تبلیغات
فرهنگ و اندیشه - فرهنگ پژوهی43- ریشه هاوسرچشمه های فرهنگ - دکترسید مهدی آقاپور -عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
فرهنگ و اندیشه
دکتر سید مهدی آقاپور
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

به تحقیق، کالبد شناسی جوامع بشری حکایت از این دارد که فرهنگ و عناصر و نمادها و شاخصهای گوناگون ان در جوامع مختلف به سوی همسانی و یکپارچگی در حرکت بوده و هستند وعموما  از منابع و کانونهای فرهنگ زایی مشترکی تبعیت می کنند که مراکز دانشگاهی و اموزش و پرورش و رسانه های جمعی تولید کننده های اصلی انها را تشکیل میدهند. ولی باید دانست که امروزه روز، جریان قدرتهای سیاسی مسلط و جهان سرمایه سالاری برای تسلط هرچه بیشتر بر افکار و اندیشه های مردم و رفتارها و ارزشهای ملل جهان،  عناصر و مظاهر پرهیاهو و دیدنی دیگری را با شیوه ها و روشهای بسیار تماشایی و جذاب  وارد صحنه کرده است که با  خودباحتگی ها و ضعف اندیشه و سیاستهای عوامانه سردمداران  کشورهای مختلف، گوی سبقت را از این کانونهای اصلی و هویت بخش فرهنگی و تربیتی و اموزشی تا حد زیادی ربوده اند و با تکنولوژیهای برتر رسانه ای و فضای ماهواره ای و شبکه های اجتماعی و گوشی های تلفن همراه و نظایر انها فرایندی را در کالبدها و بستر اجتماعی رقم می زنند که با حجم بسیار تهاجمی و کرکننده  نوعی فرهنگ فست فودی و مک دونالدی و عشق کوکاکولا و شلوار جین و مسابقه جراحی بینی و پرورش برجستگی های اندام و انگیزه های پول مسلکی و سودمندگرایانه و عینیت پوچ اشرافی منشی و زندگی تجملاتی و ولع مصرف گرایانه و حرص نفس پرستانه و فاصله وگسست نسلی و نفاق بین ظاهر و باطن ادمیان و تضاد طبقاتی گروههای انسانی و در نهایت خوشباشی و بی خیالی و خنده بازار و سرگرمی و بی خبری دائمی را در مقیاس جهانی دامن زده اند و نظم نوین جهانی در بستر این فرهنگ مدرن و پرجاذبه در دست تکوین است . همچنانکه نیل پستمن فرهنگ شناس معروف و منتقد امریکایی در اثر برجسته خود با نام تکنو پولی یا تسلیم فرهنگ به تکنولوزی رسانه ای ترسیم نمود و الدوس هاکسلی  بیشتر از نیم قرن پیش چنین اینده ای را در کتاب حواندنی خود با عنوان دنیای شگفت انگیز نو مورد بحث قرار داده و پیامد های گسترده و اثار زیانبار ان را در راستای تخریب فرهنگ و روح و اندیشه انسانها و جوامع انسانی به گونه مشروح و خواندنی بر شمرده اند.

با این وجود و علیرغم سیطره هیاهوهای کرکننده ولی پوچ و زایل کننده هویت انسانی واجتماعی قدرتهای استعماری،  بدون شک در خت عظیم فرهنگ دارای ریشه ها و سرچشمه های گسترده و عمیقی است که تمام این ترفند ها و غوغاهای فراگیر جذاب و جهانی نمی تواند موجب محو کامل ان در جوامع بشری و فطرت و نهاد انسانها گردد لذا با اعتقاد به این اصل اساسی که فرهنگ حقیقی بشر هرگز زایل شدنی نبوده و رکن رکین حیات بشر و زندگی جمعی است از این قسمت به ریشه ها و سر چشمه های فرهنگ می پردازیم و مبانی دینی و انسانی و اجتماعی ان را در اثار فرهنگ شناسان و جامعه شناسان مختلف جستجو می کنیم و به کالبد شناسی و ارزیابی انها میپردازیم به امید انکه همه مردم عزیز بویژه  متولیان امر، حساسیت بالای نقش فرهنگ و نهادهای فرهنگی مختلف را در راستای ترقی و پیشرفت جامعه مورد توجه کامل قرار داده و رسیدگی به ان را سرلوحه اقدامات مفید خود قرار دهند.             

 

بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی اعم از جامعه­ شناسان، مردم­شناسان، فرهنگ­شناسان ر یشه ­ها و سرچشمه ­های فرهنگ را مورد بحث قرار داده و هر یک به تناسب یافته ­ها و دیدگاه­های علمی خویش علل و عوامل گوناگونی را برای پیدایش و رشد این پدیده اساسی حیات انسانی برشمرده­اند.

اسطوره ­ها، هنر و ادبیات ملل، سحر و جادو، نوع زبان و محاوره و توانایی سخنوری، قومیت­ها و نژادهای گوناگون، فنون و علوم و قدرت ابزارسازی، چگونگی محیط جغرافیایی و طبیعی و نحوه زیست انسان، تلاش برای معیشت و گذران حیات و نوع تاریخی تولید، سرشت انسان­ و ماهیت ­پذیری منحصر به فرد او در جهان هستی، تشکیل زندگی جمعی و شکل­ گیری اجتماع و روابط اجتماعی، اعتقادات و ارزش­ها و آیین­های دینی و مذهبی از جمله مسائلی هستند که درآثارو تألیفات مختلف به عنوان ریشه ­هاوسرچشمه­ های فرهنگ مورد بررسی قرارگرفته ­اند.

از میان علل و عوامل بوجود آورنده فرهنگ، به نظر می­رسد سه دسته­ اخیر یعنی، سرشت انسان، اجتماع انسانی، دین و مذهب (به مفهوم اولیه و وسیع) به دلایل ذیل مهمتر از سایر ریشه ­های فرهنگ باشند:

الف- اگر ریشه­ ها و سرچشمه­ های فرهنگ را به ریشه ­های اولیه، ثانویه و ثالث طبقه ­بندی نماییم، انسان، اجتماع و دین را می­توان براساس نظریات دانشمندان علوم اجتماعی به عنوان ریشه­ های اولیه موردنظر قرار دهیم.

ریشه­ های ثانویه و ریشه ­های ثالث نظیر هنر و ادبیات ملل و توانایی ابزارسازی و سخنوری انسان و سایر مفاهیمی که به عنوان ریشه­ های فرهنگ تلقی شده­اند، هرچند موجد فرهنگ و تعبیر فرهنگ­ها بوده­اند اما خود ناشی از ریشه ­های اولیه فرهنگ هستند.

ب- تمامی ریشه­ های فرهنگ و سرچشمه­ های گسترده آن درنهایت در محدوده تکامل انسان و تلاش تاریخی او در راستای تطور اجتماعی و دینی قرار دارند و به هر ترتیب به نوعی یا به حقیقت انسان و سرشت یکتای او در میان موجودات مربوط می­شوند، یا به ماهیت جامعه انسانی و ذات فرهنگی آن در مقایسه با ذات جبری و غریزی جوامع حیوانی متصل هستند و یا اینکه از متن دین به عنوان واقعیتی از جهان ماورای انسان و جامعه­ انسانی اخذ شده اند.  یافته­ های دانشمندان علوم اجتماعی مختلف، حتی به گونه توصیفی محض تا حدود زیادی مؤید این مطلب است.

ج- این سه مفهوم بنیادین از ریشه های اولیه فرهنگ، هر چند در تطوّر تاریخی خود با هم آمیخته هستند و تفکیک آنها از یکدیگر جز در معنای مجرد و ذهنی هرگز امکان­پذیر نیست، اما به رغم این ارتباط کامل و تنگاتنگ و طبیعی، هر یک به نوعی و از زاویه­ای مستقل نیز در تولید و زایش اولیه فرهنگ نقش محوری داشته و سرچشمه ­های فرهنگ و ساختمان ابتدایی آن را بنیان نهاده­اند. به طوریکه نادیده گرفتن هر یک از این سه مفهوم اساسی در بررسی ریشه ­های فرهنگ، خود به خود منجر به حذف بخش مهم و قابل توجهی از عناصر و دستاوردهای عظیم فرهنگی خواهد شد به گونه­ای که ترسیم ساختمان حقیقی فرهنگ بشری با مانع و نقص آشکاری مواج خواهد گردید.

د- ریشه­ ها و سرچشمه ­های فرهنگ  پس از مراحل نوزایش و آغازین، خود، تجلیّات و نمادهای فرهنگی را منعکس می­سازند، به طوریکه شناخت هر نوع فرهنگ با شناخت این تجلیّات و نمودهای گسترده، بستگی تام دارد.

در این راستا، انسان، جامعه و دین از جایگاه ویژه­ای برخوردار هستند. به عبارت دیگر آنچه که به انسان مربوط می­شود، اعم از حالات، رفتارها و عقاید و آنچه اجتماع و جامعه انسانی را معرفی می­کند، از بعد ساختاری و یا مراحل تحولات و نیز آنچه که به عنوان آیین­ها و مناسک دینی در اقوام و ملل گوناگون بشری یافت می­شود، در مقایسه با سایر تجلیّات و نمادهای فرهنگی نقش تعیین­ کننده داشته و شاخص­های اصلی فرهنگ را معرفی می­نمایند.

هـ- آداب و رسوم فوق­العاده متنوعی که در حوزه­ های انسانی و اجتماعی و دینی یافت می­شوند، در آثار بسیاری از مردم­شناسان، انسان­شناسان و فرهنگ­شناسان به صورت مشروح گزارش شده و ابعاد آن مورد بررسی قرار گرفته­ اند سپس فرهنگ­های و مشترکات یا اختلافات فرهنگی، از زوایه این تجلیات و نمادها شناسایی شده­اند.

براین اساس، باتوجه به اهمیت مفاهیم سه گانه مذکور و برمبنای توافق نسبی قریب به اتفاق دانشمندان علوم اجتماعی، در این بخش از تحقیق ابتدا به طورکلی، گستره ریشه ­های فرهنگ و شقوق عمومی آن بررسی می­ شده، سپس ریشه­های انسانی فرهنگ، ریشه­های اجتماعی فرهنگ و ریشه ­های دینی فرهنگ را مورد مطالعه قرار می­دهیم و بهکند و کاو نظریات فرهنگ­شناسان در این زمینه می­پردازیم.

 






نوع مطلب : علمی، فرهنگی، 
برچسب ها :
ارسال شده در: چهارشنبه 15 فروردین 1397 :: توسط : سید مهدی آقاپور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : سید مهدی آقاپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :