تبلیغات
فرهنگ و اندیشه - این روزهاهرچه بی خاصیت ترباشی،مقبولتری:حاتمی كیا
فرهنگ و اندیشه
دکتر سید مهدی آقاپور
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

               .حاتمی كیا: این روزها هر چه بی خاصیت تر باشی، مقبولتری      

حالا و بعد از نزدیک به دو دهه تجربه فیلمسازی، باید با هزار هول و ولا، فیلمی را که دلت می خواهد بسازی

                             
برای فیلمسازی مثل من که علاقه دارد فیلمش با شرایط اجتماعی و سیاسی اطراف اش در ارتباط باشد، حال و فضای جامعه پیرامون خیلی حیاتی است. متأسفانه دامنه تحمل سیاستگذاران فرهنگی این روزها بسیار پایین است و متأسفانه من هیچ شناخت واضحی از سلیقه فرهنگی این دوران ندارم. این به این معنا نیست که من با سلیقه دولت وقت فیلم می سازم.

 من معتقدم شرایط فرهنگی این دوران، برای من متر و میزان واضحی ندارد و قطعاً این شرایط مبهم، در فیلم من تاثیر می گذارد. یک نوع بی وزنی. گرد و غبار. بلاتکلیفی. مبهم بودن مانیفست فرهنگی. پیدا نکردن نقاط مشترک  شرایط این دوران، شبیه نوعی حالت تعلیق است. در چنین فضایی نگاه فیلمساز برونگرایی مثل من، به درونگرایی چرخش پیدا می کند. ترجیح میدهم به چیزی خارج از حوزه های دیداری رایج بپردازم.حالا و بعد از نزدیک به دو دهه تجربه فیلمسازی، باید با هزار هول و ولا، فیلمی را که دلت می خواهد بسازی. باید برای اینکه تن به فیلم سفارشی ندهی، پیله ای برای خودت بسازی تا از گزند تغییرات در امان باشی، ولی بهر حال فیلم ساختن به پول احتیاج دارد و ساختن آن هم روز به روز گران تر می شود. تا دیروز، تمام دلشوره ما «درآمدن» فیلمی بود که دل مان را راضی کند، ولی حالا بزرگترین نگرانی مان «گیشه» است. اگر از گیشه عقب بمانیم، سقوط ما حتمی است و در این وانفسا، تو حتی توان گرفتن وامی هم که برایت مقدر شده را نداری. آبروداری این روزها خیلی سخت شده و بی آنکه قصد بی ادبی به فیلمها را داشته باشم، به نظرم این روزها هر چه بی خاصیت تر باشی، مقبولتری     
بارها گفته ام که چون سینما هنر گرانی است، مشکلات ما بیشتر است. شده ایم مثل کشورهای تازه استقلال یافته ای که پیش از این جزو شوروی سابق بودند و از زندگی اشتراکی و در بسیاری از موارد رایگان استفاده می کردند، اما حالا وارد فضایی شده اند که برای دکتر رفتن هم باید پول خرج کنند و اگر نداشته باشند، باید بمیرند. به نظرم این اتفاق الان برای سینمای ما افتاده است.قبلاً در شرایطی فیلم می ساختیم که امکان تجربه داشتیم، ولی حالا چرتکه وسط است. بخواهی یک درجه پس و پیش بروی، معلوم نیست سر از کجا در آوری. در چنین شرایطی مجبوری دست به عصا حرکت کنی. سعی می کنی از حاشیه حرکت کنی، یعنی مجبوری. هی می خواهی دور بزنی، و این کار برای فیلمسازانی مثل من که نگاهی شهودی و غریزی به اجتماع اطراف شان دارند، سخت است. مجبوری به جای داخل شدن به شهر، از جاده کمربندی بروی و این جاده، مدام تو را از مسیر اصلی دور می کند.
فیلمسازان ما به سه قسمت تقسیم شده اند. یک دسته فیلمسازانی که فیلمشان را با حمایت و دلگرمی آن سوی مرزها می سازند و نگران سینمای ما نیستند. دوم فیلمسازانی که طبع پوپولیستی دارند و فیلمهایی صرفاً سرگرم کننده می سازند. نه دغدغه حرف دارند و نه دغدغه هنر. این سینما از طرف گیشه تضمین شده است و دسته سوم، سینمایی فرهنگی است که قرار است بی آنکه به آنسوی آبها متکی باشد، حرفی برای گفتن داشته باشد و بی جهت به مخاطب ایرانی باج ندهد. این نوع سینما، بر لبه تیغ حرکت می کند. در تمام دنیا از این سینما حمایت می شود، ولی الان این سینما، در یک رقابت خشن ( با دسته بندی های دیگر سینما) به              خودش واگذاشته شده                         تاریخ انتشار: یکشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۴

     * ابراهیم حاتمی کیا/ کارگردان سینما

منبع: قدس

 






نوع مطلب : فرهنگی، دیدنی ها و خواندنی ها، 
برچسب ها :
ارسال شده در: شنبه 7 آبان 1390 :: توسط : سید مهدی آقاپور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : سید مهدی آقاپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :