه خصوصیات مشترك و تاریخی و مذهبی گروه‌ها و قومیت‌ها را تقویت و اشاعه می‌دهد.

3- فرهنگ‌های قومی به‌صورت پایا،‌درون‌گرا و بیگانه‌ستیز بوده و در مقابل فرهنگ جدید ناشی از صنعتی شدن به مقابله‌ای معمولاً نابرابری می‌پردازند و ممكن است در برخی مواقع در برابر فرهنگ ملی نیز به تعارضاتی كم یا زیاد دچار گردد.

4- فرهنگ ملی در تلاش برای دستیابی به هویت ملی و یكپارچگی سیاسی كشور در درون مرزهای مشخص، فرهنگ‌های قومی را در هم می‌آمیزد و سعی می‌كند آنها را با فرهنگ توده و جدید رسانه‌ای و صنعتی آشتی داده و هویتی واحد و همگون در پیكره فرهنگی جامعه ملی ایجاد نماید.

5- از تركیب ویژگی‌ها و عناصر مشترك فرهنگ‌های ملی در محدوده جغرافیایی خاص كه دارای گذشته تاریخی، نحوة معیشت و آیین‌های مذهبی و اجتماعی نسبتاً‌ مشترك باشند، حوزه‌های فرهنگی به وجود می‌آید كه تمدن كلی آن منطقه مبتنی بر فرهنگ عام و قابل تمایز از آن منشأ می‌گیرد.

6- گاهی فرهنگ‌های ملی به نژادگرایی یا ملی‌‌گرایی از افراطی دچار شده و عواملی چون زبان یا نژاد به‌عنوان عامل مسلطی برای برتری برخی اقوام و ملیت‌ها بر كل اقوام و ملل دیگر مدنظر قرار گرفته‌اند كه از این بابت در شمار دیدگاه‌های سیاسی متعارض قرار می‌گیرند.

7- فرهنگ‌های قومی و ملی هر كدام ممكن است یك شاخص روحی جمعی و مشترك داشته باشند كه نسبت به سایر ویژگی‌ها و عناصر فرهنگی بارزتر، گسترده‌ر و عمیق‌تر بوده و بر همه اجزاء و پیكره فرهنگ در جامعه سیطره یابند به‌طور یك شناخت و ریشه‌یابی و تعیین هویت آن می‌توان درك و شناخت بخش‌های فرهنگ یك جامعه را اعم از الگوها،‌ نمادها،‌ رفتارها،‌ آداب و عادات وروسم و سنن قومی و ملی و مذهبی و تاریخی سریع و آسان گرداند.

در خصوص فرهنگ قومی و ملی ایرانیان باید به چهار عنصر اساسی و شاخص زیر ساختی جامعه ایرانی در طول تاریخ اشاره نمود که عبارتند از :

1-    زبان و خط فارسی که امیخته ای از زبان پهلوی و زبان اقوام پیرامونی سرزمین ایران می باشد

2-    مذهب اسلامی و شیعی که بر فرهنگ ملی و عناصر ذهنی و عینی ان کاملا تاثیر گذاشته است

3-    تاریخ و میراث فرهنگی و تمدنی دیرپا و استوار که با فرهنگ اسلامی ترکیب شده است

4-    جغرافیای ثابت مرکزی و نژاد اریایی علیرغم ترکیب شدن با نژاد های دیگر

این عناصر قومی و ملی ایرانی در یک مجموعه منسجم و یکپارچه حول تاریخ و جغرافیا و مذهب و زبان فارسی هویت ملی ایرانی را بوجود می اورند و دلیل ماندگاری سرزمین ایران در طول تاریخ گذشته و امروز شده و ان را از گزند حوادث سهمگین تاریخی و نظامی و هجوم اقوام بیگانه و تحلیل رفتن حیات ملی ایرانیان در فرهنگها و اقوام دیگر حفظ کرده است و بقای کشور و جامعه ایرانی به تداوم حیات یکپارچه این عناصر و شاخص ها بستگی تام دارد.



[1] - باقر ساروخانی- درآمدی بر دائرۀ المعارف علوم اجتماعی ص 479 و 480.

[2] - الن پیرو، فرهنگ علوم اجتماعی ص 236.

[4] - نیکلاس آبرکراسی، استفن هیل و برا، لااس قرمز، فرهنگ جامعه‌شناسی ص 251.

[6]- محمود روح‌الامینی، زمینه فرهنگ‌شناسی، ص110 و 111.

[8]- اتوكلاین برگ، روانشناسی اجتماعی ص435-432.

[9]- آندره زیگفرید،‌ روح ملت‌ها، ص فهرست.






نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها :
ارسال شده در: یکشنبه 20 اسفند 1396 :: توسط : سید مهدی آقاپور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : سید مهدی آقاپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :