تبلیغات
فرهنگ و اندیشه - فرهنگ ورزش، تماشاگری و فراغت جوانان- یك رویكرد جامعه شناختی 8
فرهنگ و اندیشه
دکتر سید مهدی آقاپور
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

جامعه شناسی تماشاگری ورزش

جامعه شناسی از تماشاگری ورزش به عنوان یك پدیده اجتماعی و جزئی از نهاد اجتماعی ورزش در جامعه و علل و كاركردها و پیامدهای مثبت و منفی آن كه به صورت جریانی یا هیجانی (تدریجی یا سریع) در زندگی جمعی صورت می گیرد بحث می كند. مكتب های عمده جامعه شناسی كه به تماشاگری ورزش می پردازند عبارتند از:

الف- كاركردگرایان كه ابعاد مثبت و كاركردهای سازنده و سودمند را مورد تاكید قرار می دهند.

تضادگرایان كه به جنبه های آسیبی و رویكرد انحرافی تماشاگری اشاره دارند.

ج- انتقادگرایان كه جنبه ها و كاركردهای مثبت و منفی را در ساختار اجتماعی و شرایط و زمینه فرهنگی موجود به نقد می گذارند.

البته مكاتب دیگری نظیر اثبات گرایی، ساخت گرایی، مكتب مبادله و مكتب كنش متقابل نمادین نیز وجود دارند كه در جامعه شناسی ورزش می توان آنها را برای تبیین همه ساختارها و كاركردهای ورزش و تربیت بدنی در جامعه بكار گرفت.

الف- كاركردگرایان

 به نقش ورزش و تربیت بدنی در راستای تقویت ارزشهای جمعی ، اجتماعی شدن كودكان و نوجوانان و سازگاری اجتماعی مردم از طریق تماشاگری ورزش و ارتقا روحیه ملی و همبستگی بشری و تخلیه انرژی پرخاشگری به صورت مطلوب و جمعی اشاره می كنند. در این دیدگاه بر كسب مهارتهای اجتماعی و دسترسی به فرصتهای شغلی و حرفه ای ، شكل گیری هویت شخصی و اجتماعی، رهایی از تنش ها و بحران ها، كنترل اجتماعی ، تندرستی جسمانی، اشاعه وفاق ملی و توسعه اقتصادی و سیاسی، جامعه پذیری و تقویت نقش های سنی و جنسی و نژادی و خانوادگی از طریق پرداختن به ورزش و تماشای مسابقات ورزشی تاكید می شود. (گریندورفر و یاناكس- 1981)[1]

پدیده تماشاگری ورزش هنگامی كه از هیجانات زودگذر فاصله گرفته و به حالت یك جریان اجتماعی مستحكم تبدیل می شود، روابط اجتماعی و همبستگی های فكری و عملی بخش ها مختلف مردم را توسعه بخشیده و موجبات انتقال هنجارها و ارزشهای فرهنگی مشترك و تسریع و سهولت فرهنگ پذیری جمعی می گردد و انتقال و تبادل فرهنگی را توسط تماشاچیان در جامعه یا در سطح قاره ای و بین المللی فراهم می كنند.

 وحدت و همبستگی و سازگاری تماشاگران با یكدیگر ممكن است هب فعالیتهای مشترك اقتصادی و فرهنگی و شغلی و حرفه ای كشیده شود و در رونق و توسعه اجتماعی و ترقی جامعه موثر واقع شود.

 در واقع بین یك باشگاه ورزشی و طرفداران آن یك همبستگی و احساس به هم تلق داشتن و هم خانواده بودن وجود دارد و تمام مسائل باشگاه ، برد و باخت ها ، غم و شادیها، مشكلات و نارسائیها را تماشاگران نیز احساس می كنند لذا تاثیر و تاثر متقابل بین تیم (باشگاه با هواداران و یا كل افراد جامعه برقرار می شود و از این طریق فواید ارزنده و سودمند ورزش و خصوصیات شایسته ورزشكاران و روحیه ورزشكاری و جوانمردی به مردم به ویژه نسل جوان و نوجوان منتقل می گردد. تماشای ورزش و مسابقات ورزشی در یك جریان سالم و با فرهنگ، موجب تحكیم روابط اجتماعی، همزیستی مسالمت آمیز ، همبستگی بشری، تبادل فرهنگی و تعالی انسانها و ترقی اجتماعی خواهد بود و این همان سرمایه ای است كه پیرو دوكوبرتن در بنیانگذاری ورزش جدید در متن ورزش جستجو می كرد.

ب- تضادگرایان

 در نقطه مقابل كاركرد گرایان به نقش ورزش و تربیت بدنی و نماشاگری انبوه آن در عصر جدید در راستای تحریف و تنزل انسان و انحراف افكار عمومی از فعالیتهای ثمربخش دیگر تاكید می كنند.

 بی شك نظریه كارگرایان بیشتر در ارتباط با ورزش همگانی و فراغت ورزشی جوانان و نوجوانان و نظریه تضادگرایان بیشتر در ارتباط با ورزش قهرمانی و حرفه ای با اهداف تجاری و سیاسی و تماشاگری منفعلانه آن می باشد ولی ارتباط این دو بخش اصلی از پیكره ورزش و تاثیرات قوی و دائمی آنا بر یكدیگر هرگز قابل چشم پوشی نیست.

مارسل موس[2] جامعه شناس فرانسوی معتقد است كه ورزش باید در منطبق كردن جوانان با محیط فرهنگیشان نقش طراز اولی داشته باشد،‌ولی با خارج شده آن از مسیر اصلی و بازی، نشانه هایی از رفتار ناخویشتن را آشكار می سازد و خصلت بیمارگونه ای می گیرد و به خصوص قهرمان ورزشی كه بیش از همه رفتار ناخویشتن سازی در رفتار او بوجود می آید. ژرژمانیان[3] ورزش را به خودی خود نه پیشبرنده و نه ركوردی می داند بلكه به عنوان یك پدیده اجتماعی ساخته دست انسانها در نظر می گیرد كه اگر رضایت ورزشی به عنوان یك هدف فی نفسه دنبال شود نوعی انحراف است و جوانان را بر می انگیزد كه همه استعدادهای دیگر خود را نادیده گرفته و فقط به بهرهبرداری از نیروی جسمانی خود بپردازند و به برد فكر كنند.

 در عصر كنونی همه می خواهند برنده باشند زیرا پیروزی شرایط خوشبختی و كلید بهشت زمینی است و در حقیقت موفقیت به هر بهایی، فلسفه دنیای مدرن است و این خلاصه كردن هدف در پیروزی به هر قیمت  به معنای ابتذال مفهوم اصیل ورزش و تخریب روحیه ورزشكاری است (میگل اسكوبار- 1992) كه به طور قوی به انبوه تماشاگران جوان ورزشی و در نتیجه كل جامعه سرایت می كند و این یك فاجعه تمدن فراغتی و ورزشی امروز است. از دیدگاه تضادگرایان مسابقات قهرمانی و رقابت های ورزشی به میدان منافع پرستی دولتها و ملتها، ریخت و پاشهای مالی، تظاهرات ایدئولوژیك و قومی و جنگ سرد بین قدرتهای جهانی تبدیل شده و المپیك های مدرن برخلاف اهداف اولیه خود، جهان كوچكی از جهان بزرگ و پرآشوب و طبقاتی كنونی است.

 ورزش باعث انحراف افكار مردم بویژه جوانان از معضلات ومسائل اساسی اجتماعی می شود و منعكس كننده نابرابریها و تبعیضات نژادی و جنسی و قومی و تشدید كننده آن می باشد. ورزش جدید نوعی سوداگری است كه در آن سود از تندرستی ورزشكاران بسیار بیشتر اهمیت دارد. از نظر تضادگرایان:

1-   ورزش تجلی زیربنای اقتصادی جامعه و اتكا كننده روح سرمایه داری است.

2-   ورزش منعكس كننده و تقویت كننده توزیع نابرابر ثروت و قدرت در جامعه است.

3-   ورزش نمایشگر ابعاد ابزار گونه، بورژوایی و نخبه گرایی یك فرهنگ تكنوكراتیك است.

4-   ورزش جلوه ای از بیگانگی است كه انسان را دچار آگاهی كاذب می كند. (اشنایدر و اسپریتزر 1989)[4]

ورزش مبتنی بر سودمندگرایی به اشاعه افراطی ورزش قهرمانی و قهرمان پروری كاذب روی آورده و هویت پوچ و مادی را بر پیكره ورزشی حاكم می گرداند. و در نتیجه تماشاگران ورزشی به عنوان یك جریان بی هدف در خدمت دستهای سود سیاسی و تجاری و رسانه ای قرار می گیرد.

ورزش عامل تخریب و تخدیر افكار عمومی و نیروهای اجتماعی، عامل بروز تنشها و تعارضات در جامعه و تبدیل رقابت های سالم به خشونت های زشت و بی حد و مرز و جار و جنجال های بی معنی و پوچ شدن و از خود بیگانگی انسانها از طریق هیاهوهای دروغین می گردد. تاثیرپذیری جامعه از جریان هویت ورزش و توجه مستمر تماشاچیان ورزشی بدان موجب می گردد، مفهوم ورزش برای ورزش كاملا حاكم گردد و با دور شدن از مقصود حقیقی خویش كه توسعه و تبادل روابط اجتماعی و فرهنگی سالم در مسیری غیر از حقیقت ورزش به جریان افتد. (آقاپور-1368)

در مجموع این نگرش بر جنبه های منفی ورزش مانند پرخاشگری ، استثمار افراد محروم پوچی و بی هدفی یو از خودبیگانگی ورزشكاران و تماشاگران ورزش،‌ بروز تنش ها و بحرانها و  انحراف ارزشها و سجایای ورزشكاری، اشاعه بی فرهنگی در بین تماشاگران و انحراف افكار عمومی از مسائل حیاتی و افراط در پرداختن به ورزش و مسائلی از این قبیل در جریان ورزش در جامعه تاكید دارد.

ج- مكتب انتقادگرایان

 برخلاف كاركردگرایان و تضادگرایان، هر دو جنبه مثبت و منفی ورزش و تماشاگری ورزش را مورد توجه قرار می دهد و شرایط و زمینه های عمومی فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی و عوامل رسانه ای آن را در بعد ملی یا جهانی در شكل گیری و سمت دهی رویكردهای ورزشی با همیت تلقی می نماید.

دو مازدیه جامعه شناس فرانسوی جوانان ورزشكار را به دو دسته تقسیم می كند:

 یكی ورزشكاران عاقل كه بنا به تعریف او برای عملی سرگرم كننده یا رقابت دستجمعی به ورزش می پردازند و مسحور رویای افتخار و ثروت نمی شوند. این افراد نزد كسانی كه خود را ورزشكاران حقیقی می دانند، «ورزشكار روزهای تعطیل» نادیده می شوند. و ورزش را تفریحی چون سایر تفریحات در نظر می گیرند.

 او به ورزشكار ناخویشتن نیز اشاره می كند كه هر چند ورزش را چون وسیله ای پذیرفته اما در واقع آن را هدف خود قرار داده است. این ورزشكاران از كودكی در زمینه و شرایط اجتماعی ورزشی خاص خود پرورش می یابند و به رنگ آن در می آیند. شرایطی كه تماشا كردن مسابقات ورزشی و آگاهی از خصوصیات ورزشكاران تقریبا كار هر روزه مردم بویژه جوانان محسوب می شود.

 هر چند مكتب فلسفی مذهبی كوبرتن الهام بخش اكثر متفكران ، روزنامه نگاران ، نویسندگان و تمامی كسانی بوده و هست كه به فضیلتهای درمان بخش ورزش و تعالی روح در تعالی جسم (عقل سالم در بدن سالم) اعتقاد دارند.

 وی در كتاب «همراه با ورزشكاران تمامی ملل» (1927) اذعان می دارد ما می خواستیم با احیای مجدد نهادی 2500 ساله این فرصت را فراهم كنیم كه مذهب را با ورزشی كه نیاكان ما طرح ریزی كرده بودند منطبق سازیم.

 ورزش از نظر او اطمینان می بخشد و تسلی می دهد ورزش در سطح بالایی بانی یك دگرگونی عظیم اجتماعی و اخلاقی خواهد بود و قابلیت احیای فرهنگی نوین را به همراه خواهد داشت ورزش باید نجات بخش جامعه از عوارضی همچون الكلیسم، فساد، شرارتها، بیكاری ، شهوت طلبیهای لجام گسیخته و غیره باشد. ورزش باید حل قطعی مسئله مبارزه طبقاتی به طور كل متضمن اتحاد ملی و وحد مقدس باشد.

 اما همزمان با پیدایش ورزش جدید اولین عارضه های بیماری و اولین نداهای استمداد برای درمان آن نیز پدیدار گشته است. در سال 1902 كوبرتن بی اخلاقی را در نمایشهای پرهیاهو محكوم كرد و اظهار داشت كه تنها جوی بی غرضانه و جوانمردانه  می تواند شكوفایی را در پی داشته باشد عناصری از قبیل پول، خشونت ، تقلب، سیاست زدگی ، ملی گرایی و دوپینگ آرام آرام نقش نهادی ورزش را به تحلیل خواهد بود اما طرفداران واقعی ورزش پیوسته تضادارند كه به این وضعیت باید پایان داده شود تا از روح والای اخلاقی ورزش دفاع شوند. (میشل كایات 0 1992)

روند سوء اخلاقی به شدت تماشاگران حاضر در میادن ورزش خوانندگان مطبوعات وزش و بینندگان برنامه های ورزشی تلویزیون را تحت تاثیر قرار می دهد كه ضرورت یك تلاش هماهنگ و سازمان یافته از جانب اولیای جامعه متولیات ورزش را ایجاب می كند تلاشی كه در درجه نخست باید به زمینه ها و شرایط موجد جریانات انحرافی و سودجویانه ورزشی توجه كند و اهداف و مبانی حقیقی ورزش و ورزشكاری و فرهنگ سالم تماشاگری ورزش را جایگزین آن سازد وگرنه با اقدامات سطحی و بی برنامه و شعاری و در تنگنا قرار دادن ورزشكاران یاتماشاگران ورزش دوست راه به جایی نخواهیم برد.

وقتی افراد سودجو و موسسات منفعت طلب كه به هیچ چیز جز به منافع ناحق خویش فكر نمی كنند در پیكره ورزش عمیقا رسوخ كرده و «پولكی بودن» را بر ساختار ورزش حاكم نمایند چگونه می توان از جریان تماشاگری ورزش انتظار توسعه و تحكیم دوستیها و همبستگی ها را داشت؟

 وقتی فرهنگ رفاه زدگی و لذت پرستی روحیات و نفسانی در سطوح بالای جامعه حاكم گردد. آیا در محیط های ورزشی می توان از نفوذ فرهنگ نفسانی و مادیگرایی جلوگیری نمود وقتی اشرافی گری و دو قطبی شدن جامعه، جریان ورزش را در مسیر خصوصی سازی و انحصار طبقات مرفه جامعه قرار دهد، چگونه می توان از وفاق ملی و گسترش ورزش در بین توده های مردم سخن به میان آورد. در چنین شرایطی جنبه فعال پدیده ورزش و امكانات آن عمدتا مربوط به قشر خاصی از جامعه خواهد بود و اكثریت مردم به جنبه منفعل ورزش یعنی تماشا كردن بازی افراد كمی به عنوان قهرمانان آنهم در مسیری خلاف جهت حقیقی ورزش روی می آورند . به علاوه وفاق عمومی نیز در بین تماشاچیان ورزش صرفا به تكرار فریادها و هورا كشیدنهای خسته كننده ختم شده و پایه محكمی نخواهد داشت.

در واقع تماشاگری ورزش به عنوان یك بخش مهم از پدیده ورزش در جامعه امروزی نیز به عنوان سكه ای دو رویه با واقعیتی زشت و زیبا تعبیر می شود و جنبه های مثبت آن با كاركردهای فوق العاده ارزشمند در كنار رویكرد منفی و عوارضی زیانبار آن آمیخته است و طبیعی است كه در جامعه ما نیز با توجه به حضور گسترده رسانه های جمعی، جوان بودن جمعیت كشور و علاقمندی مردم به زیباییها و كاركردهای سودمند ورزش پدیده تماشاگری یك جریان قوی اجتماعی را تشكیل می دهد كه برای جهت گیری صحیح آن در درجه نخست باید به تصحیح نگرشهای موجود درباره ورزش و مبانی و اهداف آن در جریان عملی اقدام نمود

 در كشور ما عمدتا سه نگرش در رابطه با ورزش وجود دارد .

الف- ورزش برای منافع: این نگرش سایه سنگین خود را بر پیكره ورزش مسلط نموده و در حال گسترش دائمی می باشد و در بین بخشی از دست اندركاران ورزشی اعم از مدیران، منافع و مزایای مادی، هدف اصلی بوده و ورزش وسیله ای است برای رسیدن به این اهداف متحجرانه و از بین اصالتهای ورزشی در كشور

ب- ورزش برای ورزش: این نوع نگرش در بین توده های ورزشكار و تماشاگران جوان و نوجوان ورزشی دامن زده می شود و با توجه به تسلط نگرش انحرافی اول در سطح بالای پیكره ورزشی و عدم تلاش صادقانه آن برای راهبری اصولی و سازنده ورزشی ، پوچی و بی هدفی و صرفا انجام حركات بدنی و یا دیدن و لذت بردن از بازیها رواج می یابد و دخالت دستهای سوء سیاسی و تجاری با همكاری همان نگرش اول در این زمینه كاملا تعیین كننده است.

ج- ورزش برای تحقق اهداف و مبانی حقیقی آن كه عبارتست از سلامتی ، دولتی ، شادی و در نهایت انسان شایسته و جامعه مطلوب همبستگی و تعالی اخلاقی ورزشكاران و تماشاگران ورزشی و تبادل فرهنگی و ترقی اقتصادی و اجتماعی همانگونه كه كوبرتن آن را مطرح كرد و در تاریخ اقوام مختلف از جمله كشور ما نیز همواره قوت داشته است.

در مجموع مكتب انتقادگرایان با در نظر گرفتن دو رویه ورزش، به نقد و ارزیابی فرایندها، رفتارها و جریانات ورزش و تماشاگری ورزشی و طبقه بندی و تمایز جنبه ها و كاركردهای مثبت و سازنده از جنبه های منفی و ناسالم آن می پردازند و بیش از همه زمینه ها و شرایط اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و رسانه ای این فرایندها و جریانات را مورد تاكید قرار می دهند.



[1] - Greendorfer and Yiannakis

[2] -Marcel Mauss

[3] - George Manane

[4] -Snyder and Spreitzer






نوع مطلب : علمی، فرهنگی، اجتماعی، ورزشی، 
برچسب ها :
ارسال شده در: یکشنبه 7 مهر 1392 :: توسط : سید مهدی آقاپور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : سید مهدی آقاپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :