تبلیغات
فرهنگ و اندیشه - نسبت جامعه شناسی و کرگدن شناسی در ایران - دكترسیدمهدی آقاپور عضوهیئت علمی دانشگاه تهران
فرهنگ و اندیشه
دکتر سید مهدی آقاپور
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

 

نسبت جامعه شناسی و کرگدن شناسی در ایران 

 دكترسیدمهدی آقاپور عضوهیئت علمی دانشگاه تهران

                                            از  رفتار قبیله‌ای تا انتخابات!               

به تحقیق، جامعه­شناسی در بین علوم جدید، جایگاه ویژه و پراهمیتی دارد. امروزه گستره و عمق جامعه­شناسی و حوزه­ها و نظریه­های آن نسبت به سایر علوم اجتماعی و انسانی، به حدی است که کلیه رفتارها، کنش­های جمعی، نهادها و ساختارهای اجتماعی و جریانات و تحولات جامعه را دربرمی­گیرد. اقتصاد و سیاست و فرهنگ، خانواده و آموزش و پرورش و مذهب، و فراغت و تفریح و ورزش و هنر، همه و همه با رویکرد توصیفی و اثباتی و فونکسیونالیستی و یا رویکرد تحلیلی و علّی و انتقادی در دایره بررسی و شناخت جامعه­شناسانه مورد کند و کاو علمی و اجتماعی قرار می­گیرند و به قول ریمون آرون، جامعه­شناسی تفسیر جامعه زمانه خویش است و جامعه­شناس حقیقی کسی است که به تفسیر جامعه زمانه خویش می­نشیند و یا به قول پیر بــوردیو، جامعه­شنــاسی علم مبارزه در همه زمینه های اجتماعی است و درواقع یک ورزش رزمی است.

 مایکل بورووی رئیس انجمن بین­المللی جامعه­شناسی با نگاهی عمیق و جامع، وظیفه جامعه­شناسی را در چهار بخش عمده کنش­های آکادمیک و تولید علم، کمک به سیاستـگذاری­ها و برنامه­ریزی­های اجتماعی، کنش­های رسانه­ای و ارتباط با افکار عمومی و جامعه­شناسی مردم­گرای و ارتباط مستقیم با جنبش­ها و کنش­های جمعی طبقه­بندی می­کند.

درواقع آشنایی کافی با جامعه­شناسی موجب می­گردد که جامعه­شناس با رویکرد تئوریک و پراتیک وتلاش فكری و همگرای نظری- تجربی، از بینش عامیانه فاصله گرفته و در لایه عمیق­تر بینش اجتماعی وارد شود که برای پدیده­ها، نهادها، تحولات و کنش­های اجتماعی، تعاریف مفهومی و عملیاتی دقیق­تر و فنی­تری لحاظ می­دارد و به پیش­بینی واقع­گرایانه روند آتی آن­ها به صورت نسبی می­پردازد.

در ایران اما، باوجود کارکردهای گسترده جامعه­شناسی و تلاش شکننده یا مقاوم آن برای تبیین و تفسیر كنش های جمعی وساختاری، چالش هاوموانع سخت وسنگینی وجود داردكه در درجه نخست، به نظر این محصل جامعه­شناسی که با علاقه و داوطلبانه به این رشته علمی نگاه می­کند، به محتوی و سازوکارهای درون رشته­ای و کنشگران آن بازمی­گردد. انگار خود را در جزیره­ای غیرمسکونی محصور ساخته ایم و با نقاشی روی آب و فریاد کشیدن عالمانه انتظار داریم با این نقاشی­ها و فریادها بر کنش­های اجتماعی و تحولات جامعه اثری محسوس وماندنی برجای بگذاریم.

ما عموماً از تحصیل در کلاس درس جامعه­شناس و طی کردن مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری در داخل یا خارج به تدریس در این رشته و کسب کرسی درس جامعه­شناسی نائل شده­ایم بدون اینکه عموماً در این فرایند مدرسه­ای، جنبش­ها و ساختارها و سازوکارهای اجتماعی خرد و کلان جامعه­ را درحد کافی لمس وتجربه کرده باشــیم. در حالی که همه به خوبی می­دانیم، مدرک و عینک جامعه­شناســانه، سواد و علم و بینش جامعه­شناختی را به ارمغان نمی­آورد.

همین بوردیوی معروف و مبارز که میزان وفاداری و صداقت و سختكوشی او را در میدان عمل و هم میدان نظر جامعه­شناسی به خوبی می­شناسیم و با نگرش و رویکرد فکری و روش شناختی او كمابیش آگاهیم را به یک بوردیوی بی­زهر، خنثی و بی­خاصیت تبدیل کرده­ایم که فقط به درد چارچوب نظری رساله­های دانشجویان می­خورد و تنها یک بوردیوی رساله­ای است.

این نقاشی­های روی آب و فریادهای زیرآب که به زعم نگارنده، پرچم بی­رقیب جامعه­شناسان واقعی را به حاشیه رانده و از اهتزاز مقتدرانه آن در تحلیل وتبیین مسائل جامعه جلوگیری می­کند، نمایشنامه کرگدن اوژن یونسکو نمایشنامه­نویس مشهور فرانسوی را به یاد می­آورد که با اندکی رنگ و لعاب بومی و ایرانی به این صورت تعریف می­کنم.

روزی کرگدن عظیم­الجثه­ای وارد شهری شد و به اهالی شهر حمله کرد، مردم را زخمی ساخت و بساط مغازه­ها را در هم ریخت و ماشین­ها و وسایل نقلیه را واژگون ساخت. خیابان­ها و کوچه­ها ناامن شد و مدارس و اماکن عمومی و خدماتی به کلی تعطیل گردید و مردم کوچه و بازار از کوچک و بزرگ به خانه­های خود پناه بردند و درب­ها را محکم بستند تا ازشر كرگدن وخطرات آن در امان بمانند. مدتی وضع بدین منوال بود و امور شهری و زندگی مردم به خاطر حضور کرگدن خطرناک به کلی مختل و بحرانی شده بود. پس از مدتی بزرگان شهر و مدیریت بحران به فکر افتادند که با کمک جامعه­شناسان چاره­ای بیاندیشند. لذا از نخبگان و زعمای جامعه­شناسی شهر دعوت به عمل آوردند و جلسه­ای مخفیانه با رعایت مسائل امنیتی و حفاظتی تشکیل دادند.وپس از ساعت­ها مذاکره وگفتگو، صورتجلسه مهمی را نوشته و برای همه اهالی شهر ارسال نمودند مبنی بر اینکه

1-باید رشته کرگدن­شناسی در جامعه­شناسی در مناطق مختلف شهر دایر کنیم.

2- باهمكاری جامعه شناسان یك همایش علمی کرگدن­شناسی برگزار کنیم.

3- کتاب و مقاله و مجله و رساله و تحقیق کرگدن­شناسی برای آگاهی مردم انتشار دهیم.

فردای آن روز تیم اجرایی به سرعت دست به کار شد و با تشکیل شورای علمی همایش و تعیین محورهای موضوعی و ضوابط پذیرش مقالات، فراخوان علمی همایش به همه جامعه شناسان و اهالی شهر اعلام گردید. امور همایش با نظم و ترتیب منظم علمی به جریان افتاد و تعداد زیادی مقاله علمی به دفتر همایش رسیدو برای داوران علمی ارسال گردید. پس از داوری و اعلام مقالات برتر و  انتخاب سخنرانان کلیدی روز همایش فرا رسید.

در یک خانه مجلل و در سالن بزرگ آن به دور از چشم کرگدن (و حامیان آن که وجود کرگدن در شهر به نفع منافع آن­ها بود تا شهر را غارت کنند.) همه بزرگان و پژوهشگران و صاحب­نظران جامعه­شناسی را دعوت نمودند. هیئت رئیسه جلسه را  شروع کرد. سخنران کلیدی اول درافتتاحیه جلسه اندرباب توسعه نظریه­های جامعه­شناسی و پرش آن از سکوی کرگدن­شناسی مقاله خود را ارائه نمود که آدم را به یاد مقاله آلن سوکال فیزیك دان معروف وناقلا باعنوان "به سوی گرانش هرمنوتیک در مسیر کوانتومی" می­انداخت که فقط خودش می­فهمید و بس.

مقاله دوم درباره جامعه­شـناسـی شاخ کرگـدن بود كه به تفصیل از قطر و طول و جـنس و وزن آن سخنان بدیعی به میان آورده شد. مقاله سوم راجع به جامعه­شناسی دم کرگدن با تاكید برنظریه هابرماس به سمع و نظرشركت كنندگان رسید. به همـین منـوال مقالات بعدی به ترتیـب درباره جامعه­شـناسی سم کرگدن ، جامعه­شناسی پوست کرگدن ، جامعه­شناسی تاریخی کرگدن، جامعه­شناسی خشونت کرگدن، جامعه­شناسی وزن کرگدن ، قد، جثه، مو و ... بود. حامیان کرگدن نیز بیکار نشسته و هر سخنرانی را با سوت زدن و کف زدن­های ممتد تشویق می­کردند و در جلسه یک فضای دوستی و ارادت عاشقانه وجامعه شناسانه نسبت به کرگدن توسط جامعه­شناسان و اندیشمندان اجتماعی بوجود آمده بود.

دراین بین، ناگهان از گوشه­ای در سالن همایش سر وصدایی برخاست و یکی از جامعه­شناسان که دست برقضا متأثر ازجامعه شناسانی مثل پیر بوردیو، سی رایت میلز و امثال آنان بود و رویکرد تئوریک- پراتیک و انتقادی داشت، سالن همایش را به هم ریخــت نیروهای امنیتی و انتظامـات ریختند و او را ساکت کردندوهمایش به كار خود ادامه داد. پس از مدتی دوباره جامعه­شناس مذکور نتوانست طاقت بیاورد و از ناراحتی بافریادی بلند اعتراض کرد و مجدداً داد و قال راه انداخت. باز هم عوامل همایش او را در میان گرفتند و معلوم شد مقاله او به خاطر عدم رعایت موضوعات و ضوابط همایش کرگدن­شناسی توسط هیأت داوران جامعه­شناس، مردود دانسته شد.

 در همین گیرودار، زمان پذیرایی و ناهار همایش فرارسید که به همت حامیان همایش کرگدن­شناسی (بخوانید حامیان کرگدن) به صورت مجلل برگزار شد تا جامعه­شناسان کرگدن­شناس دلی از عزا دربیاورند.

در این فرصت، جامعه­شناس ناسازگار و مخل نظم همایش را پیش رئیس همایش بردند و جناب رئیس با زبان علمی از اهمیت کرگدن­شناسی  در علم جامعه­شناسی و توسعه آن داد سخن داد. جامعه­شناس معترض و نفوذی سکوت کرد ولی پس از پایان سخنان عالمانه و جامعه­شناسانه ریاست همایش گفت،

"من با سخنان علمی شما و اینکه جامعه­شناسی قابلیت علمی در حوزه­های مختلف را دارد، موافقم. فقط اجازه دهید چند دقیقه در جلسه اختتامیه همایش که همه بزرگان جامعه­شناسی شهر جمع هستند، نظر خودم را بگویم، قول می­دهم خرابکاری نکنم".

 رئیس همایش قبول کرد و پس از توصیه­های لازم به انتظامات برای کنترل جامعه­شناس معترض به سالن همایش رفتند. القصه هنگام اختتامیه، رئیس همایش به قول خود عمل کرد و با وجود مخالفـت حامیان کرگدن به جامعه­شناس ما فرصت ابراز نظر داد. و او با جسارت یک جامعه­شناس واقعی با بیان علمی و شیوا و سخنانی کوتاه حقیقی تلخ را در این همایش جامعه­شناسانه مطرح نمود و آن این بود که

 «ما همگی در اینجا جمع شده­ایم تا با علم جامعه­شناسی خطر حضورکرگدن درشهررا شناخته و راه کنترل و دفع آن را معین نموده و جامعه را از آسیب­ها و ناهنجاری­های ناشی از آن نجات بخشیم. جامعه­شناسی شاخ و دم و سم و پوست ووزن وقد کرگدن بدون توجه به وجود خطرناک کرگدن و آسیب­های آن به جامعه که به مرحله بحران رسیده است، دردی را دوا نمی­کند و همان نقاشی روی آب و فریاد زیرآب است. ما در فضای جامعه­شناسی امروز در درجه نخست سخت نیازمند دو شیرزن یا شیرمرد جامعه­شناس هستیم که با اقتدار علمی و جامعه­شناختی به مصاف کرگدن و بحران آفرینی آن بشتابند و حاضر شـوند بدون چشمداشت به ارتقاء و ترفیع و حق­التدریس و حق­التحقیق و کسب جایگاه جامعه­شناسی برتر و چهره ماندگار شدن، رزمی جانانه و عالمانه با کرگدن اجتماعی و حامیان آن آغاز کنند تا به کمک سایر جامعه­شناسان این حیوان خطرناک را کنترل و از شهر و زندگی مردم دفع نمایند. حوزه جامعه­شناسی کرگدن­شناسی باید رویکردی تئوریک- پراتیک داشته باشد. هم کرگدن اجتماعی(مسئله های اجتماعی-social problem) را در سطح خرد و کلان بشناسد و هم رویکردی اعتراضی و انتقادی نسبت به اثرات وجود آن در ساختارها و سازو کارها و کنش­های جمعی در بین مردم و نهادها و رسانه­ها و فرهنگ اجتماعی داشته باشد."

 دست آخر اینکه بدانیم که در ایران علم جامعه­شناسی مستلزم تفكر اجتماعی است، همچنانكه بنیانگذاران جامعه­شناسی و جامعه­شناسان برجسته امروز نیز این گونه عمل كرده اند و می كنند وباور كنیم که بی­خاصیتی و بی­دردی جامعه­شناسی و تقلید محض و ضبط صوتی آن از دستاوردهای دیگران درواقع مرگ محتوم و تدریجی جامعه­شناسی در ایران را به دنبال دارد، هرچند رشدی بادكنكی به وسعت رشد بادكنكی دانشگاههای كشور همانند رشد بادكنكی رشته علوم اجتماعی وسرریزشدن مدارك متنوع آن را در بین مردم داشته باشیم.

 

 






نوع مطلب : علمی، دانشگاهی، دیدنی ها و خواندنی ها، فرهنگی، اجتماعی، 
برچسب ها :
ارسال شده در: سه شنبه 26 دی 1391 :: توسط : سید مهدی آقاپور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : سید مهدی آقاپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :