تبلیغات
فرهنگ و اندیشه - فرهنگ رفتار قبیله‌ای در ایران -دکتر سیدمهدی آقاپور
فرهنگ و اندیشه
دکتر سید مهدی آقاپور
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

 فرهنگ رفتار قبیله‌ای در ایران    

     ریشه‌ها و پیامدها

http://www.jahromnews.com/newspix/uploads/uploads/1292430098.jpg

              

 دکتر سیدمهدی آقاپور

پژوهشگر فرهنگی و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران

 

 

فرهنگ و رفتار قبیله‌ای چیست و چه تفاوتی ماهوی با فرهنگ و رفتار انقلابی دارد؟ ریشه‌های رفتار قبیله‌ای در ساختارها و ساز وکارهای اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی چگونه ترسیم می‌شود؟ و کارکردها و سطوح آشکار و پنهان آن بر فرایند جامعه چگونه تأثیر می‌گذارد؟  اهمیت و اثرگذاری منفی آن بر ثبات و استحکام اجتماع و هجوم آن برای تخریب و تهدید جامعه به چه میزان برآورد می‌شود؟ و دست آخر اینکه رفتار قبیله‌ای چگونه به یک فرهنگ و هنجار تبدیل شده و پیامدهای آن چیست؟

رهبری فرزانه انقلاب در دیدار کارگزاران و مدیران ارشد نظام با تحلیل و ارریابی جامع از اوضاع و احوال ایران اسلامی در عرصه داخلی و بین‌المللی و تأکید بر مردمی بودن و ثبات نظام جمهوری اسلامی در جهان ضمن توصیه به صاحبنظران و تحلیل‌گران مبنی بر پرهیز از افراط و تفریط و توجه واقع‌گرایانه بر جنبه‌های مثبت در کنار ضعف‌ها و کاستی‌ها، رفتار قبیله‌ای را تفسیر و سخت مورد نکوهش قرار داده و آن ‌را آفت بزرگی برای حفظ نظام و جریانات و گرایش‌های سیاسی مختلف و درونی آن برشمرده‌اند و همگان را بویژه مدیران و کارگزاران کشور، به دوری وپرهیز از آن توصیه نموده‌اند.

چرا رفتار قبیله‌ای در نگاه رهبری معظم یک آفت بزرگ تلقی شده و ریشه‌ها و علل و عوامل این نوع رفتار جمعی آفت‌زا ازکجا سرچشمه می‌گیرد؟ از نقطه‌نظر تجارب تاریخی و درون‌نمایه های روان‌شناختی و جامعه‌شناسی چه رویكردها و نگرش‌هایی در این زمینه وجود دارد و برای کنترل و کاهش و زایل نمودن آن در فرایند اجتماعی وسیاسی ایران اسلامی چه اقدامات و تمهیداتی باید صورت پذیرد؟

نگاه تاریخی:

 مورخ معروف تونسی ابن خلدون، در مقدمه پرآوازه  کتاب تاریخ خود تحت عنوان «کتاب‌العبر و دیوان المبتداء والخبر فی ایام العرب و العجم و البربر» در زمینه رفتار قبیله‌ای و ریشه‌ها و چگونگی نشو و نمای آن در قبایل و طوایف مختلف عرب و شمال آفریقا تحت اصطلاح عصبیت قومی به طور مبسوطی بحث می‌کند. در چنین شرایطی تحجرآمیز، رفتار قبیله‌ای مبتنی بر عصبیت جمعی به یک فرهنگ مسلط و یک هنجار فراگیر جمعی در قبیله تبدیل شده و بر همه شئون زندگی قبیله و آحاد آن به گونه محسوس و مؤثر تأثیر می‌گذارد به طوری‌که مخالفت با آن یک هنجارشکنی غیرقابل عفو تلقی می‌گردد.

پدیده عصبیت قومی وقبیله ای، دائم برای کسب قدرت در حال ستیز با قبایل دیگر است. به طوری‌که به جای ارزشها و آرمان‌های الهی و انسانی، برتری قومی و قبیله‌ای، اساس رفتار ها و کنش‌های جمعی را تشکیل می‌دهد و با سپید وسیاه كردن افراد و احزاب و حاکمیت قانون همه یا هیچ بر این باور افراطی عصبیت قومی استوار است که:

                                                 «از برادرت دفاع کن ولو اگر مجرم باشد»

درفضای فرهنگ و رفتار قبیله‌ای، اصل ونسب وارتباطات مبتنی بر خون، نژاد و فامیل بر شایستگی‌های ناشی ازملاكهای اسلامی و قرآنی، یعنی علم و تقوی و مجاهدت برتری داشته و تنها ملاک امتیازات جاهلی قرار می‌گیرد.

در رفتار قبیله‌ای مبتنی بر عصبیت قومی، جناح، قوم یا قبیله مقابل، یا باید به طور کامل در جناح خودی جذب و داخل آن قرار گیرد و یا این که به طور کامل حذف و از صحنه روزگار محو شود. تنها راه زایل شدن این نوع رفتار تعصب‌آمیز و افراطی، قرار گرفتن آن در پرتو اعتقادات و آرمان‌های الهی و انسانی است.كه بدینوسیله تفاوتها ورقابتها  با رفاقتها و دوستیها برای اداره وپیشرفت كشور همراه وهمگام باشد ودشمنان  داخلی وخارجی نیز از فرصت طلبی ها واستفاده از شرایط و موج سواری نا امید گردند.

 در کشور عزیز ما ایران، تاریخ پرفراز و نشیب آن بویژه پس از حمله مغول (به جز دوره 230 ساله اقتدار صفویان) به خوبی نشان می‌دهد که رفتار قبیله‌ای و طایفه‌ای تا حدود زیادی در ایلات و قبایل و مناطق مختلف سرزمین ایران برای کسب قدرت و قرار گرفتن بر اریکه حکومت مرکزی همواره وجود داشته است. در همین دوره 200 ساله معاصر پس از ظهور نادر و سرداری بیگانه شکن او در ایران، بین قبایل قاجار و زند به مدت نیم قرن زد و خورد دائمی مبتنی بر رفتار قبیله‌ای و عصبیت ایلی وجود داشته و حتی با وجودتلاش‌های وکیل الرعایای مردمی یعنی کریم خان زند برای کاهش رفتار قبیله‌ای و در پناه گرفتن و حمایت از فرزندان محمد حسن خان قاجار، رفتار قبیله‌ای از بین نرفت و به محض مرگ کریم خان نه تنها قبیله قاجار برطبل جنگ و ستیزه کوفت بلکه حتی  برادران و فرزندان کریم خان مانند زکی خان و صادق خان و دیگران به جان هم افتادند تا بالاخره آغا محمدخان قاجار در رسید و به مدت 120 سال قبیله قاجار را بر ایران مستولی نمود كه كشور را درسراشیب عقب‌ماندگی و بدبختی و تجزیه قرار دادند. پس از آن نیز با انقراض سلسله قاجار و دستیابی رضاخان میرپنج برای اریکه سلطنت كه با تصویب یک ماده واحده فرمایشی در مجلس فرمایش وقت آغاز شد، نوع دیگری از رفتار قبیله‌ای ادامه یافت و به مدت نیم قرن استقلال و امنیت ایران دستخوش مطامع بیگانگان گردید. و از قافله پیشرفت و تمدن  عقب ماند.

 این شواهد و تجارب متقن تاریخی، درس‌های فوق‌العاده ارزنده‌ای برای جمهوری اسلامی و مدیران ارشد و جریانات فکری و سیاسی آن دارد که همگی داعیه اسلامی‌خواهی و کشور دوستی و خدمت رسانی به مردم را دارند و همه باید به طور کامل توجه کنند که اعتلای دین، کشور و مردم شهید پرور با درس‌گیری از تجارب تاریخ معاصر ایران و پرهیز از رفتار قبیله‌ای و عصبیت‌های قومی و جناحی امکان پذیر می‌باشد.

          

 نگاه روان‌شناختی:

روانشناسان معروف همچون فروید، مازلو، پیاژه و دیگران، یکی از مهمترین انگیزه‌های رفتار انسانی را تلاش برای دستیابی به خواست‌های سرکش غرایز و ارضاء آن دانسته و آن را به عنوان یک ویژگی مسلط در رفتارها و شخصیت انسان‌ها مدنظر قرار داده‌اند. مقام‌پرستی، ثروت‌اندوزی، شهوت‌پرستی، اشرافیگری، قدرت محوری و نظایر آن‌ها در نهاد انسان‌ها به طور بالقوه وجود دارد که همه آن‌ها متوجه ارضای من و نفس انسانی است که می‌خواهد بدرخشد و بر همه مسلط شود. در این شرایط، هر فرد دیگری که با من و نفس او در ارتباط باشد، و به اصطلاح خودی محسوب شود. حتی در صورت تخلف و انحراف تأیید و حمایت می‌شود و افراد دیگری که با من و نفس او در ارتباط نباشند و به اصطلاح غیرخودی باشند، حتی در صورت صحت و صلاح، خطاكار ومجرم تلقی شده و در جهت نفی آنان اقدام و موضع‌گیری می‌شود. دراین شرایط فقط خدا ی بزرگ چاره ساز است.   ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربی

این وضعیت اس و اساس رفتار قبیله‌ای در نهاد انسان و ریشه‌های روان‌شناختی آن به شمار می‌رود. بی‌شک این ریشه‌های عمیق نیز در پرتو اعتقادات و باورهای سالم الهی و انسانی قابل تصحیح و زایل شدن است که از این طریق من نفسانی و شیطانی به من تزکیه شده انسانی و الهی تبدیل شود.

البته شرایط اجتماعی و ریشه‌های فرهنگی و جامعه‌شناختی و هویت تاریخی و دینی جامعه بر نهاد انسان‌ها و چگونگی بروز و به فعلیت درآمدن آن کاملاً مؤثر است.ولی بدون تردید، اراده و اختیار وتدبیر انسانها  در هر شرایطی حرف اول را می زند.

                                                   انا هدیناه السبیل اما شاگراً و اما کفورا.

از شهید بزرگوارنورعلی شوشتری نقل شده است که ما دیروز در جبهه‌های دفاع مقدس همگی می‌خواستیم گمنام بمانیم و حتی گمنام شهید شویم، اما امروز می‌خواهیم ناممان گم نشود! دیروز در جبهه‌ها بوی ایمان می‌دادیم. اما امروز ایمانمان بو می‌دهد! و ...

رهنمودهای فراموش نشدنی معمار کبیر ا نقلاب و جمهوری اسلامی که به بیان رهبری «روح خدا بود در کالبد زنان» را در آن باره، در گفتار و عمل هرگز از یاد نبریم. رادمردی که معرفت قرآنی واستقامت نبوی را با عدالت علوی و سلحشوری حسینی در آمیخت و آنرا با تفسیری نو در جاهلیت مدرن قرن بیستم برای کشور تحقیر شده ایران در زمان پهلوی، برای ملت سرافراز به ارمغان آورد و بدین ترتیب حیات پرصلابت و مقتدرانه‌ای به کشور ما بخشید که طنین توفنده آن خواب ستمگران جهانی را آشفته ساخته و ملت‌های تحت ستم را به میدان بیداری و رویارویی فراخوانده است.

همواره به خود گوشزد كنیم، هرگزفراموش نكنیم و سرلوحه خود وگروه خود قرار دهیم، كه امام راحل(ره) در بیاناتشان برای نفی هرگونه رفتارهای قبیله‌ای وبرخوردهای حذفی و مهارزدن بر منیت‌ها و نفسانیات و دوری از قدرت‌پرستی‌ها و مقام‌طلبی‌ها بویژه در بین مدیران و خواص جامعه، همواره تأکید داشتند که:

 من شیطان است. اینقدر نگویید من، بگویید مکتب من. ما از خدائیم همه و به سوی او باز می‌گردیم، این چیزهایی که در دست ماست، امانت‌هایی است از جانب او و باید به او بازگردانیم. عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید.

این رهنمود ها كه در كلام امام(ره) بی شمار است، همگی برنفی رفتار قبیله ای وریشه های روانشناختی آن در راستای حفظ وحدت ویكپارچگی جامعه وگروههای سیاسی دلالت دارد.

در نگاه امام (ره) رفتار نفسانی که در آن جهاد اکبر فراموش شود و خودخواهی و خودپرستی و خودمحوری و خودبرتربینی به جای خداجویی و خداپرستی محور قرار گیرد و رفتار قبیله ای و قبیله‌پرستانه را موجب گردد، به شدت مذموم تلقی شده و اساس وحدت و انسجام ملی و اسلامی را خدشه‌پذیر ساخته وبنیان نظام جمهوری اسلامی راسست خواهد نمود در حالی‌که در نگاه امام حفظ نظام از اوجب واجبات است و برای حفظ نظام به جای قبیله وجناح وگروه خود، باید عمود خیمه نظام یعنی رهبری را حمایت و تقویت نمود تا به مملکت آسیبی نرسد. نه این که به جای رفتار اسلامی و انقلابی برای حفظ نظام، رفتار متحجرانه قبیله‌ای وفامیلی اشرافی حاکم گشته و ملاک و معیار همه چیز قرار گیرد. بنابر این اصل بر حفظ نظام اسلامی است. نظامی که پس از 200 سال جنگ و ستیز و رفتار قبیله‌ای در تاریخ معاصر ایران ، با خون سرخ هزاران شهید انقلاب اسلامی و دفاع مقدس به دست آمده است.

 خیانت مسلم به همه شهیدان است، اگر با وجود رهنمودهای صریح امام(ره) ورهبری، رفتار قبیله ای وگروهی را بر رفتار انقلابی واسلامی، درظاهر یا پنهان  و درگفتار یا عمل ترجیح دهیم.

هر چند وجود برخی ضعف‌ها و کاستی‌ها و جناح‌ بازی‌ها و فامیل‌بازی‌ها و رفتارهای قبیله‌ای را نیز در عرصه کشور و برخی گروه‌ها و جریانات قدرت‌پرست و ثروت‌اندوز و اشرافیگری تاریخی آن‌ها نمی‌توان نادیده گرفت. این آفت‌ها و چالش‌ها و آسیب‌ها که از رفتار قبیله‌ای مبتنی بر شرایط تاریخی و فرهنگی و ریشه‌های روان‌شناختی و جامعه‌شناختی آن‌ها ناشی می شود را می توان با عبرت‌آموزی از تاریخ معاصر ایران، تهذیب نفس و هدایت افكارو رفتار فردی و جناحی كنترل نمود كه بلاشك، با مهار زدن بر نفس وکاهش خودخواهی‌ها و زیاده‌طلبی‌ها و یادآوری و بهره‌گیری از فضای آکنده از فداکاری و فرهنگ ایثار دوران دفاع مقدس و بویژه با تمسك به ریسمان الهی این مهم  قابل وصول خواهد بود، در غیر این صورت سرنوشت دیگری خواهیم داشت و خدای ناکرده تاریخ گذشته تکرار خواهد شد.

 پیامدها:

فرهنگ و رفتار قبیله ای و متحجرانه ، بی شك عواقب و پیامدهای متحجرانه ای  به دنبال خواهد داشت وبه ساختارها و سازو كارهای جامعه ونظام اجتماعی در عرصه های گوناگون سرایت خواهد كرد. در شرایطی که رفتار قبیله‌ای به یک فرهنگ و هنجار جمعی تبدیل شود، نیروهای افراطی وجریانات کسب قدرت به هر وسیله و قیمت، به تدریج وبا لطایف الحیل برجامعه مسلط می‌شوند، فرصت‌طلبان و دین به دنیافروشان به جای صالحین و صدیقین، بلندگوها و مصادر امور را در دستگاههای مختلف به دست گرفته و افراد مطیع و محافظه کار و ترسو و غیرخلاق را بال و پر می‌دهند. تشنه‌گان قدرت به جای شیفتگان خدمت قرار گرفته و کوتوله‌های فکری و سیاسی و علمی و فرهنگی به جای نخبگان و فرهیختگان حقیقی و چهره‌های ماندگار، مدارج ومدارك سیاسی وفرهنگی و علمی را از آن خود می‌سازند. شایسته‌سالاری فراموش می‌گردد و نیروهای انقلابی و شایسته و فداكار ‌ترور شخصیت‌ شده و خار در چشم و استخوان در گلو خانه‌نشین میشوند.. منافقان زیرک به اتفاق زاهدان احمق و افراد خنثی و بی‌تفاوت و عافیت‌طلب و سازگار و عاری از هر گونه تولی وتبری، نیروهای زرنگ و کاری جامعه ودستگاههای دانشگاهی و اجرایی محسوب شده و بدین ترتیب جامعه انقلابی از شدن به بودن و از قیام به قعود و از نهضت به نهاد و سکون می‌رسد که همه و همه پیامد‌های ارتجاعی فرهنگ و رفتار قبیله‌ای است که فرهنگ ناب اسلامی و نظام مقدس ورهبری فرزانه ما با آن به شدت مبارزه می‌کند.

نگاه جامعه‌شناختی به مقوله رفتار قبیله‌ای و ریشه‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی آن بحث مستقلی را به خود اختصاص می‌دهد که در مجالی دیگر به یاری خدا بدان خواهم پرداخت.

در مجموع رفتار قبیله‌ای و جناحی مخل جامعه و آفت نظام محسوب شده و موجب سیر قهقرایی کشور و مردم و تضعیف اسلام و جمهوری اسلامی می شود و باید وهن همه کسانی باشد که با وجود دستیابی به مقامات و مناصب بالای سیاسی و نظامی و حكومتی  هنوز زخم گلوله‌ها و ترکش خمپاره‌ها را به بدن خود داشته و در ضمیر ذهن و روح خود هنوز دیار عاشقان را فراموش نکرده اند. رفتار قبیله‌ای ریشه‌های تاریخی در کشور ما دارد که با رویش زلال دین و آگاهی مردم در پرتو هدایت امام راحل(ره) و رهبری معظم تا حدود زیادی زایل شده است، اما ریشه‌کنی این آفت اساسی برعهده همه مردم عزیز و همه جناهها و گروه‌های فکری و سیاسی و به‌ویژه کارگزاران و مدیران ارشد نظام می‌باشد که باید تلاش کنند و از خود بگذرند و خودخواهی را بگذارند و خداخواهی را برگزینند چرا که همه ما رفتنی هستیم.

                     کل من علیها فان و یبقی وجه ذوالجلال و الاکرام.

    زندگی صحنه یکتای هنرمند ماست       هرکسی نغمه خودخواند و از صحنه رود

                 صحنه پیوسته بپاست              خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد 






نوع مطلب : فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، 
برچسب ها :
ارسال شده در: دوشنبه 7 شهریور 1390 :: توسط : سید مهدی آقاپور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : سید مهدی آقاپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :