تبلیغات
فرهنگ و اندیشه - فرهنگ ورزش، تماشاگری و فراغت جوانان- یك رویكرد جامعه شناختی 7
فرهنگ و اندیشه
دکتر سید مهدی آقاپور
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

اوقات فراغت وتماشاگری ورزش-دكترسید مهدی آقاپور 

تماشاگران ورزش اعم از بینندگان و خوانندگان و یا كسانی كه در میادین ورزشی برای دیدن مسابقات حاضر می شوند، بی شك بخش عمده ای از مردم بویژه نوجوانان و جوانان را در جهان ورزشی امروز تشكیل می دهند. این پدیده جدید اجتماعی با توجه به حجم عظیم و هفتگی و یا حتی در برخی مواقع میزان شبانه روزی آن شاید پرطرفدار ترین برنامه فراغتی و رسانه ای را به خود اختصاص می دهد.

 رهبران سیاسی و مدیران فرهنگی و یا صاحبان شركتهای تجاری با بكارگیری موثر مطبوعات و رسانه های جمعی همواره موجبات تقویت و گسترش این پدیده را فراهم می آورند به طوری كه اخبار ورزشی و وقایع ریز و درشت مسابقات قهرمانی در زوایای مدارس و محلات و ادارات و قلب توده های بزرگ مردم نفوذ كرده و افكار عمومی را به شدت مشغول می سازد از این رو از نظر جامعه شناسان ورزش و اوقات فراغت جنبه های مثبت و منفی علل و انگیزه های تماشاگری با توجه به آسیب شناسی ونقش رسانه های جمعی و مطبوعات بسیار قابل بررسی می باشد.

 هر چند در این زمینه مطالعات اندكی صورت گرفته و در كشور ما نیز سابقه ای ندارد و به قول دومازدیه پژوهشگران باید هنگام تحقیق درباره ورزش بعد نمایشی آن را همواره به نحو شایسته ای مد نظر داشته باشند و كاری نكنند كه بعد مشاركت در عملیات ورزشی،‌ آنها را چنان در خود فرو برد كه از آن غافل شوند. (ریمون توماس 1989)

 به عبارت دیگر فراغت ورزشی كه عموما آن را جنبه اصلی فراغت فعال دانسته اند در واقع خود به دو جنبه فعال یعنی ورزش كردن وجنبه منفعل یعنی تماشاگری ورزش (در میدان ورزش یا از طریق رسانه ها) طبقه بندی می شود كه هر یك از آنها زمینه ها و شرایط خوب و بسیار ضروری برای مطالعات جامعه شناسان و پژوهشگران علوم ورزشی را بوجود می آورند.

* عصر تماشای ورزش

امروزه تماشای ورزش بیش از ورزش كردن بسیاری از مردم را به خود جلب می كند. در اوایل قرن بیستم كه ورزش مدرن در حال گسترش بود و مردم را در اوقات فراغت به فعالیت بدنی ازاد وا می داشت. تعداد تماشاگران ورزشی اندك بود ولی به تدریج با افزایش جاذبه های ورزش و دخالت عوامل مختلف اقتصادی و رسانه ای این پدیده بیش از خود ورزش اهمیت یافت به طوریكه از نیمه دوم قرن 20 تماشاچیان ورزش و دیدن برنامه های ورزشی از تلویزیون و یا خواندن اخبار ورزشی در مطبوعات خود یك پدیده جدید خاص جوامع فراغتی مبهم به شمار می روند.

در سال 1968 فرود آپولوی II در سطح ماه به خاطر پخش مسابقه فوتبال در سه كانال تلویزیونی باتاخیر انجام شد. كانال CBS  براساس اطلاعاتی كه از طریق سیل تلفنهای تماشاچیان فوتبال رسیده بود، فرود آپولو را با تاخیر به نمایش گذاشت.

 در سال 1969 طبق آماری كه به طور تصادفی از محتویات 25 جمله از ایالتهای مختلف حاصل شد، مشخص گردید كه در كشور آمریكا علیرغم ساختار كاپیتالیستی و تسلط اقتصاد بر جامعه و مردم، 3 جمله فاقد بخش اقتصادی بود و 5 جمله كمتر از دو صفحه درباره اقتصاد مطالبی نوشته بودند ولی همه 25 جمله دارای بخش ورزشی بودند علاوه بر این میانگین صفحات ورزش سه و نیم صفحه بود و در هیچكدام از مجلات نیز بخش اقتصادی قبل از صفحات ورزشی قرار نداشت (هاری ادواردز- 1973) رقم ورزشكاران و تماشاگران ورزشی در همین كشور فاصله زیادی دارد كه آمار آن در خلال مباحث گذشته اشاره شد.

نظاره و تماشا در همه اجتماعات همواره از صور رایج دقت گذرانی عمومی بوده و هست و گرچه در تمدنهای مكتوب در مقایسه با اقدام نانویسا و فاقد فرهنگ نوشتاری به قول مك لوهان، باصره دارای اهمیت بیشتری است، با این وجود شوق نظاره و تماشای بازیها، رقص ها، نمایشها و انواع محرك ها از آغاز زندگی بشر با زیباییها و هیجانات خاص خود وجود داشته و حتی در تمدنهای پیشرفته بویژه در عصر جدید كه روزگار تصاویر (سینما و تلویزیون خوانده می شود، رشد فزونتری حاصل كرده و تا حدودی جایگزین تفریحات فعال دوران پیشین شده است. (جمشید بهنام شاپور راسخ 1348)

توسعه پدیده تماشا كه نتیجه توسعه وسایل ارتباط جمعی می باشد در حیثیت اجتماعی و درجه علاقه به اشیا و وقایع قلمروهای نوینی را در ارزشیابی بو جود می آورد. هم اكنون در دنیایی كه مردم به آنچه جراید، رادیو، تلویزیون و سینما انتخاب كرده است، نگاه می كند و گوش می دهند و دیگر توجه، گرایش و تحسین مانند سابق معطوف به اشخاص و اشیاء نیست.

در تفسیرهایی كه روی مسابقات داخلی كشور فرانسه انجام می شود كلمات موزون و آهنگ داری مثل غولهای میدان، پهلوانان عرصه بكار می رود و وقتی یك ركورد جهانی شكسته می شود، چنین وانمود می شود كه گویی عالم بشریت یكی از مراحل اساسی تحول را طی كرده است.

وقتی مادام كوری كه كارهای علمی او منشأ ترقیات زیادی بوده است به امریكا می رفت در همان كشتی سوار بود آمریكا یك قهرمان بوكس نیز حضور داشت. جمعیت زیادی منتظر ورود قهرمان و ابراز احساسات نسبت به وی بودند ولی مادام كوری با یك بی تفاوتی عمومی از كشتی پیاده شد.

میزان آگهی ها و اخبار پیرامون مرگ یك قهرمان دوچرخه سواری به نام فوستوكوپی در مطبوعات فرانسه جالب است. روز دوم ژانویه 1960 این واقعه با حروف درشت در بالای صفحه دو روزنامه مهم عصر به مقدار زیادی عكس چاپ شد. بعد طی روزهای زیادی این مطالب در تمام روزنامه ها مفصلا مورد تفسیر قرار گرفت و طی مقالاتی وی را با صفاتی گوناگون مورد ستایش قرار دادند. تقریبا در همین زمان آلبركامو برنده جایزه نوبل، ضمن یك حادثه دلخراش درگذشت.شمارش ستونهای روزنامه های اصلی حاكی از این بود كه در مجموعه 143 ستون به مولف طاعون اختصاص یافته بود حال آنكه تعداد ستونهای اختصاص یافته به قهرمان دوچرخه سواری به 342 می رسید.

 مطالعه دیگری كه در ژانویه 1969 بر دانشجویان دانشكده علوم پواتیه صورت گرفت نشان داد كه اكثریت این دانشجویان نامها و شرح حال قهرمانان ورزشی و ستارگان سینما را بهتر از دانشمندان می شناختند از 147 نفر افراد مورد پرسش 107 نفرشان نام مخترع پنی سیلین (فلمینگ) را نمی دانستند، اما فقط 39 نفر از نام حقیقی جانی هالیدی بی خبر بودند. (ژان كازنو 1373)

در یك مطالعه كه توسط یك جمله پرخواننده ملی در سال 1982 در نیویورك به عمل آمده، این نتیجه حاصل شد كه فقط 7/3 درصد از مردم با ورزش سر و كار ندارند یعنی در ورزش شركت نمی كنند و كمتر از ماهی یكبار نیز به ورزش نگاه نمی كنند وشاخص ها نشان داد كه 74 درصد از مردم حداقل هفته ای یكبار به برنامه های ورزشی نگاه می كنند مطالب ورزشی را می خوانند یا حداقل روزی یك مرتبه راجع به ورزش بحث می كنند.

 از یك تحقیق دیگر این نتیجه جالب بدست آمد كه 59 درصد از خانواده هایی كه علاقه زیادی به ورزش نشان می دهند از گذران اوقات فرغت خود رضایت دارند. از هر چهار پاسخ دهنده به سوالات، یك تن اظهار نموده است كه شركت در ورزش یا نگاه كردن به آن اعضا خانواده آنها را با یكدیگر صمیمی تر می نماید.

در واقع در دنیای فراغتی فعال ورزش بدون حضور تماشاچی نمی تواند چندان در جامعه مطرح باشد. ورزشكاران بی شك در خلاء اجتماعی رقابت یا بازی نمی كنند. در یك استادیوم هنگام مسابقه هزاران تماشاچی برای ورزشكاران تشویق و تقویت اجتماعی فوری مثبت یا منفی را فراهم می آورند لذا می توان گفت كه ورزش مدرن بدون تماشاچی و دوستداران ورزش زنده نخواهد بود. براستی اگر تماشاچی در وقایع ورزشی حاضر نباشد شاید هیچكدام از ورزشكاران حاضر به ادامه آموزش یا رقابت نباشند. (اسوآهولا و براد هتفیلد- 1986)

در مجموع تماشاگری ورزش اغلب اوقات فراغت مردم بویژه جوانان و نوجوانان را به خود اختصاص می دهد و با توجه به توسعه تماشاگری در مقیاس جهانی و تداوم تاثیر آن بر مردم جهان باید عصر جدید را عصر تماشای ورزش نیز نام نهاد.

 

* علل و انگیزه ها

انگیزه و علاقه مردم به تماشای ورزش و مسابقات ورزشی علل و انگیزه های گوناگونی دارد كه از نظر جامعه شناسی ، فرهنگ شناسی، و روانشناسی اجتماعی قابل مطالعه می باشد. وجود اوقات فراوان بیكاری ناشی از اجتماعات شهری و صنعتی ، كمبود تفریحات سالم و سازنده و فعال و با نشاط برای مردم جهت رفع خستگی های روحی و ذهنی ناشی از كار تكراری و فرسودگی ناشی از آن روابط سرد و بیروح و ماشینی در محیط شغلی و حتی خانوادگی، مسائل و مشكلات روز افزون زندگی و نیاز به فرار مقطعی از آنها جهت لذت بردن از زندگی علاقه به رقابت ها و مسابقات ورزشی و سرنوشت تیم محبوب خود در جدول مسابقات، علاقه به پیشرفت و برتری شهر و كشور خود در میان سایر شهرها و اقوام ، توسعه فراوان فعالیتهای ورزشی و تبلیغات انبوه رسانه های جمعی و آب و تاب دادن برد و باختها، مطرح شدن ورزشهای حرفه ای و قهرمانی و جدی و واقعی شدن نمایش مهارتهای بدنی زیبا و حیرت انگیز، علاقه مندی به قهرمانان و الگوهای ورزشی محبوب و مورد علاقه تعلق خاطر و این همانی تخلیه روحیه خشونت و انرژی پرخاشگری و فرافكنی ، حضور تعیین كننده عوامل تجاری و سیاسی و بكارگیری فوق العاده موثر رسانه های جمعی بویژه مطبوعات و تلویزیون برای ارائه اخبار و گزارشهای كتبی و تصویری همه و همه از جمله علل و انگیزه هایی هستند كه موجب افزایش روز افزون تعداد نفرات تماشاچیان ورزش و تبدیل شدن آن به یك جریان فراگیر درون ملیتی و فرامیلیتی رسانه ای و جهانی می گردد. (آقاپور- 1368)

در كشورهای پیشرفته صنعتی تماشاچیان ورزشدوست بچه های خیلی جوان محسوب می شوند بسیاری از والدین بچه ها را در پتوهایی كه با شعارهای ورزشی فوتبال و بسكتبال و بیس بال گلدوزی شده می پیچند و یا لباسهایی به آنها می پوشانند كه دارای نشان ورزشی تیم مورد علاقه شان می باشد.

 زمانی كه بچه بزرگتر شد، و شروع به راه رفتن و كسب تجربه از طریق تواناییهای خویش می كند، در بین اسباب بازیهایش وسایل ورزشی كه مثل نمونه واقعی آن است همچون توپهای فوتبال كوچك، چوگان پلاستیكی و توپهای بیس بال دیده می شود. و در همین دوران احتمالا كودك همراه والدین خود رای اولین بار به دیدارهای ورزشی می رود. بزودی شروع به توجه به وقایع ورزش در تلویزیون می كند هر چند كه هنوز چیزی از قوانین بازی را نمی داند یا درك نمی كند. اما سرانجام آنها را می آموزد. با راهنمایی و تشویق خویشاوندان مسن تر (معمولا پدر) بچه ها شروع به یادگیری و تحسین ارزشها و اعتقادات ورزشی می كنند و ممكن است در این زمان چنانچه دارای تواناییهای فیزیكی لازم و تمایلات قوی داشته باشد به ورزشكاری روی بیاورد و خصوصیاتی كه داشتن آن لازمه روحیات یك قهرمان ورزشی است از خود بروز دهد.

 اگر چه اغلب بچه های خیلی اجتماعی بیشتر تماشاچی می شوند تا اینكه بتوانند به یك قهرمان ورزشی تبدیل شوند. تماشاچی كه نقش آن كمتر مورد توجه قرار گرفته صرفا یك نیروی غیر فعال نیست و به طور قوی انگیزه داشته و در جامعه به صورت فردی و گروهی درگیر است و برای نقش اجتماعی خود اهمیت قائل است هر چند این نقش با نقش قهرمان ورزشی متفاوت است.

تماشاچی به طور كلی دو نقش اساسی ایفا می كند كه عبارتند از:

 احساس تعلق و وابستگی به تیم موردعلاقه و كسب هویت اجتماعی پسندیده كه از طریق تیم و موقعیت آن درصدد كسب آنست. لذا برد و باخت تیم مورد علاقه برای تماشاچی بسیار پراهمیت می شود و اگر تیم ببازد او خود را بازنده حس می كند و می گوید «ما باختیم» و برعكس اگر برنده باشد او خود را موفق و برنده حس می كند و می گوید «ما بردیم» و به طور كلی خود را با ورزشكاران محبوب یكی می داند و از اعضا اصلی تیم محسوب می دارد. (هاری ادواردز 1973)

البته واقعی شدن و حرفه ای بودن ورزش قهرمانی جدید به جای نمایشی و بازی گونگی آن بیشتر زمینه ای برای فرافكنی مهیا می نماید تا این همانی و احساس تعلق و كسب هویت از این جهت كه می توان نقش سركوبی و تفریح را پر كرد.

 فرافكنی نقش كم و بیش مشابهی در برخی ورزشهای خشن نظیر بوكس، كشتی كج و رگبی نشان می دهد و امروزه به ورزشهای دیگر نیز سرایت كرده است. مسلما در بی رحمیها و خشونت جاری در میادین ورزشی، خون گلادیاتورها را نمی شود دید اما مردم با خشونت كمتری به ارضا تقریبا مشابه تمایلات سركوفته خود می رسند با این وجود غالبا روند این همانی می تواند تب افراد درگیر در رقابت را در مواردی كه منتهی به خشونت نمی شود، توجیه نماید. زورآزمایی امروز بی شك مانند عهد پریكلس زمینه ای است كه در ورزش در آن بهتر تجلی می كند و روابط میان دو قهرمان ،‌استادیوم و تحسین كننده ها را به خوبی توجیه میكند. (ژان كازنو 1373)

در مجموعه علل و انگیزه های جامعه شناختی و روانشناختی موثری برای حضور انبوه مردم بویژه جوانان و نوجوانان در میادین ورزشی یا پای تلویزیون برای تماشای مسابقات قهرمانی ورزش وجود دارد و مطالعات ما به دلیل  نابسامانیهای گوناگون این پدیده فرهنگی و اجتماعی با توجه به گستره آن در بین همه مردم و رسانه ها، مورد توجه جدی قرار نگرفته است.

 تعدادی از این مطالعات كه از زوایای مختلف تماشاگران ورزشی و ارتباط آنها را با میادین و مسابقات و رفتار ورزشكاران و عوامل روانی و اجتماعی موجود بررسی می كند توسط اسوآهولاو براد هتفیلد در كتاب روانشناسی ورزش (1986) آورده شده و از اجتماعی شدن احساس تعلق ، كسب هویت و این همانی به همراه تخلیه قوای اضافی ، بروز روحیه خشونت و پرخاشگری و فرافكنی از جمله علل ، انگیزه ها و پیامدهای تماشاگری ورزش یاد شده است.

 ادامه دارد............

 






نوع مطلب : علمی، فرهنگی، ورزشی، 
برچسب ها :
ارسال شده در: شنبه 23 شهریور 1392 :: توسط : سید مهدی آقاپور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : سید مهدی آقاپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :