تبلیغات
فرهنگ و اندیشه - فرهنگ ورزش، تماشاگری و فراغت جوانان- یك رویكرد جامعه شناختی 9
فرهنگ و اندیشه
دکتر سید مهدی آقاپور
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

 

* نقش رسانه های جمعی درفراغت ورزشی

رادیو، مطبوعات و تلویزیون از اهمیت زیادی در تركیب كلی فراغت كه اكنون قسمت اعظم جمعیت در جوامع جدید را شامل می شود، برخوردار است. حال آنكه در ادوار گذشته تنها عده خاصی از برگزیدگان تحت تاثیر مطالعه و تماشا قرار می گرفتند.

 از این نقطه نظر وسایل ارتباط جمعی پدیده های جدیدی را بوجود نیاورده اند بلكه فراغت را به قشرهای مختلف اجتماعی كشانیده اند به نحوی كه دنیای تماشا در ساخت و سلسله مراتب اجتماعی موجود موفقیت و مقام خاصی یافته است به طوریكه شرایط ستارگان عالم هنر و ورزش یعنی افرادی كه از طریق تماشا مشهور می شوند تا حد زیادی تحول یافته است و صنعت تماشا در حال بوجود آوردن یك طبقه اجتماعی جدید و مسلط است. این تغییر نتیجه مستقیم صنعتی شدن فراغت و گسترش نظام تماشای متكی به انتشار الكترونیكی توسعه یافته است. (ژان كازنو 1373)

 

امروزه توسعه ورزش و افزایش انبوه تماشاگران ورزشی موجب شده است كه رادیو و تلویزیون دارای ادارات و بخش های متعدد ورزشی جهت تهیه و پخش اخبار و گزارشها و مصاحبه ها و پخش برنامه ها و مسابقات ورزشی باشند و سالیانه بودجه های قابل ملاحظه ای برای این برنامه ها اختصاص دهند و اغلب پیش می آید كه موسسات رادیو و تلویزیون با پرداخت مبالغ گزای اجازه پخش مسابقات و یا برنامه های ورزشی خاصی كه مورد توجه تماشاچیان است را بدست آورند. بدون شك به همین ترتیب مطبوعات نیز نقش فزاینده ای در تماشاگری ورزش و آگاهی از وقایع و اخبار ورزشی ایفا می كنند. (سیروس جاوید 1350)

برای غالب تماشاچیان گزارشات ورزشی اهمیت عمده ای دارد و بویژه تلویزیون تاثیر فراوانی بر علاقمندی به تیم ورزشی مورد علاقه تماشاگران و ایجاد رابطه با آنها را دارد و این مستلزم ایجاد ارتباط مناسب بین گزارشگران ورزش و تماشاگران ورزشی است.

این ارتباط در قالب قوانین بازی و هنجارهای اجتماعی دنبال می شود و گزارشگران را در جهتی سوق می دهد كه فعالیتهای شخصی و گروهی ورزشی را از ابتدایی ترین سطح تا آرمانهای جامعه ارتقا دهند، هر چند بین واقعیت ورزشی و این آرمانها فاصله زیادی است.

ممكن است رسانه ها از كاربرد مواد نیروزا یا تنش های بین ورزشكاران قبل از دیگران مطلع باشند اما هیچ ذكری از آن نمی كنند چرا كه در صورت مطرح نمودن آن مورد حمله و شماتت طرفداران تیم قرار می گیرند. (هاری ادواردز- 1973)

اینكه انبوهی از مردم به رقابت های ورزشی و تماشا و آگاهی از نتیجه آن علاقمند می شوند، امری عادیست، چرا كه این نمایش می تواند با سایر نمایش می تواند با سایر نمایش ها رقابت نماید و تماشاچیان بیشتری را با توجه به جاذبه ها، هیجانات و زیبائیهای خود جذب نماید.

 آنچه كه قابل تامل است،‌فراموش كردن مردم از مسابقه ورزشی به عنوان یك نمایش و حالت بازی گونه ومصنوعی آن می باشد كه در یك فرایند افراطی به صورت فوق العاده جدی و حرفه ای مطرح می گردد. در این فرایند اعتبار اجتماعی و ثروت این ورزشكاران می تواند آنها را در نگاه تماشاگران به مرتبه اول جامعه صعود دهد در حالیكه شاید هیچ سهمی در پیشرفت جامعه بشری ندارند ولی در مقام اساطیری قرار می گیرند و بر الگوهای رفتاری و اجتماعی كاملا تاثیر می گذارند. و این ناشی از حضور رسانه های گروهی در فعالیتهای ورزشی است.

در این روند ورزشی، قهرمانان در میدان دید دوربین و در صفحه اول روزنامه ها جای می گیرند حتی اگر قهرمانی باشدكه در آن میدان دید و آن صفحه، اغلب و به اندازه كافی جای نداشته باشد. مثلا قهرمانی كه رشته ورزشی او از جنبه نمایشی كمتری برخوردار است باید بخاطر منافع مادی خود سعی كند كه بیشتر در آن میدان و آن صفحه ظاهر شود چرا كه منافع او به پخش چهره او از رسانه ها بستگی دارد.اشخاصی كه به سوی ورزش سطح بالا گرایش دارند تحت تاثیر چنین جوی هستند (ریمون توماس 1989)

نقش و تاثیر رسانه های گروهی در توسعه ورزش و علاقمندی مردم به ورزش كردن یا تماشای آن لزوم مطالعات و تحقیقات در این زمینه را از اهمیت مضاعفی برخوردار می سازد و بویژه ، در جامعه ما كه آمار بینندگان ورزشی و تلویزیونی آن 70% می باشد.

 تحلیل محتوای كمی و كیفی اخبار و گزارشات ورزشی و میزان تاثیرپذیری مردم از آنها در راستای كاركردهای دو گانه ورزش بسیار ضروری است. و باید توجه داشت كه اهداف و وظایف و كاركردهای رسانه های جمعی به آسانی دستاویز منافع تجاری و اغراض سیاسی قرار گرفته و در مسیری خلاف اهداف حقیقی ورزش بكار گرفته می شود.

بی شك،ورزش و تربیت بدنی بازتاب نظام اجتماعی است و با فرهنگ و اقتصاد و سیاست پیوند می­خورد. امروزه اهمیت اجتماعی و فرهنگی ورزشی در مقیاس ملی و بین­المللی به حدی است که کمیته بین­المللی المپیک(ioc) با 11 کشور عضو در سال 1898 المپیک اول، امروز به 209 کشور عضو رسیده و در سطح تمام کشورهای جهان کمیته­های ملی المپیک را به صورت مستقل و غیردولتی به وجود آورده است به طوری که از سازمان ملل متحد از نظر تعداد اعضاء، کمیت و کیفیت فعالیت­ها و تأثیرگذاری فرهنگی در جوامع بشری فراتر رفته است.

در جامعه اسلامی ایران نیز وجود خیل انبوه تماشاگران جوان ورزشی و انتشار 17 روزنامه و 26 برنامه ورزشی در رسانه ملی اهمیت فرهنگی و اجتماعی ورزش را در کشور ما نشان می­دهد. با این و جود با تأثیرپذیری از ناهنجاری­های مدل ورزش مدرن غربی و همچنین ناهنجاری­های بوجود آمده در ساختارهای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی داخلی، ورزش در ایران نیز با چالش­ها و آسیب­های جدی فرهنگی و هنجاری روبه رو است که در سطح تحلیل رفتاری، ساختاری و معیاری می­توان در زمینه های رسانه­ای ، تماشاگری، رقابتها و مسابقات، ورزش همگانی و سلامت عمومی به وضوح آن­ها را مشاهده نمود که در مجموع خرده فرهنگ ورزشی را در ایران شکل می­دهند.

در سطح جهانی ، بحث ورزش به عنوان یك پدیده فرهنگی وتربیتی چه در اسناد معتبر مانند منشور بین‌المللی یونسكو(امین انورخولی،1381) وفلسفه المپیزم(قابل نقد است) و چه در نظریات فرهنگ شناسان معروفی چون پیر بوردیو، نوربرت الیاس، مارسل موس(ژاك دوفرانس،1385) مك كلوی، كواكلی، چارلز بوچر، آگوستین ژیرار، بروس كوئن و دیگران به صورت برجسته‌ای به چشم می‌خورد (آقاپور، 1388).

ورزش در فرهنگ غنی اسلامی- ایرانی با مدل فرهنگی وتربیتی هویت می­پذیرد که آیات و روایات و رهنمودها آن را بازگو می­کنند.درآیین اجتماعی اسلام ورزش و تندرستی بارویکرد فرهنگی وتربیتی جایگاه ویژه ای داشته وهیچ مکتبی همانند مکتب الهی اسلام برسلامت و نیرومندی پیروان راستین خود در راستای زندگی برتر، تربیت فرزندان، دفاع از دین وسرزمین وخدمت به خدا وخلق خدا تاکید نکرده است. مستندات ومتون فقهی ودینی وآیات شریفه قرآن واحادیث وروایات ازپیامبراعظم((ص) وامامان معصوم(ع) گواه برجسته ای بر این سخن می باشد ودانشمندان ایرانی نظیراحمد بهشتی، علی شریعتمداری، رجبعلی مظلومی، حسن خلجی از همین رویكرد پیروی كرده اند.(آقاپور، 1388 و1368)

بررسی فرهنگ ورزش در ایران  سابقه چندانی ندارد و شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 1383 یک بار به بررسی فرهنگی ورزش اقدام نمود که نتایج آن در قالب مصوبه 565 تحت عنوان «راهبردهای فرهنگی ورزش و تربیت بدنی در جمهوری اسلامی ایران» به دستگاه­های ورزشی کشور ابلاغ شد كه چندانتوجهی به این رهبردهای ارزشمند نشده و به اجرا در نیامد.

پایان­نامه­ها و رساله­های دانشگاهی درخصوص موضوعات فرهنگی ورزشی نظیر رسانه­ها، تماشاگران، اجتماعی شدن، هویت ورزشی، خشونت و پرخاشگری و مباحث اخلاقی و دینی در ورزش اندک بوده در حالی­که بحث فرهنگی ورزش بسیار پراهمیت و گسترده وجوان پسند است.

 فرهنگ كنونی ورزش با مدل نوین و مدرن غربی ورزش پیوند می خورد که با کارهای «پیردوکوبرتن» فرانسوی در قرن 19 با کتاب «همراه با ورزشكاران تمامی ملل» شروع می­شود که ویژگی­های ورزش را با مفاهیمی چــون هر چه قوی­تر بودن، هرچه سریع­تر دویدن و هرچه بالاتر پریدن (Citius- Altius- Fortius) همراه می­کند وبا نگرشی خنثی در لایه سطحی ،  اصولی چون بردگرایی، سکولاریسم، رکوردگرایی، اومانیسم، تخصص زدگی بر آن مترتب است كه نگرش منفی و تك بعدی ومنیت و منافع را در لایه عمقی آن دامن می زند.

سند راهبردی توسعه نظام جامع تربیت بدنی و و رزش تهیه شده در سازمان تربیت بدنی (1381) به جنبه های فرهنگی ورزش به گونه اجمالی و گذرا پرداخته و مبانی فرهنگی ورزش و تربیت بدنی وفرهنگی شمردن ورزش و فعالیتهای ورزشی و تربیت بدنی در این سند ملی و ارزشمند، اساس و پایه مبنایی سند قرار نگرفته است كه نیاز به بررسی مستقل دیگری دارد. 

 







نوع مطلب : فرهنگی، اجتماعی، ورزشی، 
برچسب ها :
ارسال شده در: شنبه 9 آذر 1392 :: توسط : سید مهدی آقاپور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : سید مهدی آقاپور
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :